بانگ رسا و راستین شعر

  • کد خبر: ۵۲۲۵
  • ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۳
بانگ رسا و راستین شعر
شاعران ساکن پایتخت از جایگاه شعر مشهد و خراسان در کشور می‌گویند

غزاله حسین‌پور| مشهد به عنوان کانون خراسان که خاستگاه زبان و شعر و ادب فارسی است، پیشینه‌ای درخشان در این عرصه دارد. از سده‌های آغازین فراگیری زبان فارسی تا دوران معاصر، شاعرانی چون فردوسی و بهار و اخوان‌ثالث و عماد و... در این شهر سربرآورده و هر یک برگ زرینی به کارنامه ادب سرزمین ایران افزوده‌اند. اما امروز شعر مشهد و در نگاهی کلی‌تر شعر خراسان چه جایگاهی در ادبیات کشور دارد؟ آیا همچنان می‌توان به داشته‌ها غره شد؟ آیا امکانات امروز برای شاعران این سامان بسنده است و آیا کمبود همین امکانات است که به مهاجرت بسیاری از شاعران به پایتخت انجامیده است؟ به مناسبت روز شعر و ادب فارسی این مسائل را با چند‌تن از شاعران ساکن پایتخت در میان گذاشته‌ایم؛ کسانی که شاید از آنجا که بیرون از دایره شاعران مشهدیِ همچنان مقیم مشهد ایستاده‌اند و خود در شمار مهاجران به تهران قرار می‌گیرند یا با آن‌ها تعامل دارند، به نکاتی دقت کرده باشند که تنها از جایگاهی که آن‌ها در آن قرار گرفته‌اند، بررسی‌پذیر باشد.


زبان متکثر فقط به شعر خراسان آسیب نزده است
آرش شفاعی، شاعر مشهدی ساکن پایتخت، با اشاره به این نکته تاریخی که شعر و دیگرجریان‌های ادبی از خراسان به مناطق مختلف کشور رفته و در گسترش زبان فارسی نقش عمده داشته است، شعر خراسان و به ویژه مشهد را دارای جایگاهی شایان توجه می‌داند.
او درباره وضعیت دوران معاصر شعر در این خطه و تاریخچه آن می‌گوید: بعد از مشروطیت افق تازه‌ای به روی شعر باز می‌شود. ملک‌الشعرابهار، از شخصیت‌های شاخص جریان متجدد اما پای در سنت در دوران آغازین این جریان، اهل مشهد است. بعد از ظهور شعر نو و پیروان نیما نیز این منطقه با نام‌هایی چون مهدی اخوان‌ثالث، همواره یک رکن اساسی در شعر امروز بوده است. بااین‌همه در دوره اخیر شعر ایران خیلی از ویژگی‌های بومی و اقلیمی و منطقه‌ای را از دست داده و ما با یک زبان استاندارد متکثرشده در سطح جامعه روبه‌رو هستیم. به همین دلیل در دوره کنونی نه‌تنها شعر خراسان بلکه شعر بیشتر مناطق کشور امتیاز خاص اقلیمی ندارد.
شاعر دفتر «تهران شبیه هر شب دیگر سیاه‌بود» معتقد است آثار شاعران مشهدی در سطح کشور، به سبب وجود عواملی، آن‌طور که باید دیده نمی‌شود، عواملی چون ضعف همیشگی جریان اقتصاد فرهنگ و هنر در خراسان و کمبود بنگاه‌های نشر و مراکز فروش آثار بومی و محلی، مهاجرت بسیاری از شخصیت‌های فرهنگی و ادبی و انزواطلبی و گوشه‌گیری بیشتر هنرمندان خراسانی. این روزنامه‌نگار یادآور می‌شود: باید این واقعیت را بپذیریم که قرار نیست خراسان تا ابد پرچمدار شعر کشور باشد، باید با شاعران دیگر، بنگاه‌های انتشاراتی، جلسات شعر سطح کشور، مطبوعات و رسانه‌ها و... تعامل کرد.
اما یکی از اتفاقاتی که دامنگیر شعر خراسان شده است، مهاجرت شاعران به مرکز است. بدیهی است که هر شاعری آرزو و دورنمای داشتن مخاطبان بسیار را برای خود ترسیم کند اما تحقق این خواسته، از جایی به بعد دیگر در اختیار شاعر نیست. او حق دارد برای دیده شدن توانایی و پتانسیل شعری خود مهاجرت کند. البته مهاجرت از زادگاه و محل رشد و بالیدن خود نیز کار راحتی نیست اما شفاعی در ادامه بیان این دیدگاه، آن را امری پسندیده وصف می‌کند، منوط به اینکه شاعری که به آن مصمم شده است، مهاجرت را بهترین راه بداند و بتواند با مسائل آن کنار بیاید.


