اولین روایت خلبان آمریکایی اف-۱۵ از سقوط جنگنده‌اش در ایران | شکاف در افسانه قدرت مطلق آمریکا چگونه شکل گرفت؟ + فیلم کامل

  • کد خبر: ۴۴۵۱۲۰
  • ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۵
اولین روایت خلبان آمریکایی اف-۱۵ از سقوط جنگنده‌اش در ایران | شکاف در افسانه قدرت مطلق آمریکا چگونه شکل گرفت؟ + فیلم کامل
خلبان آمریکایی اف-۱۵ئی از سقوط جنگنده‌اش بر فراز ایران و ۵۰ ساعت بقا در کوهستان گفته؛ روایتی که تصویری تازه از محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا و افسانه «برتری مطلق» این کشور ارائه می‌دهد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ «براوو» نام عملیاتی افسر سامانه‌های تسلیحاتی یک فروند F-15E Strike Eagle آمریکایی است که در جریان مأموریتی بر فراز ایران هدف قرار گرفت و پس از خروج اضطراری از جنگنده، نزدیک به دو شبانه‌روز در مناطق کوهستانی ایران باقی ماند.

او که هویتش به دلایل امنیتی اعلام نشده، در گفت‌وگو با برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه CBS برای نخستین بار روایت خود از سقوط، جراحات، تلاش برای پنهان ماندن از نیروهای ایرانی و عملیات نجات را بازگو کرده است. CBS نیز جزئیات گسترده‌ای از عملیات جست‌وجو و نجات این افسر منتشر کرده است.

لحظه نجات خلبان زخمی اف-۱۵ سرنگون‌شده در خاک ایران

اصابت موشک؛ «مثل برخورد با یک قطار باری»

بامداد سوم آوریل، جنگنده دو نفره F-15E در جریان مأموریتی بر فراز ایران هدف قرار گرفت. براوو در کابین عقب و در جایگاه افسر سامانه‌های تسلیحاتی حضور داشت و «آلفا» خلبان هواپیما بود.

براوو لحظه اصابت را به «برخورد با یک قطار باری» تشبیه می‌کند؛ ضربه‌ای که خیلی زود ادامه پرواز را غیرممکن کرد.

دو سرنشین ناچار به خروج اضطراری شدند، اما باد آنها را از یکدیگر دور کرد و در نهایت در فاصله‌ای چند کیلومتری از هم به زمین رسیدند.

برای براوو، شرایط فرود نیز به اندازه سقوط جنگنده خطرناک بود. چتر نجات او در جریان اصابت آسیب دیده بود و خودش روایت می‌کند که در یک لحظه به بالا نگاه کرده و متوجه شده چتر به شکل عادی باز نشده است.

او تلاش کرد بخش‌های درهم‌پیچیده چتر را باز کند و سرانجام با سرعت زیادی به زمین برخورد کرد.

بر اساس روایت CBS، این سقوط باعث شکستگی کمر و بازوی او و آسیب به شانه‌اش شد؛ همچنین مچ پایش آسیب دید و سر و صورتش نیز دچار جراحت شد.

اما حادثه برای براوو با رسیدن به زمین تمام نشد. او می‌دانست در خاک ایران قرار دارد و باید محل فرود را ترک کند. بنابراین با وجود جراحات، حرکت خود را آغاز کرد.

فیلم کامل مصاحبه خلبان آمریکایی

صعود به ارتفاعات برای پنهان ماندن

براوو خود را در منطقه‌ای کوهستانی و میان صخره‌ها یافت. او به این نتیجه رسید که ماندن در دره می‌تواند خطرناک باشد و بنابراین با وجود آسیب‌دیدگی به سمت ارتفاعات حرکت کرد.

بر اساس روایت CBS، او خود را به خط‌الرأسی در ارتفاع حدود ۷ هزار پا، معادل بیش از ۲ هزار متر، رساند.

وقتی از او پرسیده شد چگونه با وجود شکستگی‌ها توانسته از کوه بالا برود، پاسخ داد که نمی‌خواسته به دست نیروهای ایرانی بیفتد و مقابل دوربین تلویزیون ایران قرار بگیرد.

