امشب آسمان مشهد نورافشانی می‌شود (۱ آبان ۱۴۰۰) برگزاری اولین نمایشگاه پارک هنرهای دستی مشهد بازدید اعضای شور شهر مشهد از بازار پرندگان زینتی و حیوانات خانگی هوای مشهد سالم است هوشمندسازی شهر مشهد باید به ارائه خدمت به زائران و مجاوران منتهی شود خراسان‌رضوی؛ محور توسعه ایران شبی سرد در انتظار مشهد | هوا از فردا گرم می‌شود دوازدهمین یادواره شهدای وحدت در مشهد بر‌گزار شد شهردار مشهد: شهر را با نخبگان می‌توان مدیریت کرد خدمت رسانی حداکثری گذری بر وضعیت خانه‌های تاریخی مشهد که هر لحظه بیم فرو‌ریختنشان است روایتی از سرگذشت سالار خانه‌های مشهد در گفتگو با یکی از نوادگان معتمدالحکما صنعت نمایشگاهی کشور آینده‌ای روشن دارد گسترش فرهنگ تفکیک زباله در دستورکار مدیریت شهری مشهد بهره‌گیری از ایده جوانان و مشورت باتجربه‌ها در مدیریت شهر مشهد آمادگی استان برای مقابله با موج ششم کرونا | ممنوعیت حضور کارمندان واکسن نزده از اول آبان سلامت زبان فارسی و مدیریت شهری درباره راهکار‌های توانمندسازی مناطق کم‌برخوردار و حاشیه شهر شهروند خبرنگار| همزیستی مسالمت آمیز انسان و طبیعت
خبر فوری
«چهاربرجی» ۴۰۰ ساله | نقبی بر تاریخ محله آبکوه
نقبی بر تاریخ محله آبکوه مشهد که خبر بازسازی آن دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است.

هما سعادتمند | شهرآرانیوز؛ مشهدِ خلاصه شده در میانه برج‌ها و بارو‌ها که آفتاب در کوچه‌های خلوت باریکش پاورچین قدم می‌گرفته با خانه‌های لم داده زیر سایه بید‌ها و ناودان‌هایی که آواز باران از دهانشان نمی‌اُفتاده است، حالا دیگر به ابتدای قصه‌ای دلنشین شبیه است که پیر‌ها زیر گوش جوان‌ها می‌گویند.

در این میانه، حکایت محله آبکوه هم که طبق اسناد موجود قدمتی چهارصدساله دارد، چیزی شبیه همین است؛ محله‌ای که تا همین چند سال پیش و قبل از تصویب طرح بهسازی آن، می‌شده رد پای تاریخ بلندش را بر دیوار‌ها و کوی و برزن خشت و گلی اش دید. خبر صدور سند برای بخشی از زمین‌های این محدوده و آغاز ساخت پروژه‌های مسکونی در این بافت که سوم مهر ماه جاری در روزنامه‌ها به چاپ رسید، سبب شد تا در سطرهایی، به تاریخ و قدمت این محله قدیمی شهر بپردازیم.

«چهاربرجی» ۴۰۰ سالهنقشه‌ای که محدوده قلعه قدیم آبکوه را بر روی خیابان‌های امروزی ترسیم کرده است

 

قلعه‌ای با کتیبه‌ای سنگی

حکایت آبکوه از یک قلعه قدیمی شروع می‌شود؛ قلعه‌ای با چهار برج گلی ۵ متری و دری چوبی که روی آن، کتیبه‌ای سنگی وجود داشته و روی آن این عبارت دیده می‌شده است: «به لعنت خدا و رسول خدا گرفتار شود هر کس که از سهمیه، صدی ده یا بیشتر عشریه بگیرد.» قصه از این قرار است که ساکنان نخستین این قلعه، کشاورزانی بوده اند که مأموران آستان قدس رضوی، آن‌ها را از ولایات اطراف می‌آوردند تا روی زمین‌های آستانه کار کنند.

