غلامرضا زوزنی| این روزها سینما دیگر جایی نیست که تنها آدم بخواهد برود یکی دو ساعت فیلم ببیند و بزند بیرون. این روزها با گسترش پردیسهای سینما در مشهد آدمهایی هم که به سینما میآیند حساب کار دستشان آمده است. آنها، انگار که میخواهند به یک مراسم یا میهمانی مهم بروند، شیک و مجلسی لباس میپوشند و همراه دیگر اعضای خانواده پا به سینما میگذارند.
سینما هم که سینماهای قدیم نیست که آدم بخواهد برود آنجا و فقط فیلم ببیند و بیاید بیرون. راحت میشود با امکاناتی که اطراف و اکناف سینماها راه افتاده است مهمانی گرفت و قرارهای دوستانه و خانوادگی و کاری برقرار کرد و حتی برای چند ساعتی به خرید رفت.
با این هیبتی که سینماها به خود گرفتهاند سینما رفتن در این دوره و زمانه فقط به معنی فیلم دیدن نیست. کلی کار دیگر میشود در کنارش انجام داد. حالا این خوب است یا بد، بحث دیگری است اما هرچه که باشد این شکل از «سینماگردانی» یا «سینماگردی» دارد به گسترش سالنهای سینما کمک میکند. سالنهای سینمایی که گفته میشود، ارزانترین شکل تفریح در کشور هستند.
درسالهای گذشته سینما و سینماداری در مشهد نواسان بسیاری داشته است. با بزرگتر شدن مشهد در چهار دهه گذشته، دیگر سینماها در یک خیابان متمرکز نیستند و پراکندگی سینماها به نقاط مختلف شهر کشیده شده است. سینما هویزه (دیاموند)، آفریقا (شهر فرنگ) و قدس (آریا) از جمله سینماهایی هستند که پیش از انقلاب اسلامی در مشهد احداث شده و همچنان سرپا ماندهاند. این سینماهای پیر خود را در کنار سینماهای جوان که این روزها در مجتمعهای تجاری جا باز کردهاند دیدهاند و ناچار خودشان را بهروز کردهاند. آنهایی هم که به هر علتی نتوانستهاند نونوار شوند، در گوشهای ایستادهاند و کجدارومریز به کار خود ادامه میدهند.
با اینکه پیشتر بارها به سینماهای مشهد رفته بودم اما اینبار تصمیم بر این بود به چشم خریدار در سینماها سر و گوشی به آب دهم. هویزه، سیمرغ، اطلس، گلشن و ویلاژتوریست سینماهایی هستند که در این گزارش مشاهداتم را درباره آنها خواهید خواند.
هویزه (1347)
حسن عمدهاش دسترسی با وسیله نقلیه عمومی است. من که با وسیله شخصی به هویزه رفتم به جان کندن توانستم جای پارک پیدا کنم شانس داشتم که پارکبان سراغم نیامد و بدهیام به الیت را به رخم نکشید. از جدول دیجیتال بالای گیشه سینما میتوان به راحتی سئانس و فیلم مورد نظر را انتخاب کرد و بلیت را از گیشه خرید. کنترلچی دم در مراقب آمد و شدها به سینماست و خود من را هم دو سه باری که در سینما قرار گذاشتهام بدون بلیت راه نداده است. از پیچ و خم راهرو خودم را به سالن شماره یک هویزه رساندم و صندلیای را برای نشستن انتخاب کردم. پرده سالن شماره یک هویزه به اندازهای بزرگ است که اگر از ردیف وسط جلوتر بنشینید مجبورید برای دنبال کردن سوژه سر بچرخانید و کارتان با چرخاندن چشم راه نمیافتد. صداهایی که در طول تماشای فیلم از پشت سر میشنوید هم حکایت از صدای دالبی دارد که اغلب سالنهای سینمایی مشهد را فرا گرفته و یک تجربه شنیداری خوب را فراهم میکند. سینما هویزه قطعا در همه 8سالنش، چه در آن 5سالن اصلی که به نیت سینما طراحی شده و چه آن 2سالن ششم و هفتم که بعد از بازسازی تغییر کرده و چه در آن زیرپله هشتمش صندلیهای راحتی دارد. حال آنکه کیفیت تصویر و صوت در همه اینها یکسان نیست. ضمن اینکه اشراف تماشاچی به پرده سینما در 3سالن کوچکتر مناسب نیست.
هویزه که بازسازیاش نقطه عطف سینماداری در مشهد محسوب میشود با امکانات و فضایی که فراهم کرده به یکی از پاتوقهای سینمایی در مشهد تبدیل شده است که رفته رفته پردیسهای سینمایی دیگر قصد دارند جایگاه آن را بربایند.
