خبر ویژه

غصه‌های قمصر خراسان

  • کد خبر: ۴۹۶۵
  • ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۳:۴۲
گله اهالی فرخد از آب دزدی و ساخت ویلاهای غیرمجاز در این روستا

سمیرا شاهیان
خبرنگار

گله اهالی روستا صریح و بی پرده است؛ برداشت غیرمجاز از چاه های آب شُرب و ساخت ویلاهای غیرمجاز روی زمین های کشاورزی و باغی. این ها شده است گرفتاری کش دار اهالی روستای فرخد و انگار قرار نیست گوشی شنوای درد آن ها باشد. چندی است «قمصرِ» خراسان که در فاصله 9کیلومتری جاده مشهد – کلات قرار دارد، با 2معضل جدی مواجه شده است؛ از بین رفتن بافت روستایی با تبدیل خاک مرغوبِ کشاورزی و باغداری به ویلا های شخصی و نیز ظهور و بروز انشعاب های غیرمجازی که آب را «کِش» می رود.
برای بررسی میدانی این معضلات در روستای فرخد، به اتفاق امیرخانی، رئیس شورای روستای فرخد، راهی این روستا می شویم تا با رنج نامه های اهالی این روستا بیشتر آشنا شویم. به بخشی از جاده که می رسیم، کوتاهی ها و نبود نظارت برخی دستگاه های اجرایی به خوبی عیان می شود؛ جایی که بستری از جنس «سُله» یعنی بهترین و مرغوب ترین خاک وارد، خواستگاه تولدِ ناگوار ویلاهای شخصی شده است. مرد روستاییِ همراهمان نگاهش را روی خوشه های انگور باغ های حاشیه جاده می اندازد و قصه حاصلخیزی این خاک را این گونه شرح می دهد: اگر در این خاک میوه بکارید، هر 3ماه فقط یک بار نیاز به آبیاری دارد؛ یعنی خاک اینجا تَرک تَرک نمی شود و رطوبتش را هم از دست نمی دهد. کیفیت این خاک باعث می شود راحت شخم بخورد و محصول مطلوبی به بار آورد، اما رشد قارچ گونه ویلاهای شخصی و ایجاد انشعاب های غیرمجاز از مخزن آب شرب روستای فرخد، سروسامان منطقه را برهم زده است. به زعم روستاییان، شرایط فعلی و نابودی باغات، ضربه مهلکی است که نبود نظارت های مسئولان مربوط، علت اصلی اش بوده است.

 

ویلاهایی که دیگر تخریب نمی شود
هنوز به بلندایی که روستای فرخد از آنجا هویدا می شود، نرسیده ایم. در مسیر روستاهای اسفندیان و لَک لَک و باغ فراگرد و کلاکوب و گنبدباز، سیمای ویلاهای شخصی به خوبی آشکار است و سایه حضور نامبارکشان روی سرِ ساکنان سنگینی می کند. طبیعی است چشم تیز کنیم و دنبال لوله های انتقال آب باشیم؛ خواه روی زمین که به ندرت یافت می شود و خواه در زیر زمین که به گفته رئیس شورای روستا، باید دنبال نشانه هایش روی زمین باشیم.
او نمود ساخت و سازها و تغییر کاربری باغات به ویلاها را آن قدر آشکارا می داند که می گوید: گزارش گرفتن از این موضوع سخت نیست؛ حقایق را به چشم می بینید و در هم کلامی با مردم می شنوید. ویلاها تخریب نمی شوند، فقط کارشناسان می آیند درصدِ ساخت و سازها را می گیرند و می روند.