در همین زمان، عملیات جست‌وجو برای یافتن دو سرنشین جنگنده آغاز شده بود.

خلبان دیگر، «آلفا»، حدود چند ساعت پس از سقوط پیدا شد و عملیات نجات او آغاز شد.

بر اساس روایت آمریکایی، در نخستین مرحله ۲۱ هواگرد در عملیات نجات آلفا مشارکت داشتند؛ ۱۲ جنگنده، چهار هواپیمای جنگ الکترونیک و پنج هواگرد امداد و نجات.

آلفا با بالگرد از منطقه خارج شد، اما براوو همچنان در کوهستان باقی مانده بود. در جریان این عملیات نیز چند هواگرد آمریکایی با خطر مواجه شدند و یک بالگرد آسیب دید.

براوو اما همچنان پیدا نشده بود.

«آسیب دیده‌ام، در حرکت هستم»

با فرا رسیدن شب، براوو محلی برای پنهان شدن پیدا کرد و توانست پیام‌هایی رمزگذاری‌شده برای نیروهای آمریکایی ارسال کند.

در یکی از پیام‌ها نوشته بود:

«آسیب دیده‌ام، در حرکت هستم.»

و در پیامی دیگر:

«خدا نیکوست.»

این پیام‌ها برای فرماندهان آمریکایی نشان می‌داد که براوو هنوز زنده است و حرکت می‌کند.

با این حال، عملیات نجات او همان شب انجام نشد و تصمیم گرفته شد اجرای عملیات تا فراهم شدن شرایط مناسب‌تر به تعویق بیفتد.

به این ترتیب، براوو یک شب دیگر را در ارتفاعات ایران سپری کرد؛ با آب بسیار محدود و تقریباً بدون غذا.

۱۵۵ هواگرد برای نجات یک نفر

مرحله دوم عملیات ابعاد بسیار بزرگ‌تری داشت.

بر اساس اطلاعات اعلام‌شده از سوی فرماندهان آمریکایی و منتشرشده توسط CBS، ۱۵۵ هواگرد در عملیات نجات براوو مشارکت داشتند؛ شامل ۶۴ جنگنده، چهار بمب‌افکن، ۴۸ هواپیمای سوخت‌رسان، ۱۳ هواگرد امداد و نجات و ۲۶ هواگرد اطلاعاتی و جنگ الکترونیک.

در مرحله اصلی عملیات، بیش از ۹۰ نیروی آمریکایی نیز روی زمین حضور داشتند و شمار بیشتری از نیروها در هوا و بخش‌های پشتیبانی عملیات مشارکت کردند.

همزمان، بر اساس روایت مقام‌های آمریکایی، از عملیات اطلاعاتی و فریب برای پنهان کردن محل واقعی براوو استفاده شد.

پیش از ورود گروه نجات نیز حملات هوایی در اطراف منطقه انجام شد.

CBS مجموع مهمات استفاده‌شده در این دو عملیات را ۳۳۹ مورد اعلام کرده است؛ عددی که باید همچنان در چارچوب روایت رسمی ارتش آمریکا خوانده شود.

سرانجام دو فروند هواپیمای ترابری MC-130 در یک باند موقت فرود آمدند و چهار بالگرد کوچک MH-6 که به‌صورت قطعات حمل شده بودند، برای اجرای مرحله نهایی عملیات آماده شدند.

گروه نجات خود را به محل اختفای براوو رساند.

او لحظه رسیدن نیروهای آمریکایی را یکی از بزرگ‌ترین لحظات زندگی خود توصیف کرد و نخستین جمله‌ای که به نیروهای نجات گفت، کوتاه بود:

«برویم.»

اما حتی در اینجا نیز عملیات تمام نشده بود.

وقتی عملیات نجات هم با مشکل مواجه شد

دو فروند MC-130 پس از فرود در زمین نرم دچار مشکل شدند و امکان برخاستن آنها وجود نداشت.

در نتیجه، نیروهای آمریکایی مجبور شدند طرح پشتیبان را اجرا کنند و براوو و نیروهای همراه او را با هواپیمای دیگری از منطقه خارج کنند.

