جلسات مشهد متنوع نبود

  • کد خبر: ۵۳۰۲
  • ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۱
جلسات مشهد متنوع نبود
محمودرضا آرمین(سهی سیستانی) از تجربه آشنایی اش با انجمن‌های ادبی در مشهد قدیم می‌گوید

زهرا بیات - محمودرضا آرمین یکی از شاعران پیش‌کسوتی است که به واسطه مهاجرت در سال 1346 پایش به مشهد باز شده و مجال یافته است طی چند سال در تمام جلسات شعری آن شرکت کند. او همچنین برای 10 سال خود برگزارکننده یک جلسه شعر بوده است و از این نظر می تواند فضای انجمن های مشهد را به خوبی روایت کند.
من سال 46 از تهران به مشهد آمدم و اولین پاتوق شعری که به من معرفی شد، قهوه خانه داش آقا بود. بسیاری از شاعران و نویسندگان مشهدی به آنجا رفت وآمد داشتند. همان‌جا با بسیاری از دوستان شاعرم آشنا شدم از جمله استاد کمال، افضلی، بیگناه و خیلی های دیگر. پیش‌تر به واسطه شعر و شاعری در بسیاری از انجمن های مطرح تهران شرکت می کردم و شعر می خواندم و به نوعی آنجا شناخته شده بودم اما در مشهد کسی من را نمی شناخت. می خواستم در جلسات شعر مشهد هم شرکت کنم، این بود که از دوستان قهوه خانه سراغ جلسات را که گرفتم، اولین جلسه ای که به من معرفی شد جلسه منزل استاد فرخ بود. با دعوت و همراهی استاد کمال به آنجا رفتم. جلسه توسط خود آقای فرخ مدیریت می شد، برای همین وقتی نوبت به من رسید از من خواستند شعری بخوانم. غزلی خواندم که مورد استقبال حاضران واقع شد. خود استاد فرخ برخاستند و از کتابخانه پشت سرشان کتابی برداشتند، امضا کردند و به من هدیه دادند. آنجا خواستند که در جلسات منزلشان شرکت کنم. این طور بود که تا زمانی که این جلسه برگزار می شد من در آن شرکت می کردم. جلسه فرخ بزرگ ترین جلسه مشهد بود. افراد پرآوازه، بزرگ و پرمایه در آن حضور پیدا می کردند. برای همین اگر کسی شعر ضعیفی می خواند، عذرش را می خواستند و اجازه نمی دادند در جلسات بعدی شرکت کند. برای شعر نو هم همین رویه را داشتند و اجازه نمی دادند در جلسه، شعر نو خوانده شود. انجمن فرخ 2 ردیف صندلی در کناره داشت و یک ردیف هم در وسط سالن مخصوص استادها و بزرگان حاضر در جلسه بود. این صندلی های وسط حتی اگر خالی هم بودند جوان ترها یا شاعرانی که کمتر مطرح بودند و در ردیف های کناری نشسته بودند اصلا به خود اجازه نمی دادند روی آن ها بنشینند. در آن روزها جلسه دیگری در خیابان بهشتی فعلی به من معرفی شد که توسط آقای سرابی اداره می شد. در این جلسه خود آقای سرابی سخنرانی ای می کرد، در مدح حکومت؛ به همین دلیل برای من دلپذیر نبود و بعد از 2 بار حضور، دیگر در آن شرکت نکردم؛ یک بارش با همراهی استاد صدیق بود. جلسه دیگری هم بود که آقای کبیری، معاون مدیرکل آموزش و پرورش، آن را دایر کرده بود. این انجمن در خود اداره کل برگزار می شد. سال 50 هم به اتفاق استاد صاحبکار و استاد کمال به انجمن قهرمان رفتم و تا فوت استاد قهرمان در این جلسه از محضرشان استفاده می کردم.پس از 4 سال تقریبا تمام جلسات شعری مشهد را تجربه کرده بودم، در میان جلسات مشهد عیار جلسه فرخ و قهرمان بسیار بالا بود و بقیه به نوعی معمولی بودند و آن طور که باید تنوع موضوع و مطلب نداشتند. در مقام مقایسه می توانم بگویم که انجمن های تهران بسیار متنوع بودند اما این تنوع در جلسات مشهد دیده نمی شد. در تهران هم استادان دانشگاه اشعار را نقد و بررسی می کردند. مثلا یک جلسه بود که معروف شده بود به «حمام شعر» و در هر نوبت آن، بیشتر از 2 شعر خوانده نمی شد و باقی وقت به بررسی و نقد همین 2 شعر می گذشت. خود من هم در سال 80 جلسه «فرخی سیستانی» را در منزلم دایر کردم که علاوه بر شعرخوانی شاعران، برخی متون شاخص زبان فارسی را نیز نقد و بررسی می کردیم.
این انجمن از کیفیت خوبی برخوردار بود و معتقدم بعد از جلسه فرخ و منزل قهرمان، می شد رویش حساب باز کرد. متأسفانه سال 90 با بیماری همسرم -که برای برگزاری این جلسه زحمت می کشید- جلسه را تعطیل
کردم. 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.