سیمرغ (1377)
در خیابانهای پیرامونی میدان مادر شهرک غرب و پردیس سینمایی سیمرغ که زمانی گفته میشد نخستین پردیس سینمایی کشور است، جا برای پارک خودرو به اندازه کافی وجود دارد. غیر از این اتوبوسهای شرکت واحد هم در اطراف آن ایستگاه دارند. اطراف سینما کسب و کاریهایی که بازارشان در جوار سینما سکه است وجود دارد. سیمرغ یک سینمای محلی به شمار میرود و تلاشش برای پاتوق شدن در میان جامعه با توجه به معماریای که دارد هنوز بینتیجه مانده است. با بالارفتن از دو سه تا پله در حاشیه پیادهرو، به لابی سینما سیمرغ رسیدم. هماهنگیها من را به سالن شماره 5سینما که سالن اصلی سیمرغ است رساند. رسیدن به سالنهای سینما اما به راحتی رسیدن به لابی سینما نبود. پلههای بلند با شیب زیاد که بالارفتن از آنها برای همه راحت نیست نیاز به بازسازی و بهسازی دارد. با تجربهای که از تماشای فیلم در سالن شماره3 این پردیس سینمایی داشتم نگران بودم بیشتر از 20دقیقه نتوانم روی صندلی بنشینم. در آخرین مرتبهای که در سیمرغ فیلم تماشا کردم با صندلیهای غیراستاندارد و آزاردهندهای برخوردم که نشستن دوساعته روی آنها را عذابآور میکرد. با این هول و ولا روی یکی از صندلیها نشستم. تقریبا دوست نداشتم از روی صندلی بلند شوم. صندلیها از حد انتظار راحتتر بودند. ظاهرا مدیریت سینما مشغول بهسازی صندلیهای سینما بوده که هنوز نوبت به سالنهای کوچکتر نرسیده و آن تجربه سخت من از تماشای فیلم مربوط به سالنهایی میشد که صندلیهایش هنوز تعویض نشده بودند. شیب سالنهای اولین پردیس سینمایی کشور اما به گونهای است که اصلا احساس نمیکنید فرد دیگری ردیف جلو نشسته است. صدا و تصویرهم در سالن شماره پنج بهتر از سایر سالنهای این پردیس سینمایی بود.
اطلس (1396)
درست مثل من، بعد از اینکه 2000تومان بابت ورود به پارکینگ مجتمع تجاری اطلس پرداختید میتوانید رمپهای یکطرفه را بالا بروید و خودروتان را در یکی از جایگاههای پارکینگ پارک کنید و از آسانسور، یا رمپ برقی خودتان را به پردیس چهاردهسالنی سینما اطلس برسانید. به هر حال شما یا باید اتوبوسسوار قهاری باشید که بتوانید خودتان را با اتوبوس به این پردیس سینمایی برسانید یا با استفاده از مترو و در نهایت با تاکسیهای خطی و دربستی راهی به اطلس که انتهای بولوار کوشش است بیابید. با این حال اطلس یک سینمای محلی نیست و از جاهای مختلف مشهد به آنجا مراجعه میکنند.
رسیدن به این سینما خان اول است و خان بعدی عبور از زرق و برق بازار لوازم خانگی و جهیزیه است. عبور از فوتکورت مجاور سینما خان سوم است که انواع خوراکی و نوشیدنی را با صدها جا برای نشستن خانوادهها عرضه میکند. همیشه هم افرادی در حال خوردن پیتزا و نوشیدن آبمیوههای متنوع نشستهاند. به هر حال نمیتوان از خان چهارم که بوفههای نزدیک به سالن سینماست بیگزند گذشت.
تقریبا همه سالنهای اطلس به غیر از سالن کودک و یکی دوتا از ویآیپیهایش یکی دو تا ستون در گوشه و کنار خود دارند. هرچند سعی شده چیدمان صندلیها و طراحی سالن به گونهای باشد که مانع دید تماشاچی بر پرده سینما نشود اما دلیل واضحی بر این است که اساسا طبقه پنجم مجتمع اطلس برای احداث پردیس سینمایی ساخته نشده است. همواره در طول فیلم هم بایدآمادگی لق خوردن صندلیها را داشت که این به راحتی و انعطاف صندلی در هنگام نشستن افزوده است. به نظر نباید خیلی از پرده در این سالنها دور نشست، هرچه بالاتر بنشینید باید سرهای بیشتری را جلوی خود ببینید.
اولین سینمای کودک در کشور هم یکی از آن خانهایی است که باید تلاش کرد از گیرش رهید. اینکه شما بخواهید کودکتان را برای تماشای فیلم در سالن مخصوص کودکان که خیلی هم راحت است بگذارید فکر بدی نیست اما باید قید تماشای فیلم به طور همزمان در سالن دیگر را بزنید. چون بهندرت سئانس همزمان با سئانس کودکتان پیدا میکنید. یا باید به فکر فیلم خودتان باشید و کودک را در سینما رها کنید و یا باید از خیر تماشای فیلم بگذرید و به سراغ فرزندتان بروید و آنها را با خود برای تماشای فیلمی که احتمالا ممنوعیت سنی دارد به سینما ببرید و کنار خودتان بنشانید.