در نهایت، هواپیماها و بالگردهایی که در محل باقی مانده بودند، منهدم شدند تا تجهیزات و فناوری آنها به دست ایران نیفتد.

براوو حدود ۵۰ ساعت پس از سرنگونی جنگنده به منطقه امن رسید.

تا اینجا، روایت را همان‌گونه که منابع آمریکایی بیان کرده‌اند دنبال کردیم؛ روایتی از یک عملیات پیچیده، چندمرحله‌ای و پرهزینه برای بازگرداندن یک افسر آمریکایی.

اما درست از همین نقطه، پرسش مهم‌تری آغاز می‌شود.

قدرت مطلق؛ تصویری که شکسته شد

مسئله فقط سرگذشت یک افسر آمریکایی در یک جنگ  متداول نیست.

آنچه این حادثه را از یک عملیات معمول جست‌وجو و نجات فراتر می‌برد، فاصله میان «برتری نظامی» و «قدرت مطلق» است.

آمریکا بدون تردید یکی از قدرتمندترین ماشین‌های نظامی جهان را در اختیار دارد. همین عملیات نشان داد واشنگتن از ظرفیت کم‌نظیری برای هماهنگ کردن جنگنده‌ها، بمب‌افکن‌ها، هواپیماهای سوخت‌رسان، سامانه‌های اطلاعاتی، جنگ الکترونیک، بالگردها و نیروهای ویژه در یک عملیات پیچیده برخوردار است.

اما توانایی انجام چنین عملیاتی به معنای مصونیت از آسیب در میدان نبرد نیست.

در واقع، همین روایت آمریکایی ناخواسته محدودیت‌های قدرت آمریکا را نیز آشکار می‌کند.

یک جنگنده پیشرفته F-15E در جریان یک مأموریت رزمی بر فراز ایران سرنگون شد؛ دو سرنشین آن مجبور به خروج اضطراری شدند و یکی از آنها برای حدود ۵۰ ساعت در خاک ایران باقی ماند.

این واقعیت به معنای نادیده گرفتن توان نظامی آمریکا نیست؛ برعکس، نشان می‌دهد قدرت آمریکا بسیار بزرگ است، اما این قدرت مطلق و بدون هزینه نیست.

برتری هوایی با کنترل میدان یکی نیست

واشنگتن ممکن است در یک مقطع از برتری هوایی برخوردار باشد؛ اما «برتری هوایی» مفهومی متفاوت از «کنترل کامل میدان» است.

یک نیروی نظامی می‌تواند تعداد بیشتری جنگنده، بمب‌افکن، هواپیمای سوخت‌رسان و تجهیزات اطلاعاتی داشته باشد و در عین حال نتواند تضمین کند که هیچ‌یک از هواپیماهایش هدف قرار نخواهند گرفت.

ماجرای اف-۱۵ئی دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند.

آمریکا توانست پس از سقوط جنگنده، عملیات جست‌وجو و نجات را اجرا کند؛ اما نتوانست از سقوط جنگنده و گرفتار شدن یکی از خدمه جلوگیری کند.

توانایی نجات یک نیروی آسیب‌دیده، نشانه قدرت است؛ اما آسیب‌پذیر نبودن آن نیرو، معنای دیگری دارد.

یک موشک ارزان‌تر در برابر یک جنگنده گران‌قیمت

در گزارش CBS، قیمت F-15E حدود ۳۰ میلیون دلار و هزینه موشک دوش‌پرتابی که در روایت آمریکا عامل سرنگونی جنگنده معرفی شده، حدود ۱۰۰ هزار دلار اعلام شده است.

این مقایسه البته معیار کاملی برای سنجش قدرت نظامی نیست؛ زیرا هزینه آموزش، نگهداری، تسلیحات، پشتیبانی و ارزش عملیاتی هواپیما را نمی‌توان در کنار قیمت یک موشک قرار داد.

اما یک واقعیت مهم درباره جنگ مدرن را نشان می‌دهد:

برتری فناوری الزاماً به معنای مصونیت نیست.