در این میان آستانه مقرر می‌کند که مردم در ازای سرپناه و کشت در زمین‌ها هر ساله یک دهم محصول برداشتی خود را به آستانه بدهند و به جای اجاره منزل نیز هر ساله کود‌های حیوانی جمع شده را برای زمین‌های آستانه استفاده کنند. این کتیبه در واقع هشداری بر این ماجراست تا سهمی زیاده از حق نبرند و سبب زحمت رعیت نشوند.

اما طبق سندی که از سال ۱۱۰۰ خورشیدی بر جای مانده است، محدوده محله آبکوه در نقشه‌های مشهد، روستایی منفصل با یک دهم مساحت فعلی بوده است که محلی‌ها آن را «چهاربرجی» می‌نامیده اند. این منطقه کم کم به دلیل مهاجرت اقوام مختلف به آن، گسترش پیدا می‌کند و در کنار خود، محله‌ای را که امروزه به آن سعدآباد می‌گویند، اما در گذشته روستای سعدآباد بوده است، پدید می‌آورند.

بعد‌ها و در ابتدای قرن حاضر نیز با افزایش جمعیت، دو روستای «چهاربرجی» و «سعدآباد» با یکدیگر ادغام می‌شوند و در قالب سکونتگاهی یکپارچه، محدوده «آبکوه» امروزی را نقش می‌زنند که تا اوایل دهه ۵۰ خورشیدی همچنان با همان عنوان چهاربرجی معرفی می‌شده است.

وجه تسمیه این نام را هم می‌توان در وجود همان چهاربرج نگهبانی دانست که در اطراف این منطقه بوده است. به گفته علی دشتبان، نویسنده کتاب «روزی روزگاری آبکوه»، تا چندی پیش، قامت فرتوت، اما ایستای یکی از برج‌های آن باقی بوده، اما درِ چوبی بزرگش که ۴ متر ارتفاع و ۶ متر طول داشته حدود ۷۰ سال قبل، بعد از خراب شدن دیوار‌های اطراف قلعه برداشته می‌شود و توسط مرحوم «حاج محمد فتحی» در معماری مسجد حسینی که نخستین مسجد آبکوه است، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

«چهاربرجی» ۴۰۰ سالهنقشه آبکوه اوایل دهه ۵۰

 

دم قلعه

آبکوه تنها زمین‌های محصور در برج‌ها نبوده و بخش‌های مختلفی داشته است. موسپیدکرده‌های آبکوه، در خاطراتشان از جایی با نام «دم قلعه» یاد می‌کنند که براساس نقشه‌های امروزی، جایی حوالی دستغیب ۲۷ می‌شده و گویاتا حوالی دهه ۶۰ و قبل از بازگشایی بولوار دستغیب فعلی، پابرجا بوده است. جایی که به قول دشتبان، آفتاب نشین‌ها (مردم فارغ شده از کار روزانه) در سایه آن می‌نشسته اند؛ چیزی شبیه یک پاتوق محلی که افراد در ساعت‌های بیکاری برای گفتگو، باخبر شدن از امور مهم و حتی تماشای مسابقاتی، چون کشتی و زورآزمایی‌های پهلوانی در آنجا گرد می‌آمده اند.

گوشقه

گوشقه، دیگر مکان قدیمی در محدوده آبکوه و بیرون دیوار‌های قلعه بوده که حالا دیگر نشانی از آن وجود ندارد، اما برابر خاطرات اهالی قدیمی اش، به جایی در پشت دیوار‌های شمال شرقی قلعه گفته می‌شده که از ترکیب دو اصطلاح گوو (گاو) و شقه (جدا شده) ساخته شده است. زمین‌های سبز گوشقه، محل چرای دام به ویژه گاو‌ها بوده است که بعد‌ها در آن، گودالی بزرگ با دهانه ۵۰ در ۲۵ متر و ارتفاع ۲ متر ایجاد می‌شود. این گودال گویا بعد‌ها با شروع ساخت و ساز‌ها در بیرون قلعه، بر اثر خاک برداری‌های بسیارِ مردم برای درست کردن کاهگل پشت بام به وجود می‌آید.