کم آب ترین روستاها
در تابستان امسال بیشترین تنش کم آبی را روستاهایی مثل خُلق آباد، شایه، فرخد و معین آباد تحمل کردند. این وضعیت دشوار ساکنان تا یک ماه گذشته پابرجا بود، تا اینکه هوا خنک تر و کولرهای آبی خاموش شد. حالا پنجره ها رو به مناظر روستا باز می شود و تقریبا هیچ خانواری در تنگنای کم آبی نیست.
امیرخانی از فرصت همراهی با ما استفاده می کند و به مسئله آب دزدی اشاره می کند: خط لوله آب سرچاه مجتمع امام علی(ع) در روستای گوجگی علیا، در بدو کار قرار بود به 27روستا آب رسانی کند، ولی آب فقط به 10روستا رسید. چاه آب آن قدر قدیمی است که شنیده ایم حاصل چاه های اکتشافی نفت و گازی بوده که آلمانی ها زده اند و به آب رسیده اند.
در تأیید این حرف ها، تعداد دیگری از روستاییان که با اطلاع از حضور ما، گِرد ما جمع شده اند، می گویند که آب چاهشان از آب معدنی گواراتر است، اما شِکوه آن ها این است که برداشت آب از 83لیتر به 54لیتر تقلیل پیدا کرده است و این یعنی به قول یکی از اهالی «برداشت را کم کردند وگرنه چاه به قول قدیمی ها به دریا رسیده است و موضوع کمبود آب نیست».
در عین حال، روستاییان همچنان از آنچه بی تفاوتی مسئولان به این ماجرا می دانند، گلایه دارند. یکی از آن ها با بُهت از ما می پرسد: «واقعا جهاد کشاورزی این ساخت و سازها را نمی بیند؟» و بعد اضافه می کنند: تا 10سال پیش ما اصلا نمی دانستیم ویلا چه هست! روی زمین ها فقط باغ و زراعت بود.
این ها درحالی است که بیشتر سازنده ها غیربومی هستند و روستاییان می گویند که ما وقت اضافه ای برای این ساخت و سازها نداریم؛ چون به درد ما نمی خورد. این ویلاها به درد شما شهری ها می خورد و بس!


حباب افزایش قیمت زمین
با وجود اینکه روستا، نقشه و طرح تفصیلی دارد، کاربری ها و شکل روستاها با شتاب، رو به تغییر و نابودی است. رئیس شورای روستای فرخد ترجیح می دهد ما را از مسیری وارد روستا کند که ویلاها بیشتر چشم نوازی می کنند. همان طور که وارد می شویم، گِله روستایی ها همچنان ادامه دارد و آن ها از حباب ماندگار افزایش قیمت ها نالان هستند. یکی از اهالی روستا می گوید: حدود 10سال پیش، این زمین ها متری 2هزار تومان بود، ولی گمان نمی کنم تقریبا 5سال آینده در این جاده بشود حتی زمین خرید. قیمت هایی که به دلیل زیاد شدن ساخت و سازها و نزدیکی آرامستان باغ رضوان افزایش پیدا کرده است.
او ادامه می دهد: روستا به سطل آشغال تبدیل شده است. بومی های سرمایه دار که باعث عمران و آبادانی هستند، در شهر ساکن می شوند، آن هایی هم که دنبال جمع کردن زباله و قاچاق فروشی هستند، به روستا می آیند. مهاجرها هم از همه جا به اینجا می آیند.


دریغ از یک پارک یا سالن ورزشی
او از دلایلش برای ضرورت فراهم کردن بعضی امکانات شهری در روستا این گونه می گوید: وقتی غیربومی ها به روستا کوچ می کنند، پارک هم لازم است. جمعیت مهاجر به هر حال می آیند؛ چون دارند از محیط خودشان فرار می کنند. بیشتر مهاجران از سمت زابل و کاشمر و شیروان هستند. به غیر از این، روستایی مثل فرخد در حاشیه شهرک صنعتی است و کار کارگری در اینجا زیاد است. به علاوه فصل زعفران که می شود، هر هکتار زمین، 10کارگر می خواهد؛ هزار هکتار زعفران در اینجا هست که 10هزار کارگر می خواهد.
از او که منتقد ساختار فعلی دهیاری و شوراهای روستایی است، می پرسیم شوراها برای توجه به مشکلات شما چقدر فعالانه عمل می کنند که پاسخ می دهد: متأسفانه چون اعضای شوراهای روستایی به وظایفشان آشنایی ندارند، وقتی توی گُود کارها می افتند و بعد از دو، سه ماه متوجه می شوند برای پیگیری امور باید از جیبشان پول بگذارند، کم کم از شورا دور می شوند. ضمن اینکه هر کسی می آید، قوم و خویش خودش را می آورد.
پرسش های من و گلایه های او در حالی رد و بدل می شود که این روستا به گفته اهالی اش تنها 5دقیقه با شهر فاصله دارد. رئیس شورای روستا درباره درخواست بیش از 1500خانوار روستا می گوید: در فرخد بر خلاف مهاجرپذیری ای که داشته است، حتی یک سالن ورزشی و فضای سبز عمومی به اسم پارک نداریم.


