نفس به نفس، قدم به قدم عطر حضورش پررنگتر میشود
عطر روزهایی که صدای حسین حسین طنینانداز میشود در جهان و آغاز میشود استغاثه به حسین و یارانش.
و دارد میآید روزهای ایثار و عشق
دارد میآید روزهای قدم قدم با یه علم انشاءا... اربعین میام سمت حرم
اصلا انگار خود حسین دلتنگ است برای آنانی که قرار است با اربعینش آگاه شوند و به دنیای عاشقی و بندگی پا بگذارند.
انگار جهان تشنه آغاز این سیل خروشان بیدارکننده است
شوخی که نیست، کشتی حسین، کشتی نجات است
کشتی هدایتکننده همه آنانی که اندکی حقطلب و حقجو باشند
همه آنانی که به مانند کاوه حق ببینند، حق بشنوند، حق بگویند، حق بخواهند و حق را فدا شوند
کاوه، همان فرزند کردستان ایران
همان چریک آموخته میدان جنگ
همان که ولی امر فرمود شاگرد ما بود و پس از شهادت شد استاد ما
کاوه همان مرد میدان سخت که الگویش حسین، راهش راه حسین و پایانش پایان حسین بود
چه همراهی زیباییست، آغاز ماه حسین(ع)
با آغاز زندگی ابدی و پایان زندگی دنیایی کاوه
همان زندگی کوتاه اما پربرکت
و کسی چه میداند کاوه که بود چه کرد
کاوه را، همانند کاوه میشناخت
کاوه را سیدجوادها میشناختند
همانان که دوران پرشور نوجوانی را
در میدان جنگ چریکی گذراندند
همانانکه مردانگی را زودتر از سنشان فهمیدند
و در راه اسلام ناب جان فدا کردند
سیدجواد آموخته مکتب کاوه و کاوه آموخته مکتب حسین(ع) است
و چه زیبا قدم جا پای قدمهای حسین(ع) گذاشتند
بهراستی که محیایشان محیای حسین(ع)
و مماتشان ممات حسین(ع) بود
و گواهش شهادت مادری است، که راضی است به رضای حق
گواهش روحیه لطیفی که کودکان دل جداشدن از او را نداشتند
گواهش مسئولیتپذیری و شاکربودن و لب به شکوه باز نکردن
تپههای حاج عمران شهریور 65شاهد کربلایی دیگر بود و کربلای2 شاهد ایثار مردانی از جنس عباس بودند
سرباز کوچک، سردار ، شهید 18ساله مکتب حسین(ع)، تاب دوری از فرمانده را نداشت
درست در همان روز شهادت کاوه، سیدجواد هم، روح عظیمش به پرواز درآمد از قفس تن
چه زیبا در آخرین یادگاریاش در قالب وصیتنامه، درسها داده است:
شهید سیدجواد خوش قلب طوسی:
ای عزیزان بیدار باشید که به کاروانهای حسین زمان ملحق شوید تا مبادا عقب بمانید و اگر به فکر نجات خود از ظلمت از طریق یاری دین خدا نیفتید، بعدا پشیمان خواهید شد.