پرزرق‌وبرق و سردرگم

  • کد خبر: ۴۴۵۶
  • ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۶:۴۱
پرزرق‌وبرق و سردرگم
درباره «ایده اصلی» که فروش خوبی را در گیشه ثبت کرده است

محمد عنبرسوز| آزیتا موگویی با تجربه طولانی کار در سینما و چند سال پس از فیلم متوسط «تراژدی»، حالا با یک گروه بازیگری اسم ورسم دار، «ایده‌اصلی» را به پشتوانه زیبایی های بصری، روی پرده نقره ای فرستاده است که فروش نسبتا خوبی را هم تجربه می کند، با این حال، «ایده اصلی» را بیش از آنچه واقعا هست، مردم و برخی منتقدان جدی می گیرند و کنکاش در این اثر نشان می دهد که فیلم ساز به حداقل ها، بسنده و سعی کرده است تمام ضعف های هنری فیلمش را زیر سایه سنگین صحنه های پرزرق‌وبرق پنهان کند. در این شرایط، برخی منتقدان هم مرعوب رنگ ولعاب «ایده اصلی» شده اند و در دفاع از این فیلم، مدعیاتی را به رشته تحریر درمی آورند که از خود فیلم حیرت انگیزتر است. این گروه، «ایده اصلی» را یک درام جامعه شناسانه در نکوهش فساد اقتصادی قلمداد می کنند؛ تحلیلی که به هیچ عنوان بویی از واقعیت نبرده است و فرم و پایان بندی اثر به خوبی ایده یک خطی آن را برملا می کند. فیلم اساسا تقلید ساده ای از آثار سینمای بدنه هالیوود است و تمام عناصرش، از بازی ها گرفته تا طراحی صحنه و لباس و تکنیک چند تصویر در یک قاب، تصنعی بودن این تقلید و فقدان هرگونه عنصر ایرانی را فریاد می زند؛ نکته ای که باتوجه به حضور فیلم در بخش سودای سیمرغ جشنواره «ملی» فجر، عجیب تر هم می شود. جالب اینکه طرفداران «ایده اصلی»، آن را اثری تابوشکن معرفی می کنند و بر این باورند که این فیلم، فساد اقتصادی رخنه کرده در سیستم را به چالش می کشد، این درحالی است که تابوشکنی در این اثر به نمایش کازینو، مصرف مشروبات الکلی و تظاهر مضحک بازیگران مرد و زن به دست دادن با یکدیگر خلاصه می شود. پایان بندی کار هم مفسدان اقتصادی باهوش تر را در قامت قهرمان داستان به بیننده قالب می کند تا عملا آب به آسیاب همان جریانی بریزد که منتقدان خوش بین، ادعایش را دارند.
بنیادی ترین ضعف «ایده اصلی» به شخصیت پردازی های خام و پرداخت نشده آن بازمی گردد؛ جایی که اندک اطلاعات بیننده از شخصیت ها، ازطریق دیالوگ های گل درشت فراهم می آید و بدبختانه روایت فیلم به نحوی است که از فرط دروغ گویی شخصیت ها، به هیچ دیالوگی نمی توان اعتماد کرد. این گونه است که مخاطب نه می تواند به درک درستی از فضای ذهنی تیپ های اصلی دست پیدا کند و نه چرخش نامعقول پایان فیلم برایش پذیرفتنی خواهد بود.
به لحاظ فنی، «ایده اصلی» تقریبا هیچ نقطه قوتی به جز طراحی صحنه و لباس ندارد. تمام عناصر اثر، از بازی ها گرفته تا موسیقی و تدوین و فیلم برداری و گریم، در سطحی پایین تر از متوسط قرار دارند و در این برهوت هنری است که صحنه، لباس و آن خانه ها و ماشین های اشرافی خیره کننده ظاهر می شوند. تیزر تبلیغاتی بلندی که آزیتا موگویی ساخته است، می توانست در سینمای جریان اصلی ایران، اثرگذار و محترم تلقی شود، اگر استانداردهای لازم را در زمینه های فنی و داستان حفظ می کرد. نگاه کمینه گرا یا مینی مالیستی «ایده اصلی» به معنای واقعی کلمه مترادف با تنزل سلیقه و سطح کیفی آثار در سینمای ایران است. وقتی بازیگرانی مثل مریلا زارعی و بهرام رادان تا این حد نپخته و دم دستی ظاهر می شوند و مهرداد صدیقیان استعداد بازیگری اش را این چنین به سخره می گیرد، طبیعی است که پژمان جمشیدی، ستاره و بهترین بازیگر فیلم باشد. وقتی قصه، درون مایه کافی را ندارد و شخصیت ها مقوایی تر از حد تصور پرداخت شده اند، همه بار فیلم به گردن نمایش زندگی متمولانه ای می افتد که احتمالا مخاطب تاکنون از نزدیک به چشم ندیده است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.