کاشت زعفران با پساب
او به سایر مزیت های شغلی روستا اشاره و بیان می کند: در فصل گل محمدی هم همین طور است. به ازای هر هکتار، 10کارگر لازم داریم. شغل اصلی روستاییان کشاورزی و هم دامداری است و تعداد زیادی هم در صنعت مشغول هستند. 15سال پیش کشاورزی در اینجا اصلا مقرون به صرفه نبود. فرض کنید 2هکتار گوجه و خیار می کاشتند، اما آخر سال به اندازه درآمد یک کارگر ساده عایدشان نمی شد. یعنی فروش نداشتند.
امیرخانی به حال و روز این روزهای روستاییان هم نیم نگاهی دارد و می گوید: حالا هم که کشاورزی رونق بیشتری پیدا کرده، به دلیل زعفران است که البته با پساب آبیاری می شود.
ما همچنان در راه هستیم تا از جوار روستاهای اطراف به فرخد برسیم. حاشیه کیلومتر2 جاده آرامستان جایی است که تعدادی از ویلاهای شخصی را خراب کرده اند؛ «دروغ نگویم تقریبا 3ماه پیش تخریب شده است.» او در این بین از برخی مسئولان و نمایندگان مجلس که برای آبادانی روستا تلاش کرده اند، نیز قدردانی می کند. «دو تا از نمایندگان 4سال پیش پیگیر دغدغه روستایی ها برای رفع کم آبی بودند. آن موقع فقط 15دقیقه در روز، آب خوردن داشتیم. با پیگیری آن ها چاه آب روستای فرخد حفر شد. یکی از نمایندگان هم برای عمران روستا، قیر رایگان آورد. امسال هم همان نماینده حدود یک ونیم میلیارد تومان قیر رایگان برای 17روستا فراهم کرد.


آب دزدی با خیال راحت!
می رسیم به محدوده ای از حاشیه جاده که تجمع مغازه های بلوکه زنی است. او می گوید: همه این ها از آب شرب استفاده می کنند؛ چون بلوکه زنی به شرط خرید آب، مقرون به صرفه نیست. برای یک تانکر 5هزارلیتری آب غیرشرب که فقط پاسخ گوی یک روز از مصرفشان است، باید حدود 70هزار تومان پول بدهند.
موقعیت مکانی بلوکه زنی ها قبل از قبرستان فرخد است. او می گوید: یکی از سنگ قبرهای اینجا را خودم نگهداری می کنم. حدود 300سال قدمت دارد.
او دوباره گریزی می زند به آب دزدی و می گوید: حاشیه جاده، آب دزدی می شود. ویلاها از لوله اصلی آب شُرب انشعاب می کشند. تقریبا 2هفته پیش خودم همراه کارشناس ها بودم که تعداد زیادی لوله فرعی را از حاشیه جاده قطع کردند، ولی در دستگاه قضایی به پروژه متخلفانی که برداشت غیرمجاز آب دارند و شرکت آبفار با اقدام آن ها مقابله می کند، به موقع رسیدگی نمی شود. برای تخلفات پرونده ایجاد می شود، اما اتفاق خاصی نمی افتد و آب دزدها می گویند که دوباره لوله می کشیم. البته این تخلفات را باید شرکت آب وفاضلاب روستایی اعلام کند.


