شعرهایی از جنس دفاع مقدس

  • کد خبر: ۵۲۴۷
  • ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۶
شعرهایی از جنس دفاع مقدس
گفت‌وگو با نویسنده محله رادان که شعرها و نوشته‌هایش رنگ و بوی مذهبی دارد

لیلا جانقربان - علاقه‌اش به شعر و داستان او را از پزشکی به دانشکده ادبیات و به وادی نویسندگی و شاعری می‌کشاند. حمیده نجاریان که این روزها در آستانه چهل‌وپنجاه‌سالگی قرار دارد نویسندگی را از دوران نوجوانی آغاز کرده است و حالا به عنوان یک نویسنده؛ به‌ویژه نویسنده کودک شناخته می‌شود. به مناسبت روز شعر و ادبیات فارسی میهمان این نویسنده محله رادان در بولوار نماز می‌شویم و حرف‌های او را می‌شنویم و می‌نویسیم.

 

نویسنده‌ها مثل آچار فرانسه هستند
از دوران نوجوانی شعر و متن ادبی می‌نوشتم. مادربزرگم زیاد شعر از حفظ داشت و برای ما می‌خواند ولی در خانواده ما قبل از من و البته بعد از من هم کسی سراغ شعر و ادبیات نرفت. در مدرسه همیشه اجرای برنامه‌های صبحگاهی با من بود و باوجود اینکه رشته‌ام تجربی بود و قرار بود پزشکی بخوانم ولی دنبال علاقه‌ام رفتم و در دانشگاه ادبیات درس خواندم. در دوران دبیرستان خاطرم هست که دبیر عربی و ادبیاتم زیاد تشویقم می‌کردند که شعر و متن ادبی بنویسم.
در دانشگاه فردوسی فوق‌لیسانس ادبیات فارسی را گرفتم و بعد از آن در صدا و سیما مشغول به کار شدم و نویسنده متون مذهبی و معارف هستم. البته به قول یکی از دوستان، ما نویسنده‌ها مثل آچار فرانسه هستیم که هر وقت تهیه‌کنندگان متنی می‌خواهند زنگ می‌زنند و می‌گویند: سریع یک صفحه با فلان موضوع برایم بنویس!

 

برای کودکان از آزادگی گفته‌ام
چند کتاب در حوزه شعر کودک دارم که این کتاب‌ها عبارت‌اند از: «آزاده» که سال87 آن را نوشته‌ام و درباره یکی از آزادگانی است که خادم مسجد است. «قلک سفالی» را همین سال نوشتم و چاپ شد. این کتاب درباره پسر بچه‌ای است که دوست دارد رزمنده باشد، برای همین پول‌هایش را جمع می‌کند و در قلکی می‌ریزد تا بتواند تفنگ بخرد. الگوی او در این داستان عموی رزمنده‌اش است که شهید شده. یک کار کودک هم به نام «سفره هفت سین» نوشتم که موضوع داستان به ایام عید و چیدن سفره هفت سین برمی‌گردد و یاد خاطره شهیدی است که در این خانواده بوده است.

 

نوشته‌هایم سبک اسلامی دارد
برای گروه سنی نوجوان هم یک کتاب با نام «نذر گندم» نوشته‌ام. این کتاب شامل داستان‌های کوتاهی مانند یادگاری باارزش، قلب من اینجاست، ولایت عهدی اجباری، دعای باران و... است که به موضوع سفر امام رضا (ع) از مدینه تا مرو می‌پردازد.
کتاب «ترنم باران» هم دیگر کتابی است که همین امسال به چاپ رسید. این اثر به سیری در کلام گهربار امام رضا(ع) با تکیه بر سبک زندگی اسلامی می‌پردازد. برای این کار جلد دوم را هم مدنظر دارم که بنویسم ولی هنوز فرصت آن پیش نیامده است و اگر خدا توفیق دهد حتما آن را می‌نویسم.اشعارم در قالب‌های مثنوی، غزل، چهارپاره، دوبیتی و شعر کودک هستند که هنوز برای چاپ آن‌ها به صورت کتاب تصمیمی نگرفته‌ام و احساس می‌کنم که هنوز جای پخته‌تر شدن دارند. اشعارم یک کتاب می‌شود ولی هنوز زود است. بیشتر شعرهای من در موضوعات مذهبی و دفاع مقدس هستند. درباره ائمه(ع) می‌نویسم و ارادت ویژه‌ای به امام زمان(عج) که سرورمان و امام رضا(ع) که ولی نعمتمان هستند، دارم.

 

هنوز کرخه و کارون ز عشق می‌گویند
آثارم در جشنواره‌های مختلف مقام آورده‌اند. یکی از کارهایم به نام «هنوز کرخه و کارون ز عشق می‌گویند» را سال84 برای جشنواره شعر بسیج فرستادم که رتبه آورد و در یکی از روزنامه‌ها هم این شعر چاپ شد. در جشنواره شعر «در سایه ایثار» که از طرف حوزه هنری خراسان رضوی برگزار شد مقام سوم را کسب کردم. در سومین دوره از مسابقات استانی شعر جانباز هم رتبه هشتم را کسب کرده‌ام.
بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانم در حوزه دفاع مقدس است و نوشته‌های سعید عاکف را خیلی می‌پسندم. برای کار در زمینه زندگی‌نامه شهدا هم پیشنهادهایی به من شده است ولی هنوز سعادت این‌کار نصیبم  نشده است. درحال حاضر باتوجه به اینکه کارم در صدا و سیما هم نویسندگی است روزانه حدود 8-9 ساعت مطالعه دارم و هم‌زمان نویسندگی هم می‌کنم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.