«من از وضع کشمیر ناراحتم.»؛ این جملهای است که رهبر انقلاب در تازهترین دیدار خود با رئیسجمهور و هیئت دولت در توصیف اوضاع مسلمانان کشمیر گفتند. مسلمانان کشمیر که نزدیک به 90درصد از جمعیت آن را تشکیل میدهند، مدام در فقر و محرومیت و آزار و اذیت دولت مرکزی هندوستان هستند. هند، پاکستان و حتی چین بر سر مالکیت این منطقه اختلاف دارند و این اختلافها منجر به درگیری میان کشورهای مدعی شده است. تاریخ نشان میدهد که بعد از خروج نیروهای استعماری انگلیس در سال1947 میلادی از هند و پاکستان، این اختلافها شکل گرفته و تاکنون هم به سامان نرسیده است. اخبار اخیر از این منطقه مسلماننشین حکایت از ورود دولت هند و لغو خودمختاری کشمیر دارد. هزاران سرباز به این منطقه هجوم برده و با قطع اینترنت و وسایل ارتباطجمعی، مسلمانکُشی تازهای را در منطقه بهراه انداختهاند. هرچند روابط دیپلماسی کشورمان با هند مسالمتآمیز است، آیتا... خامنهای، رهبر معظم انقلاب، در دیدار مسئولان نظام با ایشان بر ضرورت رسیدگی دولت هند به اوضاع کشمیر تاکید کردند: «یک سیاست منصفانهای بایستی برای این مردم نجیب که در آنجا هستند، در پیش گرفته بشود از سوی دولت هند.».
زوزنی| در ادامه اعتراضات مدنی به کشتار و آزار و اذیت مسلمانان کشمیر، انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی خراسان رضوی در برنامهای که هر دو هفته یکبار در پردیس سینمایی هویزه برگزار میکند، فیلمی را با عنوان «روح کارگیل»، ساخته روحا... توفیق، از اعضای این انجمن، به نمایش گذاشت و حضار درباره آن به بحث و گفتوگو نشستند.
این فیلم که تصویربرداری آن حدود دو سال پیش در کارگیل، یکی از مناطق شیعهنشین در کشمیر، انجام شده است، به فعالیتهای مسلمانان و شیعیان به رهبری مرحوم حجتالاسلام ذاکری اشاره میکند و از تلاشهای او برای بهبود اوضاع و زندگی ساکنان این شهر میگوید.
کارگیل در هفدهکیلومتری مرز پاکستان قرار دارد و اغلب جمعیت آن شیعه هستند. در این منطقه، علمای شیعه که در نجف و قم تحصیلات دینی را گذراندهاند، با احداث درمانگاه، موسسه مالی، مدرسه و اماکن عمومی و عامالمنفعه دیگر، قصد بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کارگیل را دارند. نکتهای که شاید برای ما از اهمیت بیشتری برخوردار باشد، این است که مرحوم ذاکری که بخشی از سالهای حضور امامخمینی(ره) در نجف را درک کرده، متاثر از مسلک ایشان، همه این فعالیتها را پایهگذاری و حتی این مجموعه را «یادبود امامخمینی» نامگذاری کرده است.
برای مسلمانان کارگیل
آنچه در رویارویی با روح کارگیل میبینیم، یک روایت ساده و یکخطی بدون پیچیدگی است. گفتار متن در سادهترین شکل خود نوشته شده است و تقریبا بهجز سکانسهای اولیه فیلم، هیچ کمک دیگری به پیشبرد داستان نمیکند. موضوع دیگری که در این فیلم به چشم میخورد و حضار این برنامه نیز به آن نقد کردند، وجود تصاویر متنوع امامخمینی(ره) و آیتا... خامنهای در تمام قابهای مصاحبهای بود. این موضوع درحالی رخ داده بود که همه بینندگان میدانستند موضوع فیلم، تاثیر انقلاب اسلامی بر منطقه کشمیر است و به نظر برخی از تصاویر سکانسها زیادهروی بود.
با اینکه سوژه اصلی فیلم، حجتالاسلام ذاکری، در قید حیات نیست، تصاویر آرشیوی مناسب و بهاندازه نیاز از او وجود داشت که همه آنها به کمک سازنده، آمده بود. استفاده بهنگام و بجا از این تصاویر آرشیوی، بخشی از ضعفهای روح کارگیل را پوشانده بود.
