بهنام اخوت - لوکوموتیو سنگینی بار واگنها را به دوش میکشد و آنها هر روز صبح با صدای سوت قطار که از کنار خانههایشان میگذرد، از خواب بیدار میشوند. مردم محله راهآهن به صدای لالایی و خروسخوان قطارهایی که هر روز از ایستگاهشان به مقصدی نامعلوم به حرکت درمیآیند یا از ناکجاآبادی به آبادیشان میرسند، عادت دارند. درست همانقدر که بروبچههای کوی راهآهن به بازی در زمینهای خاکی و پرورش ستارههای بزرگ فوتبال ایران عادت کرده بودند. راهآهن برای مردم مشهد فقط ایستگاهی برای حملونقل ریلی و سفرهایشان نیست. اینجا، در ایستگاه راهآهن، نوای ورزش و فوتبال هم جاری است. چه تیمهای ورزشی که در رشتههای مختلف در سالهای دور با نام راهآهن برای ورزش مشهد افتخارآفرینی کردند و چه روزهایی که تیمهای فوتبال راهآهن، خواه با نام «راهآهن» و خواه در قامت نام «توربو»، در سطح استان خوش درخشیدند. تیمهایی که روزی، جایی در دل این شهر به لطف عشق فوتبال محلی ظهور پیدا کردند، به اوج کارشان رسیدند و دست آخر به تیغ حرفهایشدن فوتبال و ورود پول به این آوردگاه جذاب، سرشان بریده شد و به پایان رسیدند. مرور داستان تیمهای قدیمی فوتبال مشهد، اینبار به ایستگاه «توربو» رسیده است؛ تیمی که بهعنوان تیم دوم راهآهن بیش از 10 سال در فوتبال استان فعالیت کرد و چه شگفتیها که در نبرد با بزرگان فوتبال خراسان خلق کرد و چه چهرهها که به این فوتبال معرفی کرد.
قصه از کجا شروع شد؟
سال62 مهدی قیاسی، پیشکسوت پُرآوازه فوتبال مشهد، در قامت رئیس هیئت فوتبال بود. وظیفه سنگینی که بعد از داستانهای انقلاب و در بحبوحه جنگ، او را به بازسازی بساط برهمچیدهشده فوتبال باشگاهی مشهد وامیداشت. قیاسی باید فوتبالی را دوباره بنا میکرد که نابود شده بود. نه مسابقات باشگاهی وجود داشت و نه خبری از تیمداری به شکل حرفهای بود. آن سالها فوتبال مشهد و خراسان تنیده شده در تیم منتخبی بود که برای احیای فوتبال همهکار میکرد و یکتنه جور نبود مسابقات جدی در سطح باشگاههای استان را میکشید. البته اوضاع، آرام آرام به سامان رسیده بود و سال62 هیئت فوتبال خراسان تصمیم به برگزاری مسابقات باشگاههای مشهد گرفته بود؛ مسابقاتی که مردان تیم سیدعلی حسینی را وسوسه زورآزمایی در میدان نبردش کرد. سیدعلی حسینی، یکی از فوتبالدوستان و مربیان آن روزها، تیمی را تشکیل داده بود و در مسابقات محلی شرکت میکرد؛ تیمی که با خبر برگزاری مسابقات باشگاههای مشهد تصمیم گرفته شد در قامت یک تیم باشگاهی در این مسابقات شرکت کند.
ائتلاف 4 دوست و 2 تیم!
عل کلانتر و اکبر متجدد، مردان تیم راهآهن بودند. آنها تیم راهآهن را در دست داشتند و این سوی داستان هم سیدعلی حسینی و مرتضی خسرومنش، تیمشان را برای زیرپوشش راهآهنرفتن، آورده بودند. 4 مردی که دستبهدست هم دادند تا قطار تیم فوتبال توربو در ایستگاه فوتبال استان به حرکت درآید. با تدبیر آنروزهای رستمی، مدیر تربیتبدنی راهآهن، تیم دومی زیرپوشش راهآهن آمد که نامهای زیادی برای آن پیشنهاد شد. از «لوکوموتیو» و «واگن» گرفته تا نامی که بالاخره انتخاب شد؛ «توربو».