پیگیری های قانونی؛ فقط یک ماه از سال!
امیرخانی ادامه می دهد: شرکت آبفار در یک ماهی که مشکل کمبود آب داریم، جهادی عمل می کند. اوایل سال برای حل مشکل بی آبی پیگیر بودند و کارگر زیادی پای کار آوردند و همه کار کردند.
از روستای پاژ و خانه ای که منتسب به فردوسی است، عبور می کنیم تا به مخزن آب شرب روستا برسیم. او می گوید: مشکل روستاهای شایه ، معین آباد و خلق آباد که در اطراف فرخد قرار دارد نیز تنش آبی است؛ مشکلی که به دنبال انشعاب های غیرمجاز ایجاد شده است.
گلایه او از بی توجهی به قانون نیز هست: طبق قانون در فصل اوج مصرف باید انشعاب لوله های آبِ گاوداری ها و کارخانه ها را قطع کنند، ولی متأسفانه آب به روال زمان های غیرپیک مصرف می شود.
در حاشیه بخشی از جاده از خودرو پیاده می شویم. با احتیاط از عرض جاده عبور می کنیم و روی تَلی خاکی می ایستیم. از اینجا محدوده چند ویلا مشخص است. حالا در جایی پا را بر زمین می فشاریم که از زیر آن یک لوله «پرمیت400» عبور کرده است. مسیر عبور لوله از چاه «گوجگی» شروع شده و در تمام حاشیه جاده امتداد دارد. در اینجا بحث از لوله های فرعی است که به لوله اصلی متصل می شود و هیچ اقدام بازدارنده ای مانع از این چفت و بست شدن ها نیست. امیرخانی به خشونت ها و نزاع هایی که دقیقا در همین نقطه بر سر آب، دامن اهالی را گرفته است، اشاره می کند: 3هفته پیش بود. درگیری بین صاحبان لوله های غیرمجاز با مردم ساکن بر سر آب بود. اگر میانجیگری سپاه ناحیه5 حُر و پاسگاه خلق آباد نبود، کار خیلی بالا می گرفت و دعوای اساسی اتفاق می افتاد. خلق آبادی ها معتقد بودند ما سهمیه آب آن ها را می دزدیم و ما هم مدعی بودیم سهم آب روستایمان کم شده؛ درحالی که دزدی از این قسمت است. البته زمانی هم که کارشناسان شرکت آب وفاضلاب روستایی بخواهند مداخله کنند، آب دزدها می ریزند سرشان و با قمه و چوب و چماق کتکشان می زنند.


در محل دعوای آب...
امیرخانی می پرسد از کدام قسمت می خواهید عکس بگیرید که دردسر نشود؟ شرکت آبفار جرئت ندارد با این ها درگیر شود، چون برخورد فیزیکی می کنند. از طرفی وقتی پرونده های تخلفشان به دادگاه قضایی می رود و تا مدت ها تصمیمی برای آن گرفته نمی شود، متخلفان هم از این خاک خوردن پرونده ها سوءاستفاده می کنند. زمانی هم اعمال قانون می شود که قرارداد فرد کارشناسی که مشکل را پیگیری می کرده، تمام شده و فرد دیگری سر کار می آید.ظاهرا برخی اوقات کار به جای باریک تر و دست کاری شیرفلکه ها هم رسیده است. مرد روستایی نام روستاهای «گینیزدر»، «جَهیزخانه» و «قلعه نو» را می آورد و مدعی می شود: در این قسمت ها ویلا زیاد است و آب دزدی هم می شود. آن ها می آمدند سر منبع روستای فرخد و شیرفلکه را دست کاری می کردند. شما اگر یک ماه پیش اینجا می آمدید، با بیل و کلنگ دنبالتان می افتادند. انشعاب گرفتن از لوله آب، آن قدر رایج شده که در روز هم انجام می شود.
او جایی را نشان می دهد که شرکت آب وفاضلاب روستایی از ترس آب دزدها روی شیرفلکه ها خاک ریخته و گویا این قوی ترین حربه آن ها بوده است. مردِ بومی که نمی داند اتفاق را به چه کسی منتسب کند، می گوید: این کار یا از ترسِ اهالی مطلع برای جلوگیری از برداشت آب بوده یا کار شرکت آبفار است. سر شیرفلکه را بریده اند تا باز نشود و نتوانند انشعاب بگیرند.
رئیس شورای روستا آن قدر برای موضوع آب دزدی دغدغه دارد که دیگر مراحل انشعاب گذاشتن را هم به راحتی برای ما توضیح می دهد: ابتدا شیرفلکه را می بندند تا آب در منبع جمع شود. بعد جلو لوله آب را باز و حاشیه جاده را خالی می کنند. کمربندی لوله را وصل و شیرفلکه را باز می کنند. به همین راحتی!


