ندا کیان| اواخر آبانماه سال گذشته بود که خبر موافقت اعضای شورای اسلامی شهر مشهد با راهاندازی باغ کتاب در این شهر منتشر شد، اقدامی که به تأسی از مجموعههای کتابفروشی بزرگی صورت گرفت که خدمات جانبی را نیز در کنار عرضه کتاب لحاظ کرده بودند. در این زمینه در قسمت قبلی این مجموعه مطالب، باغکتاب تهران را به عنوان بزرگترین کتابفروشی جهان معرفی کردیم و پیش از آن نیز درباره کتابفروشی بارنز اند نوبل نیویورک نوشته بودیم. این بار ماجرا را در مشهد دنبال میکنیم.
طرح احداث «باغ کتاب» در مشهد، برای مساحتی با ابعاد کوچکتر از مساحت باغ کتاب تهران ارائه شده است، همچنین قرار است این مجموعه بیشتر در حوزه فناوری و شرکتهای دانشبنیاد فعال باشد و بخش کمی از آن به فروش کتاب بپردازد. از آنجاکه واژهها یا مفاهیم نوستالژیکی چون «باغ» و «کتاب» بار عاطفی و معنایی خاصی برای بسیاری از ما دارد، در این مجموعه سعی بر این است که در دل شهر همانند عموم باغها محیطی آرام و مفرح و البته همراه با عرضه کتاب و مکانی برای اندیشیدن و تعاملات اجتماعی نیز فراهم شود تا از این طریق شاهد رشد و پویایی جامعه باشیم.
لزوم کاربری فرهنگی با توجیه اقتصادی
محمدهادی مهدینیا، رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر و صاحب ایده باغ کتاب مشهد، درباره این مجموعه میگوید: ما طی 2 جلسه با مسئولان شهرداری تهران و مدیرعامل و همچنین طراح باغ کتاب تهران از تجارب مثبت این طرح در پایتخت استفاده کردیم تا مشکلات پیش روی آنها را در آغاز کارمان نداشته باشیم. ازاینرو بناشد از فضاهای مشخص و از قبل تعیینشده و کاربردی استفاده کنیم. مصوبه دیگری نیز در شورا با موضوع «تئاتر شهر» داریم و بهدلیل اینکه فعالیتهای مکمل تئاتر شهر نیز تأمین شود، تلاش میکنیم در صورت امکان، مجموعه باغ کتاب و تئاتر شهر با هم در یک بسته دیده شوند تا فعالان هر دو مجموعه از کاربریهای هر دو بهره ببرند. این ایده دنبال میشود و تصمیم نهایی با آقای شهردار است تا اگر به جمعبندی برسند، بتوانیم هر دو مصوبه را در یک قالب و فضا استفاده کنیم.
عضو شورای اسلامی شهر مشهد مسیر طی شده و راه باقیمانده این طرح را نیز چنین تبیین میکند: من و آقای شهردار با طراح باغ کتاب تهران جلسهای دوساعته در پایتخت داشتیم و این ایده ترکیبی را با ایشان مطرح کردیم، ایشان هم تأیید کردند که تجمیع بین فعالیت در عرصه نمایش و فعالیتهایی که اکنون در باغ کتاب تهران درحال انجام است، ایده خوبی است. قرار بر این شد که جلسه مشترک بین رئیس کمیسیون فرهنگی، من به عنوان نماینده کمیسیون شهرسازی و معماری، و شهردار مشهد و معاونان ایشان برگزار و تصمیم نهایی گرفته شود.
هر ایده و پروژهای در مسیر اجرایی شدن، با مشکلات و موانعی دست و پنجه نرم میکند. مهدینیا درمورد مشکلات و دستاندازها میگوید: از موانع اصلی میتوان به سرعت پایین پروژه و انتخاب پیمانکار و مواردی از این دست اشاره کرد. بااینهمه مشکل حادی وجود ندارد و فقط منتظر جمعبندی شهردار و برگزاری هرچه سریعتر جلسه هستیم تا تصمیم نهایی اتخاذ و عملی شود. در این میان توجه به برخی مسائل بایسته است؛ مشهد از لحاظ کاربریهای فرهنگی فقیر بوده است و از سوی دیگر کاربریها نباید فرهنگی صرف باشد و باید کاربریهای مکمل نیز در کنار آنها در نظر گرفته شود تا توجیه اقتصادی مناسبی پیدا کند.