گردنکشی تیم دوم در حضور تیم اول
اولین شگفتی را توربو خلق کرد. مردان مرتضی خسرومنش که در مسابقات دستجات مشهد بهعنوان تیم دوم راهآهن پا به میدان گذاشته بودند، به مسابقات سوپرلیگ استان راه پیدا کردند؛ اما تیم اول پشت خط ماند و نتوانست وارد ایستگاه بزرگ فوتبال استان شود. اتفاقی که جرقه ظهور یک تیم بزرگ را در فوتبال استان زد؛ تیمی که بعد از این موفقیت نامی برای خود دستوپا کرد.
بالاتر از ابومسلم در لیگ کشور
توربو در لیگ استان نهتنها زنگ تفریح ابومسلم و پیام و دیگربزرگان نبود، بلکه یکسال هم با شکستدادن ابومسلم، نماینده خراسان در لیگ کشور شد. مرتضی خسرومنش، سرمربی و کاپیتان تیم، که 10 سال همهکاره توربو بود، دراینباره میگوید: فکر کنم سال66 بود که ابومسلم را بردیم و نماینده استان در لیگ کشور شدیم. آنموقعها اگر در لیگ کشور هر عنوانی هم میآوردی، باز باید سال بعد در لیگ استان خودت بازی میکردی. در خراسان هم علاوه بر لیگ استان، جام حذفی هم برگزار میشد و قهرمان حذفی هم به مسابقات کشوری میرفت.
تمام ستارههای آسمان توربو
از علی سیف تا منصور شفیعی. آسمان توربو، ستارههای نامی فوتبال مشهد را به خود دیده است. حسن و عباس چمنیان، سعید صیامی، حسین دیهیم، حسین نخودیان، علی موسوی و...، تعدادی از ستارههایی هستند که یا در توربو نام گرفتند یا با حضورشان در این تیم به فوتبالش عیار بخشیدند. توربو در آن سالها با ستارههایش در سطح فوتبال استان خوش میدرخشید و همواره جزو چند تیم برتری بود که برای آقایی میجنگیدند.
توربو با 2300تومان!
مرتضی خسرومنش خاطره جالبی از وضعیت بودجهای توربو نقل میکند. او میگوید: اولین دوره که توربو شکل گرفت، راهآهن مشهد بودجه پنجهزارتومانی برای تیمهای فوتبالش در نظر گرفت که از این 5هزار تومان، 2700 تومان به تیم اول یعنی راهآهن دادند و 2300 تومان سهم توربو، تیم دوم شد! آن سال ما با همان 2300تومان، تیم را اداره کردیم و شاید باورکردنی نباشد؛ اما آنروزها فوتبال پول نبود و بدون پول و با عشق میشد تیمداری کرد و نتیجه گرفت.
قطار توربو در سنگلاخ پول
قطار توربو تازه سرعت گرفته بود که به ایستگاه پُر از سنگلاخ فوتبال حرفهای نزدیک شد؛ فوتبالی که پول در آن اگر نگوییم حرف اول را میزند، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. توربو در اوایل دهه70 متوقف شد و راهآهن دیگر نمیتوانست از 2 تیم بهصورت همزمان حمایت مالی کند. از طرفی سیدعلی حسینی که امتیاز توربو مال او بود هم توانایی مالی اداره یک تیم فوتبال را بدون حمایت نداشت. این شد که توربو به دست هیئت فوتبال افتاد و رحمان نادری، رئیس وقت هیئت فوتبال، نیز به حکم کمک به فوتبال استان(!) بروبچههای توربو را به خان پُر کرم پیام فرستاد تا این تیم به سرنوشتی نافرجام محکوم شود.
تیمی که نیست و حسرتی که هست
این قرار همیشگی ظهور و افول است؛ لذتی از هستبودن و حسرتی بر نیستشدن. همیشه وقتی داستان پُرعبرت ظهور تیمی را بازخوانی میکنیم، به لذت فتحش میرسیم و با مرور مرگش، حسرتی بر دلمان مینشیند. مرتضی خسرومنش، مربی کهنهکاری که یک توربویی تمامعیار است، درباره این فرجام میگوید: وقتی یک تیم باقدمت و باسابقه از بین میرود، آدم دلش به درد میآید. فرقی نمیکند ابومسلم باشد یا پیام. توربو باشد یا هدف گلکار.
او جملهای به زبان میآورد که پایانبخش داستان توربو در بستگاه فوتبال استان است: ناراحتیم؛ ولی نمیتوانیم کاری بکنیم.