«چهاربرجی» ۴۰۰ سالهگودال گوشقه آبکوه (محل تجمع گاو ها برای بردن به چرا) - سال ۱۳۴۱

 

قنات‌های پر آب آبکوه

آبکوه سوای این‌ها دارای چند قنات معروف هم بوده است. نویسندگان کتاب «مکتب شاپور» در کتابی که احوال مشهد را در ابتدای قرن ترسیم کرده است، برای آبکوه از چهار قنات پر آب نام می‌برند که «سناباد»، «پیین اُو»، «سرده» و «چل زینه» در فهرست آن دیده می‌شود.

به مجموع این‌ها می‌توان یک آب انبار قدیمی هم اضافه کرد که در بیرون قلعه قرار داشته و آب مصرفی مردم آبکوه از طریق آن تأمین می‌شده است. آب انباری که با ایجاد آب لوله کشی در اوایل دهه ۴۰ بدون مصرف می‌شود. به گفته قدیمی‌های محل، سازمان آب در این سال در انتهای خیابان فلسطین فعلی، یک چاه عمیق که به چاه «فیلمان» یا «فلمن» معروف بوده، حفر می‌کند که این سبب خشک شدن چاه‌های آب و در نتیجه کم آبی محله آبکوه می‌شود. اعتراض مردم به این مسئله، آب لوله کشی را به این محله می‌آورد. با آمدن آب لوله‌کشی و بهبود امکانات شهر چنان گسترش پیدا می‌کند که آبکوه وارد نقشه شهری مشهد می‌شود.

«چهاربرجی» ۴۰۰ سالهحوض آّب انبار آبکوه دهه چهل

 

کدخدا‌ها و سرسالار‌ها

علی دشتبان، اداره آبکوه را که با گسترش شهر در اوایل دهه ۴۰ به مشهد متصل شده است، با کدخدا و سرسالار‌ها می‌داند و تعریف می‌کند: قلعه آبکوه تا اواخر دهه ۳۰ زیر نظر کدخدا اداره می‌شده که معمولا یکی از معتمدان محلی بوده است. غلامحسین سالاری آخرین کدخدای آبکوه و سعدآباد است که از ۱۳۱۳ تا زمان فوتش در ۱۳۷۷ با عنوان ریش سفید و بزرگ محله انجام وظیفه می‌کرده و رتق و فتق امور را بر عهده داشته است.

محله آبکوه و سعدآباد در یک نگاه

قدمت محله: ۴۰۰ سال

پیوستن به شهر: ابتدای دهه ۴۰

نام‌های پیشین: چهاربرجی، قلعه‌کهنه

مساحت محله آبکوه: ۳۰ هکتار

وجه تسمیه نام محله: به عقیده بومی‌های قدیمی این محدوده، ازآنجاکه در روزگاران گذشته و هنگام بارندگی، آب‌های سطحی کوه‌های سمت جنوب و شرق، ابتدا به روستا سرازیر می‌شده و این محله، نخستین روستای مسیر آب‌ها بوده است، آن را آبکوه نامیده‌اند.

پیشه ابتدایی ساکنان آبکوه: بیشتر آنان کشاورزان زمین‌های آستانه بوده‌اند، اما پیشه‌هایی مانند آهنگری، سلمانی، نجاری، حلبی‌سازی و کندومالی هم در محله یافت می‌شده است.

جمعیت محله آبکوه: این محله براساس آمار سال ۱۳۹۰، دارای ۱۱ هزار نفر جمعیت است.

نخستین مسجد: مسجد «حسینی» در حاشیه بولوار دستغیب

نخستین مدرسه: «نواختران» نام مدرسه‌ای بوده است که حدود سال ۱۳۳۵ در خیابان آپادانا (شهید‌صادقی ۸ امروز) در منزلی استیجاری پا می‌گیرد، اما نخستین مدرسه دولتی این محله، «اردشیر بابکان» (دبستان شهید‌محسن صداقت امروز) نام داشته است که سال‌۱۳۴۱ در میدان راهنمایی تأسیس می‌شود.