در جنگ‌های نامتقارن، طرفی که تجهیزات گران‌تر و پیچیده‌تر دارد، لزوماً طرفی نیست که هیچ‌گاه آسیب نمی‌بیند.

گاهی یک سامانه نسبتاً ارزان می‌تواند تهدیدی جدی برای یک پلتفرم بسیار گران‌تر ایجاد کند.

همین مسئله است که محاسبات قدرت‌های بزرگ را دشوار می‌کند.

ایران؛ میدانی متفاوت برای محاسبات آمریکا

ایران نیز از این منظر با بسیاری از میدان‌های عملیاتی پیشین آمریکا تفاوت دارد.

جغرافیای گسترده، مناطق کوهستانی و عمق سرزمینی، در کنار توانایی‌های موشکی، پهپادی و پدافندی ایران، باعث می‌شود حتی ایجاد برتری هوایی نیز الزاماً به معنای پایان مقاومت طرف مقابل نباشد.

در چنین محیطی، مهاجم ممکن است بتواند اهدافی را منهدم کند، اما همچنان باید برای حفظ حضور، شناسایی، سوخت‌رسانی، حفاظت از نیروها و نجات خدمه هزینه‌های سنگینی بپردازد.

عملیات براوو نمونه‌ای از همین مسئله است.

براساس روایت آمریکایی، برای بازگرداندن یک افسر گرفتار، ۱۵۵ هواگرد وارد عملیات شدند و بیش از ۹۰ نیروی آمریکایی در مرحله اصلی روی زمین حضور داشتند.

حتی بخشی از تجهیزات واردشده به ایران نیز در پایان عملیات باقی ماند و منهدم شد.

این اعداد را می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز خواند:

میدانی که قرار بود صحنه نمایش برتری هوایی آمریکا باشد، در نقطه‌ای از عملیات به میدانی برای نجات یک نیروی گرفتار تبدیل شد.

قدرت آمریکا شاید واقعی باشد؛ اما مطلق نیست

البته از این حادثه نباید نتیجه گرفت که آمریکا قدرت نظامی خود را از دست داده یا توانایی اجرای عملیات‌های پیچیده را ندارد.

اتفاقاً عکس این موضوع از همین عملیات قابل مشاهده است.

آمریکا توانست یک عملیات جست‌وجو و نجات بسیار پیچیده را در عمق خاک ایران طراحی و اجرا کند؛ توانایی اطلاعاتی، لجستیکی و عملیاتی واشنگتن همچنان قابل توجه است.

اما همین واقعیت، یک گزاره مهم را نیز ثابت می‌کند:

قدرت نظامی با شکست‌ناپذیری یکی نیست.

تصویر «قدرت مطلق آمریکا» اگر به یک باور قطعی در محاسبات سیاسی و نظامی تبدیل شود، می‌تواند حتی برای خود واشنگتن خطرناک باشد؛ زیرا ممکن است هزینه‌ها، ظرفیت واکنش طرف مقابل و ریسک ورود به یک میدان پیچیده دست‌کم گرفته شود.

داستان براوو را بنابراین نباید فقط داستان «نجات قهرمانانه یک سرباز آمریکایی» خواند.

این روایت، در لایه عمیق‌تر، داستان یک جنگنده سرنگون‌شده، دو سرنشین مجبور به خروج اضطراری، یک افسر مجروح که حدود ۵۰ ساعت در خاک ایران باقی ماند و عملیاتی بزرگ برای بازگرداندن اوست.

آمریکا در نهایت توانست نیروی خود را نجات دهد؛ این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت.

اما واقعیت دیگر نیز به همان اندازه مهم است:

قدرتی که برای بازگرداندن یک نیروی خود ناچار به بسیج گسترده جنگنده، بمب‌افکن، هواپیمای سوخت‌رسان، هواگرد اطلاعاتی، بالگرد و نیروهای ویژه می‌شود، قدرتمند است؛ اما قدرت مطلق نیست.

و شاید مهم‌ترین پیام این ماجرا برای محاسبات آینده واشنگتن همین باشد؛ توانایی نظامی آمریکا را نباید دست‌کم گرفت، اما نباید آن را با شکست‌ناپذیری نیز اشتباه گرفت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.