قفل به چاه آب فرخد
او می گوید: به نظرم منشأ اصلی مشکل در شرکت آب وفاضلاب روستایی است؛ چرا که اگر تعاملی بین شرکت آبفار و بنیاد مسکن و شوراهای روستا انجام می شد، اکنون وضع این نبود. باید اراده ای باشد و یک برهه زمانی مشخص کنند و بگویند از این فصل که تنش آبی برطرف شده است، تمام مالکان ساخت و سازهای مسکونی به مدت یک ماه وقت دارند کارهای قانونی شان را انجام بدهند. باید این شرایط را مرتب کنند.
او ملکی را نشان می دهد که از داخلش لوله های شرکت آبفار عبور کرده است و به همان دلیل، صاحب ملک برای جبران این اقدام از لوله اصلی، انشعاب گرفته تا درختان را آبیاری کند و نیاز مجموعه اش را برطرف کند. او در حالی که زیر لب غرولندی می کند، می گوید: حالا نمی دانم مجوز گرفته یا غیرمجاز است.
در حالی که در موقعیت مکانی روستای جَهیزخانه ایستاده ایم، صحبت های پراکنده او دوباره به سمت و سوی شرکت آب وفاضلاب روستایی کشیده می شود: من چاه فرخد را قفل زدم و کلید را در قفل شکستم؛ چون دیگر از شرکت آبفار کاری برنمی آید! سپس اضافه می کند: در مدت بی آبی، 15شب از منبع آب نگهبانی کرده ام؛ چون مردم من را می شناسند و می گویند ما به تو رأی دادیم.
او توضیح می دهد: در روستای فرخد 5مخزن آب وجود دارد و همه این مخازن به دلیل ملاحظات امنیتی و بهداشتی سرپوشیده است.
او از بالای چشمه یکی از مخازن، دوردست را نشان می دهد؛ جایی که شبیه شهرک های صنعتی است و به گفته او روغن خودروها را در آنجا تصفیه می کنند. از همین جا خاطرنشان می کند: باسکول های اطراف در جریان همه آب دزدی ها هستند.


پساب بی کیفیت در ازای آب شرب!
مرد روستایی می گوید: در این منطقه 17روستا وجود دارد که «حق آبه بر» هستند. تقریبا 14سال پیش از شرکت آب روستایی و آب شهری با بزرگان روستا جلسه برگزار کردند و قرار شد آب کوه را به شهر ببرند و از همان زمان آب شرب قاسم آباد از سد کارده تأمین می شود. اکنون یک لوله 700 و یک لوله 600 از چشمه علیای رضوان و سد کارده به شهر آب رسانی می کند، اما قرار بود در ازای آب کوه، به ما پساب تصفیه شده از پرکندآباد بدهند، نه این پساب بی کیفیت فعلی را...
امیرخانی ادامه می دهد: یعنی پسابی بدهند که فقط قابل شرب نیست، ولی رنگ و بو ندارد. متأسفانه پساب پرکندآباد همه ویژگی های بد را که دارد بماند، کَف هم دارد. از لوله خروجی اش به اندازه قد آدم، کف عبور می کند؛ به طوری که فکر می کنید زمستان است.
او اضافه می کند: اشتباه از روستاییان بود که اعتماد کردند و حق آبه شان را دادند. همان ابتدا قرار شد از آب شرب هر مدار،مقداری به اراضی کشاورزی تعلق بگیرد؛ زیرا استفاده مستمر از پساب، زمین های کشاورزی را چرب می کند. حتی بارها خواهش کردیم از آب شرب نیز برای مصرف دام ها اختصاص بدهند که گله داران مجبور نباشند سه، چهار کیلومتر گوسفندان را راه ببرند تا به چاه موتور برسند.
گله های او از وضعیت آب روستای فرخد و روستاهای اطراف، از ساخت ویلاهای غیرمجاز و آب دزدی بسیار است؛ حرف هایی که تا آخرین لحظه حضور ما، تلاش می کند بی کم و کاست بگوید و گله کند.

   ..........................................

 

برخورد با آب دزدها تشدید می‌شود
گله مدیر امور آب وفاضلاب روستایی مشهد از فراوانی سرقت آب و بازدارنده نبودن جرائم

مشاهدات میدانی از روستای فرخد و روستاهای مجاور را با بهزاد روغنی، مدیر امور آب و فاضلاب روستایی مشهد در میان می گذاریم و از او صحت گفته های روستاییان درباره آب دزدی را جویا می شویم. او این گونه پاسخ می دهد: بله، سرقت آب وجود دارد. در مناطقی خوش آب و هوا و ویلایی مانند مجتمع امام علی(ع) در فرخد که آب فراوان است، متأسفانه سرقت آب هم داریم.
او با اشاره به مناطقی که بیشترین میزان سرقت آب را دارد، می افزاید: در برخی مناطق حاشیه مشهد به دلیل خوش آب وهوایی و نزدیکی به شهر، انشعاب های غیرمجاز زیادی ایجاد شده است. این مسئله در مکان هایی که دامداری تأسیس شده یا باغ هایی مثل باغ پسته ایجاد می شود نیز زیاد است و نمونه های آن را می توان در جاده سرخس مشاهده کرد.
درخواست روستاییان برخورد با متخلفان است تا دست درازی به منابع آب شرب قطع شود. برای پیگیری این مطالبه و برخورد با متخلفان، این مقام مسئول می گوید: پس از تغییر کاربری زمین های کشاورزی، بخشی از اراضی به ویلاهای شخصی تبدیل شده است، اما سکونت دائمی در آنجا صورت نمی گیرد. معمولا صاحبان ویلاها در ماه های گرم سال به این مناطق می آیند. در فصول یادشده نیز به دلیل وجود استخر و باغ میوه، این ویلاها مصرف آب زیادی دارد. برخورد ما با این دسته از مالکان که ویلاهایشان داخل بافت روستاست، اما پروانه ساختمانی و پایانکار دارند، کنترل مصرف آب است؛ اما عده ای هستند که آب غیرمجاز از شبکه برداشت می کنند. این ها کسانی هستند که به دلیل تخلفات ساختمانی، نتوانسته اند انشعاب آب قانونی بگیرند.