گلشن (1396)
گرفتن هزینه پارکینگ، رسم سینماهایی است که در اطراف آنها جایی برای پارک وجود ندارد. درست مثل سینما گلشن مشهد که در طبقه پنجم برج آرمیتاژ قرار دارد. گلشن بیشتر یک سینما محلی است و در نزدیکی خود سینما پیروزی کم فروغ را دارد. با این وجود از نظر دسترسی با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، راحتترین سینما برای دسترسی عموم شهروندان و مسافران است. ایستگاه هفتم تیر خط یک قطار شهری چند صد متر پایینتر از این سینما دسترسی به گلشن را آسان کرده است. خطوط متنوع اتوبوس هم که در اطراف این پردیس سینمایی گلشن ایستگاه دارد مزید بر این سهولت است.
این سینما که برای رسیدن به آن باید هم آسانسور سواری کرد و هم پله برقی سواری، 3سالن کوچک و یک سالن بزرگ دارد. مشکل اساسی این سینما هم همان مشکلی است که برای سینما اطلس بر شمردیم. فضای گلشن هم برای سینما طراحی نشده بوده و بعد از احداث به این نتیجه رسیدهاند که آنجا را سینما کنند. این مشکل در ردیفهای بالایی سالن اصلی گلشن کاملا قابل درک است. اینکه وقتی مخاطب روی صندلی گرم و نرم گلشن مینشیند به زحمت میتواند پرده را به طور کامل ببیند. ماجرا اما در 3سالن کوچکتر دیگر متفاوت از آن تجربهای است که در سالن دویست نفره این سینما با آن روبهرو هستید. صدای خوب همراه با تصویر باکیفیت تجربه تماشای فیلم را دلپذیرتر از سالن اصلی این سینما مینمایاند. فضای فوتکورت گلشن، با آن بالکن روبازِ رو به شهرش قطعا تجربه متفاوتی را - فارغ از تجربه فیلم دیدن - به هر مراجعه کنندهای میدهد.
ویلاژتوریست (1397)
آنقدر جا برای پارک در اطراف خیابانهای منتهی به طرقبه وجود دارد که مجتمعهای تجاری اطراف آن خیابانها با تابلوهای بزرگ نوشتهاند «پارکینگ اختصاصی رایگان» درست مثل پردیس سینمایی ویلاژتوریست که در مجتمع تجاری با همین نام واقع شده است. پارکینگ در طبقات تحتانی این مجتمع با نظم و ترتیب است و رایگان. اما رمپهای دوطرفه کار را برای رانندههای تازهکار سخت میکند. قطعا هر فرد یا خانوادهای که این سینما را برای فیلم دیدن انتخاب میکند، فکر رفت و آمدش را هم کرده است چون راههای دستیابی به این سینما به فرجام نمیرسند و باید از چند وسیله مانند مترو، اتوبوس و سواری برای رسیدن به ویلاژتوریست استفاده کرد. همانطور که از نام این سینما بر میآید به نظر میرسد این سینما برای توریست است و خیلی برای مشهدیهای سینمارو خوشایند نیست. این را میتوان از وجود سالنهای VIP و CIP، سینمای اختصاصی کودک و سالن واقعیت مجازی (VR) دریافت. حالا چه توریستهایی که از شهر و کشورهای دیگری به این مجتمع مراجعه کردهاند و چه مشهدیهایی که به قصد تفریح و تفرج عزم ییلاقات مشهد را دارند و گذرشان به این سینما میافتد. با اینکه صدا و تصویر به ظاهر خوب است، اما مشکل متداول «سینما در مال» گریبانگیر ویلاژتوریست هم شده است. سالنهای غیراستاندارد و گاهی کوچک و طویل تجربه تماشای فیلم دیدن دستهجمعی را برای مخاطب خوشایند نمیکند. با این حال احداث سینما در موقعیتی همانند ویلاژتوریست رفت و آمد زائران و مجاوران مشهدی را به آن نقطه از شهر فراگیرتر کرده است. علاوه بر جاذبههای گردشگری و تجاری در ییلاقات مشهد، جذابیت فرهنگی نیز احداث شده که در کنار خود ظرفیتهای تفریحی دیگری را علم کرده است. اصولا به خاطر جغرافیایی که ویلاژتوریست دارد، وجود فوتکورت، کافیشاپ و فضاهای خدماتی از این دست در یکی از بزرگترین پردیسهای سینمایی شرق کشور ضروری است.