خیره به حجم بزرگ نبودن‌ها

  • کد خبر: ۶۰۴
  • ۰۱ تير ۱۳۹۸ - ۰۵:۴۳
خیره به حجم بزرگ نبودن‌ها
مستند «میدان جوانان سابق» از روزگار رفته حکایت می‌کند

رادمنش| هجوم لشکر تلخ واقعیت و سم کوب‌شدن روان و زیر و رو شدن زمین خاطرات، کاری است که تنها با دیدن یک عکس هم ممکن است. عکس دسته جمعی بچه های روزنامه توقیف شده «جامعه» که 20 سال پیش از ساخت مستند «میدان جوانان سابق»1 گرفته شده است، با مینا اکبری، روزنامه نگار پیش کسوت و کارگردان آن مستند، همین کار را کرد. این هجوم او را وامی دارد که برود سراغ آن 72 نفری که در عکس هستند تا از روزگارشان باخبر شود اما تعداد انگشت شماری باقی مانده اند. عده ای خاک وطنشان را ترک کرده اند، برخی عطای روزنامه نگاری را به لقایش بخشیده اند و تعدادی هم از بین ما رفته اند.
اکبری با در دست گرفتن این عکس، گزارشی می دهد از تاریخ مطبوعات در دوره اصلاحات و تعطیلی جمعی روزنامه های اصلاح طلبِ وقت. دیدن درهای پلمب شده که فک پلمب کردن آن ها بدون مجوز قضایی «پیگرد قانونی» دارد، انگشت کشیدن بر لایه ای قطور از گرد و خاک که بر تمام هیکل تحریریه نشسته و شنیدن صدای انعکاس قدم ها در اتاق هایی خالی شده که روزی قلبی تپنده بوده اند، مثل صحنه ای از فیلم های آخرالزمانی است که می تواند برای کسانی که آن دوران را ندیده و تجربه نکرده اند هولناک و برای کسانی که آن را تجربه کرده اند، به مثابه زدن نیشتر بر زخمی باشد که هنوز جوش نخورده است، نیشتری که اشک نیوشا توکلیان، لیلا نصیریها و چند نفر دیگری را که مستندساز به سراغ آن ها رفته است درمی آورد.
یکی از نکات جالب توجه این مستند جایی است که مینا اکبری می رود سراغ ماشاءا... شمس الواعظین، سردبیر زندان رفته چند روزنامه توقیف شده. کسی که می توانست معلمی در روزنامه نگاری باشد و نسل های بسیاری را مستقیم یا غیرمستقیم آموزش بدهد و تربیت کند، روزنامه نگاری را کنار گذاشته است و در بیابانی
چندصد کیلومتر دورتر از تهران، پسته می کارد و به قول خودش فقط خواب تحریریه را می بیند.
این سکانس را می توان نمادی از سقوط یک‌نسل از کاربلدترین روزنامه نگاران این کشور و متعاقب آن، نزول روزنامه نگاری ایران دانست.
همان طور که علی اکبر قاضی زاده، روزنامه نگار و استاد ارتباطات، در مراسم تقدیری که برایش برگزار شد، گفت : ربع قرن پیش، ما سعی کردیم سبکی در روزنامه نگاری را آغاز کنیم که قرار بود حاصلش آگاهی بیشتر مردم باشد. اگر جریان روز نامه های آن زمان با آن سلیقه ادامه پیدا می کرد، شاید ما در دهه های 80 و 90، شاهد آن حوادث بزرگ و رقم های باورنکردنی از اختلاس و سوءاستفاده و خیانت در امانت مردم نمی بودیم. فکر می کنم اگر گفتمان ما ادامه پیدا می کرد و اصلاح می شد، ما می توانستیم مردم را بیشتر آگاه کنیم (منبع: هنرآنلاین).
اما این اتفاق نیفتاد و همه از حال این روزهای مطبوعات باخبر هستند. روزنامه ها دیگر مانند آن روزها محل ارجاع مردم برای دریافت تحلیل ها و خبرها نیستند. بی اعتمادی به رسانه های داخلی، مردم را بیش از پیش به سمت رسانه های به خصوص فارسی زبان خارجی کشانده است، رسانه هایی که بعضی از آن ها ریگ که هیچ، قلوه سنگ در کفش دارند و در عین‌حال، هیچ نظارتی نمی تواند روی آن ها باشد تا یک کانال تلگرامی به اندازه کل سیستم رسانه ای کشور بر مردم تأثیر بگذارد.
نکته قابل تأمل این مستند دیدن آدم های حاضر و «هست» ها نیست، دیدن حجم بزرگ نبودن ها و «نَهست» هاست. درنهایت شش هفت نفر از آدم های عکس میدان جوانان اواخر دهه 70 در نیمه های دهه 90 دور هم جمع می شوند. کارگردان تقریبا از باقی آن ها خبری دقیق به ما نمی دهد جز اینکه از ایران رفته اند، فوت کرده اند یا در دسترس نیستند.
1. این مستند در گروه هنر و تجربه درحال اکران است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.