برخورد با متخلفان جدی تر شده است
از مدیر امور آب و فاضلاب روستایی مشهد می خواهم آمار واحدهای ویلایی متخلفی که برداشت غیرقانونی دارند یا دست کم مقدار برداشت غیرمجاز از شبکه را برایمان بگوید، اما او می گوید که آماری ندارد و می افزاید: به دنبال این هستیم تا پیمانکاری را به عنوان واحد اجرائیات به کار بگیریم تا در برخورد با متخلفان منع قانونی نداشته باشیم.
او تصریح می کند: از آنجا که شرکت برای استقرار در روستاها نیرو ندارد، برای مقابله با سرقت آب در حاشیه مشهد، قراردادِ پیمانکاران بهره برداری را به گونه ای تنظیم کرده و افزایش داده ایم که واحد اجرائیات نیز جزو وظایف پیمانکاران باشد و آن ها بتوانند کسانی را که انشعابات غیرمجاز ایجاد می کنند، شناسایی کنند و مانع برداشت آن ها از شبکه شوند.او ادامه می‌دهد: امسال سعی می کنیم شدت برخوردهایمان را بیشتر کنیم و پس از شناسایی تخلفات، اقدام به قطع انشعاب ها می کنیم.


پیگیری فوری گزارش سرقت ها
با روغنی این گلایه روستاییان را که شیوع آب دزدی آن قدر زیاد است که متخلفان حتی در روز هم برای اتصال انشعاب غیرمجاز اقدام می کنند، در میان می گذاریم و او می گوید: هر زمانی در این باره گزارشی رسیده است، اقدام کرده ایم. البته در نظر داشته باشید که ما نیروی متمرکز در روستاها نداریم و در مقابل تعداد روستاها نیز زیاد است، اما به عنوان مثال، در اوایل فصل تابستان که در روستای فرخد و اطراف معضل کمبود آب داشتیم، نیروهای ما برای شناسایی انشعاب های غیرمجاز هر روز در همه روستاها حضور داشتند. آن ها مشخصات افراد متخلف را می نوشتند و اگر دوباره به وصل لوله اقدام می کردند، از طریق واحد حقوقی به دادگاه معرفی می شدند و برای آن ها پرونده قضایی تشکیل می شد.موضوع دیگر بی نتیجه ماندن پرونده های قضایی یا روند کُند رسیدگی به آن هاست. روغنی در این رابطه بیان می کند: ما وظایفمان را انجام می دهیم، اما در سرعت بخشیدن به پرونده ها نقشی نداریم. با شما هم موافق هستم که با توجه به تعدد پرونده ها و مبالغ کم جریمه ها، بازدارندگی کافی ایجاد نمی شود.او درباره مبلغ جرائم نیز می گوید: جرائم متفاوت است و با توجه به مدت استفاده از شبکه آب و بزرگی باغ و امکانات تغییر می کند. ممکن است واحد برداشت کننده دامداری یا گلخانه باشد که برای هرکدام مبالغ متفاوت است، اما مبالغ، مقداری نیست که از انجام دوباره جرائم جلوگیری کند.
روغنی ضمن تأیید تعداد زیاد پرونده های سرقت آب، تأکید می کند: ما نمی توانیم دخل و تصرفی در قانون داشته باشیم و جرائم را قانون مشخص کرده است. حتی در این باره که بخواهند شعبه خاصی برای این گونه تخلفات در نظر بگیرند نیز تصمیم گیرنده نیستیم.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
سرخط خبرها

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}