هرچند که مستند متکی بر مصاحبه، گونهای از مستندسازی است که در کشور ما هم رواج یافته است، روح کارگیل میان گونههای مستندسازی سردرگم است و آنطور که باید و شاید نتوانسته میان آنچه میخواهد بگوید و قالبی که برای آن انتخاب کرده است، توازن برقرار کند. با این حال و با وجود نقدهای دیگر به این اثر، هنگامی که مطلع میشویم روحا... توفیق بهتنهایی برای ضبط این مستند به هند و از آنجا به کشمیر رفته و بعد از یک سفر هفت،هشتساعته خود را به کارگیل رسانده است، میتوان از ضعفهای اثرش چشمپوشی کرد.
نمیتوانیم روی اختلافات دست بگذاریم
محمدمهدی خالقی، مستندساز مشهدی، که بهعنوان منتقد در این برنامه نمایش و نقد فیلم حضور داشت، به سختیهای مستندسازی در مناطق بحرانی اشاره کرد و درباره اهمیت حضور مستندسازان در مناطق بحرانزده، سخن گفت. او در نقد فیلم روح کارگیل گفت: با اینکه مصاحبهها در فیلم زیاد بود، به نظرم تعادل آنها با سایر تصاویر مکمل فیلم، رعایت شده بود. آنچه به این مستند ضربه زده و اجازه نداده است که به یک مستند بلند تبدیل شود، نبود خلاقیت در تصویربرداری و تصویرسازی است. تصاویر بدون کارگردانی و فقط برای اینکه تصویری از آنجا به ثبت برسد، گرفته شده است؛ به همین دلیل نمیشود درباره کارگردانی صحبت کرد. بهنظر میرسد که کارگردان پشت جذابیت سوژه ایستاده و دخالتی در اتفاقاتی که جلوی دوربین رخ میداده، نداشته است. این هم نشان از کمتجربه بودن فیلمساز است. در این مرحله از فیلمسازی، مستندساز به فکر انتقال مفهوم است و همه دغدغهاش این است که بتواند حرفش را به مخاطب بزند. همین موجب میشود که از کارگردانی غفلت کند. خالقی در بخش دیگری از صحبتهای خودگفت: گونه مستندِ گزارشی، نیز گونهای از مستندسازی است و نمیتوان به آن خرده گرفت که چرا از مصاحبه استفاده میشود. ازطرفی مستندساز که برای نخستینبار به جغرافیای ناشناختهای پامیگذارد، باید برای دریافت اطلاعات مصاحبه کند. او همچنین در پاسخ به نقد یکی از مخاطبان درباره «نبود بحران در روایت فیلم»، گفت: مستندساز نباید بهخاطر اینکه میخواهد در درام جذابیت و کشش ایجاد کند، روی اختلافات دست بگذارد و آن را دستاویز اختلافافکنی در واقعیت کند.
منتظر بازداشت بودم
روحا... توفیق که یکه و تنها برای ساخت مستندی از اوضاع مسلمانان کشمیر به کارگیل رفته و نزدیک به 10روز در آنجا اقامت کرده بود، درباره نحوه ساخت این مستند گفت: با هزینه شخصیام به این سفر رفتم و بهخاطر وجود مشکلات مالی، نمیتوانستم عوامل بیشتری را با خودم همراه کنم.
توفیق، اساسیترین چالش در ساخت این فیلم را فقدان سوژه اصلیاش، حجتالاسلام ذاکری، اعلام کرد و در اینباره گفت: با اینکه مستندسازانی پیش از من رفته بودند و در این فیلم هم از تصاویری که آنها ضبط کردهاند و مصاحبه آنها با مرحوم حجتالاسلام ذاکری استفاده شده است، میتوان گفت من اولین فیلمسازی بودم که به آنجا پاگذاشته بودم و فیلمی درباره مسلمانان کارگیل ساختم. تنها بودم و شرایط کار دشوار بود. شبها تا دیروقت، تصاویری را که در طول روز ضبط کردم، در دو نسخه ذخیره و هر نسخه را در جایی مخفی میکردم؛ چراکه هر لحظه منتظر بودم نیروهای نظامی بازداشتم کنند و تصاویرم را از من بگیرند.
بهگفته این مستندساز جوان، اعتبار موسسه یادبود امامخمینی در منطقه، باعث شده بود کسی کاری به کارش نداشته باشد و بعد از اینکه به ایران بازگشته، پرسوجویی درباره چرایی حضورش در آن منطقه انجام شده است.
او در پاسخ به اینکه چرا در همه فیلمهای مصاحبه، تصویر «امام و رهبری» در قاب است، گفت: این تصاویر در محیط بود و اینطور نبود که من آنها را به قاب اضافه کنم. از طرف دیگر اگر میخواستم آنها را بردارم، با ممانعت خود مصاحبهشونده روبهرو میشدم.