به گزارش شهرآرانیوز، متن و صوت آهنگ میتراود مهتاب را در ادامه میتوانید بخوانید و گوش کنید:
میتراود مهتاب
میدرخشد شبتاب
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفتهی چند
خواب در چشم تَرَم میشکند
نگران با من اِستاده سحر
صبح میخواهد از من
کز مبارک دمِ او آورم این قومِ به جان باخته را بلکه خبر
در جگر خاری لیکن
از رهِ این سفرم میشکند
نازکآرای تنِ ساقِ گلی
که به جانش کِشتم
و به جان دادمش آبای دریغا! به بَرَم میشکند
دستها میسایم
تا دری بگشایم
بر عبث میپایم
که به در کس آید
در و دیوار بهمریختهشان
بر سرم میشکند
...
میتراود مهتاب
میدرخشد شبتاب
مانده پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده، مردی تنها
کولهبارش بر دوش
دست او بر در، میگوید با خود:
غم این خفتهی چند
خواب در چشم تَرَم میشکند