مهیار واعظی| «پیتر» عاقله مردی است میانسال که در جایگاه اعیانی خود آرمیده است. خانواده ای دارد و خانه ای و شغلی و گربهای و فنچی و نیمکتی و جایگاه اجتماعی ای و منزلتی و هر آنچه در زمانه ما باید داشت تا جامعه بپذیرد و «موفق» بخواندش.
«جوی» برعکس، شوریده ای است میانسال که بزرگی جایگاهها را به سخره می گیرد.به قول شاملو عدوی پیتر نیست، بلکه انکار اوست و تمام جایگاههایی که بر آن ایستاده است و تمام دریچه هایی که خود و جهان را می بیند.
و «ماجرای باغ وحش» نمایشنامه «ادوارد فرانکلین البی»، نمایشنامه نویس آمریکایی و برنده سه جایزه پولیتزر است و در این نمایشنامه(نوشته شده در سال1958) هم مانند بسیاری از دیگر آثارش، شکست روابط انسانی و نبود ارتباط میان آدمیان را به منزله ندای «وجدان بیدار» فریاد می کند.
گذشت 60سال از نمایشنامه تنها بر اهمیت آن افزوده است؛ چراکه با توسعه رؤیا و تمدن نوپای آمریکایی به سرتاسر جهان در سالهای پس از جنگ تاکنون(این 60سال)، دغدغه های جامعه آمریکایی نیم قرن پیش تر، مبتلابه جوامع به غرب گراییده کنونی شده و درنتیجه هنوز تازه و ملموس است آنچه ادوارد البی بر آن دست گذاشته است و فریاد می کند.
پیتر نماینده ماست؛ بیانگر مردمان متوسطالحال که در طمع کسب و حفظ آنچه به عنوان هنجار به آن ها دیکته می شود، از ارزشهای اصیل انسانی تهی شده ایم و دلخوشیم به «زندگی معمولی» و «پذیرش اجتماعی»، غافل از آنکه «آدمی را آدمیت لازم است» و چه بی چیزیم در مهارت هایی همچون «دیدن»، «شنیدن»، «فهمیدن» و مانند این ها و ازجمله «ارتباط» که کلیدواژه این نمایش است.
«جری» از ارتباطش با خودش، با خانواده اش، با همسایگانش و همه دیگرانی که در زندگیاش آمده و رفته اند و هیچ یک در حدی نبوده اند که آن قابهای خالی اتاقش را پر کنند و در آن ها تصویری بنشانند میگوید: «موضوع اینه که اگه آدم نتونه با مردم سروکار داشته باشه، بالاخره باید از یه جایی شروع کنه»، و او از سگ صاحبخانه اش شروع می کند و: «نتیجه اش این شد که من و سگم مصالحه کردیم یا درواقع بهتره بگم معامله کردیم. دیگه نه صحبتی می کنیم نه اذیت؛ چون هیچ کدوم دیگه سعی نمی کنیم قلباً به هم نزدیک بشیم».
جری، پیتر را به چالش می کشد و در این چالش به تعبیر کارگردان «خود را قربانی می کند تا او را به آگاهی برساند». اجرای این نمایش در تماشاخانه پردیس تئاتر مستقل، در این زمانه پررسانه ولی بیارتباط، انتخاب بجایی است که باید قدر بیند و بر صدر نشیند.
نظر به خالی بودن صحنه از چیدمانهای شلوغ و کثرت بازیگران، آنچه دیده و شنیده می شود، گفتوگوی مدام دو بازیگر است. چیزی که شاید می توانست به تغلیظ اتمسفر نمایش و تنفیذ تاثیر آن بینجامد، اعمال نوعی طراحی کارگردانی است. تعبیه وقفه هایی در میانه مونولوگ ها، تعیین زبان بدن و تغییر چهره دربین دیالوگ ها و نهایتاً تخصیص پاگردهایی تا تماشاگر چشم بندد، نفس بیرون دهد، جو صحنه را هضم کند، نفس بکشد، چشم باز کند و حواس را جلب مابقی نمایش کند، می تواند از مواردی باشد که نفستنگی ناشی از ریتم تند را جبران کند و به چاشنی کمی تأنی، گلوگاهها را بر جان بنشاند. این نمایش هرشب ساعت19:30 در پردیس تئاتر مستقل واقع در وکیل آباد48 به روی صحنه می رود.