ارتباط با عموم مردم
اما دیدگاه 2 تن از اهالی فرهنگ شهر را نیز درباره این طرح جویا شدیم. حسین لعلبذری، نویسنده و فعال فرهنگی، میگوید: اگرچه از جزئیات این ایده بیخبر هستم، در کل اجرای آن را در جهت تعامل بیشتر مردم با موضوع فرهنگ و هنر بسیار پسندیده میبینم. حتی اگر این طرح برگرفته از باغ کتاب تهران یا هرجای دیگر باشد باز هم کار خوب و مؤثری است، بهسبب اینکه مردم در چنین محیطی بدون واسطه با موضوع کتاب درگیر میشوند و از طرفی رویکرد مکمل با توجه به تئاتر نیز میتواند همپوشانی و تأثیرگذاری بیشتری را بهدنبال داشته باشد.
به باور او، هر اتفاقی که بتواند به فرهنگ و هنر شهر و پیشرفت آگاهی عمومی کمک کند، لازم و ضروری و نیازمند همکاری بیشتر متولیان امر است. لعلبذری اضافه میکند که مشهد کتابفروشی و فروشگاههای خوبی در این حوزه دارد، اما این دلیل نمیشود منعی برای طرح باغ کتاب داشته باشیم، چراکه اغلب این فروشگاهها مخاطبان خاص را پوشش میدهند، درحالیکه پروژه باغ کتاب میتواند ارتباط عامتر و گستردهتری با شهروندان داشته باشد.
دیگر هنرها نیز در مجموعه متمرکز شود
هادی منوری، شاعر و پژوهشگر، هم وضعیت نه چندان مطلوب کتابخوانی و فروش کتاب را مورد توجه قرار میدهد و بر همین پایه، نکته مثبت طرح مذکور را این میداند که تمرکز جدی به کتابفروشی ندارد و کار دیگر کتابفروشیها را نیز دچار تزلزل نخواهد کرد: به نظر میرسد امر مثبتی است و با فراهم ساختن زیرساختها، برنامهریزی، و درنظر گرفتن بودجه مناسب و آدمهای مناسب پا بگیرد، چون هریک از اینها نباشد، ایده شکل نمیگیرد.
او همچنین ابراز امیدواری میکند که فرایند این کار، استمرار داشته باشد و به نتیجه برسد. منوری همراهی و یکجا بودن تئاتر شهر و باغ کتاب را هم ایده بسیار خوبی برمیشمرد و حتی پیشنهاد میدهد که بقیه هنرها هم در محل در نظر گرفتهشده متمرکز شوند تا مجموعهای شامل همه هنرها داشته باشیم، چراکه تمامی هنرها مکمل یکدیگرند: برای نمونه میتوان خانه موسیقی، بخش هنرهای تجسمی، سینما و... را به این عرصه آورد.
او البته متذکر میشود که مبادا دستوپاگیریهای اداری بر این مجموعه حاکم شود: باید شرایط برای رفتوآمد هنرمندان فراهم و راحت باشد و بتوان گعدههایی در آنجا شکل داد که هنرمند بتواند اوقات فراغت خود را در آن بگذراند، همچنین میتوان در آن تشکلهای هنری و فرهنگی و ادبی شکل داد و رویهمرفته این مجموعه خانه و مأمنی برای هنرمندان باشد.
این شاعر پیشکسوت با وجود اینکه میگوید به کتاب خواندن مردم امید چندانی ندارد، به گردهمایی هنرمندان اظهار امیدواری بیشتری میکند و یادآور میشود هدف این است گعدهها و تجمعهایی تشکیل و از آنها نتایجی منتج شود.