باید از انزوا بیرون آمد
علیرضا بدیع، شاعر و ترانه‌سرای نام‌آشنای نیشابوری که 26 سال از عمر خود را در خراسان و 8 سال آن را در تهران گذرانده است و از آن میان بیشتر دوره حرفه‌ای شاعری‌اش در نیشابور و مشهد سپری شده، معتقد است که گرچه مشهد در 2 زمینه نشر و پخش بالاتر از خیلی استان‌های همجوار و حتی استان‌هایی است که به لحاظ فرهنگی و سرانه مطالعاتی در جایگاهی پذیرفتنی قرار دارند، از این نظر نمی‌تواند با پایتخت رقابت کند.
شاعر دفتر «ماه و ماهی» بر این باور است که شاعر جویای نام، از طریق استفاده از محافل و امکانات پایتخت، زودتر به نتیجه خواهد رسید. او می‌گوید: با توجه به وضعیت اجتماعی و فرهنگی کنونی کشور، شاعر برای رساندن صدای خود، لازم است به تهران بیاید. ولی در خیلی کشورها که تمرکززدایی شده و امکانات فرهنگی و ادبی و انواع رسانه‌ها به نسبت یکسان در شهرها و شهرستان‌ها بخش شده است، شاعران می‌توانند در شهر خود بمانند و از امکانات بومی‌شده استفاده کنند. در ایران شبکه‌ها، روزنامه‌ها، نشست‌ها، همایش‌ها، حلقه‌های ادبی و فرهنگی، جشنواره‌های معتبر و استادان تراز اول در تهران متمرکز شده‌اند و لازم است که شاعر از این معبر گذری داشته باشد. باوجود این معنای چنین حرف‌هایی این نیست که اگر شاعری در شهرستان بماند نمی‌تواند پیشرفت کند.
بدیع نیز انزوای شاعران کاربلد را عامل احتمالی ناشناس ماندنشان در اذهان عموم مردم و حتی برخی اهالی حرفه‌ای ادب می‌داند. او برای نمونه، شاعری مشهدی چون محمدسعید شاد را مثال می‌زند که به باور او بهترین غزل‌سرای زنده حال حاضر کشور است اما به سبب به سر بردنش در انزوا و خلوتی خودخواسته در مشهد، شعرش شناخته‌شده نیست و تنها مخاطب فوق‌حرفه‌ای شعر او را می‌شناسد: ما شاعرانی درجه 2 یا 3 را در تهران داریم که در آثارشان انواع ابتذال را می‌بینیم اما برای همه شناخته‌شده‌اند و برایشان سر و دست می‌شکنند. در حالی که امثال سعید شاد که شعر خوب می‌نویسند وجود دارند اما به‌خاطر تن ندادن به زندگی در پایتخت، ناشناس باقی می‌مانند.


صدای شاعران مشهد همواره رسا بوده است
علیرضا بهرامی، شاعر و روزنامه‌نگار و ناشر ساکن پایتخت که آثاری از مشهدی‌ها را به چاپ رسانده یا در جشنواره‌ها داوری کرده است، هرگونه نگاه ملوک‌الطوایفی در حوزه ادبیات را که بعضا در دهه‌های گذشته وجود داشته، مردود می‌داند. او معتقد است ادبیات جای نگاه نژادپرستانه نیست و در تاریخ ادبیات ما، شمار شایان توجهی از شاعران حتی متعلق به روستاها بوده‌اند. می‌گوید: می‌شنویم کسانی که در شهرستان‌ها فعالیت می‌کنند، از امکانات برخوردار نیستند. من به عنوان کسی که تقریبا تمام عمر خود را در تهران گذرانده است، نمی‌دانم منظور از این امکانات چیست! خوشبختانه چند شهر که شاید سرآمد آن‌ها مشهد باشد، در حوزه رسانه و مناسبات فرهنگی این تصور را نقض کرده‌اند. می‌توان در مشهد زندگی کرد و از همان امکانات رسانه‌ای و فرهنگی برخوردار بود. گمان می‌کنم دلیل این امر هم به وجود آمدن برخی ساختارهای فرهنگی است. به عنوان مثال مشهد روزنامه‌هایی دارد که بعضا از سابقه تاریخی طولانی و ضریب نفوذهای بالا و همچنین نهادهایی مرتبط با خود برخوردارند. بخشی از ساختارها را نیز اهالی ادبیات به وجود آورده‌اند و فعالیت‌های ادبی در مشهد و برخی شهرهای دیگر چشمگیر است. گذشته از این‌ها، فضای مجازی نیز توانسته ‌است مرزها را تغییر دهد. روی‌هم‌رفته صدای دوستان مشهدی ما همیشه رسا بوده است.
شاعر «غم صدای تو یعنی...» درباره مقوله مهاجرت هم می‌گوید: چنگ انداختن خیلی از افراد به خارج از جغرافیایشان برای رسیدن صدا و دیده شدن مخلوق هنری‌شان چنین می‌کنند. بااین‌حال اکنون مهاجرت به پایتخت در هیچ شاخه‌ای به سرنوشت مطلوبی نمی‌انجامد. اکنون در تهران نه تنها جلسات شعری زیادی برگزار نمی‌شود، بلکه جلسات شعری باکیفیت کمیاب است. محافلی که در شهرهایی چون مشهد و اردبیل و همدان برگزار می‌‌شود، کیفیتی بالاتر از بیشتر برنامه‌های تهران دارند. بهرامی همچنین دیده شدن و تریبون داشتن را ملاک کیفیت بالای شعر نمی‌داند؛ چنان‌که در فضای مجازی، مفتضح‌ترین شاعران معتبرترین‌ها هستند. بنابراین حاشیه‌هایی از این قبیل، چیزی به ادبیات نمی‌افزاید. او اضافه می‌کند: در جریان شعر شهرهای مختلف در سال‌های اخیر اتفاقی بزرگ رخ داده که نوعی مهاجرت معکوس را در دل خود رقم زده و باورهای قبلی ما را به هم ریخته است. این اتفاق پدید آمدن قشری از فرهیختگان جوان در شهرهای مختلف مانند مشهد است. تحصیل‌کردگانی که به طور جدی فعالیت‌های فرهنگی و هنری در شاخه‌های مختلف را دنبال می‌کنند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.