برق‌کشی: اواخر دهه ۳۰ انجام شده است. منبع این انرژی ژنراتوری به نام «برق ورشوچی» بوده است. گویا در شمال شرقی روستای سعدآباد قدیم (جایی حوالی بولوار شهید صادقی فعلی) باغی قدیمی به نام ورشوچی سبز بوده که اهالی با اجازه مالک دو موتور برق در آن نصب می‌کنند. این موتور‌ها پس از این از ساعت ۱۲ ظهر تا ۱۲ شب برق محله آبکوه را تامین می‌کرده است.

لوله‌کشی آب در آبکوه: اوایل دهه ۴۰ انجام شده است.

نخستین شهید محله: شهید غلامرضا قدسی

«چهاربرجی» ۴۰۰ سالهدو زن در کنار تنور نان - آبکوه - دهه ۳۰

 

بنا‌های تاریخی نابودشده و باقی‌مانده در محله آبکوه

برج قلعه‌آبکوه

قلعه آبکوه دارای چهار برج نگهبانی بوده است که همه طی سال‌ها تخریب شده‌اند، اما عکسی وجود دارد که نشان می‌دهد دیوار یکی از این چهار برج‌ها تا هنوز در یکی از خانه‌های قدیمی محله آبکوه به یادگار مانده و می‌توان آن را به‌عنوان سندی تاریخی و هویتی از این محله و قدمت آن احیا و ثبت کرد.

 

خیرات

در ضلع شمال غربی گودال گوشقه (جایی در پشت دیوار قلعه آبکوه) اتاقکی وجود داشته است که محلی‌ها آن را «خیرات» می‌نامیده‌اند. خیرات درواقع بخشی از خانه مرحوم «غلامحسین نجار» نامی بوده است که آن را برای رفاه حال مسافران ساخته و وقف اسکان غریبان شهر کرده بود و می‌شود گفت که حکم مسافرخانه‌ای بین‌راهی را داشته با این تفاوت که پولی نبوده است. به گفته اهالی، در گذشته که از امکانات امروزی خبری نبوده است، روستاییانی که از ییلاقات مشهد و روستا‌های اطراف برای زیارت و همچنین فروش محصولات دامی خود به مشهد می‌آمدند، در این محل اتراق می‌کردند و غبار خستگی راه را از تن می‌تکاندند.

این مسافران اگر به شب برمی‌خوردند، تاریکی هوا را در این محل می‌گذراندند و مردم آبکوه نیز با پذیرایی از زائران آقا، رسم مهمان‌نوازی را به جا می‌آوردند. گویا حدود ۴۰ سال قبل هم که دیگر از آن مسافران و رهگذران خبری نبود، افراد نیازمندی در خیرات زندگی می‌کردند که بین مردم آبکوه به «خیراتی‌ها» شهره بوده‌اند. اهالی درمیان گفت‌وگوهایشان از فردی به نام «بخشی‌خیرات» یاد می‌کنند که گویا سال‌های زیادی را در همین مکان گذران روزگار کرده است. اتاق خیرات با سقف چوبی که مقداری از آن فروریخته، اکنون نبش اولین کوچه سمت چپ دستغیب۲۷ به‌صورت مخروبه با حصاری دیواری باقی مانده است.

«چهاربرجی» ۴۰۰ سالهیکی از کوچه‌های آبکوه در دهه ۷۰

 

حمام کهنه آبکوه

آبکوه در گذشته، صاحب یک حمام قدیمی بسیار بزرگ بوده است که در ساخت‌وساز‌های دهه‌های گذشته روی آن کاملا پوشیده می‌شود، اما اهالی معتقدند حمام سالم است و می‌توان بخش‌هایی از آن را بیرون کشید. این را هم به حکم گودبرداری‌هایی می‌گویند که اواخر دهه ۹۰ در محله انجام شده و حین آن، بخشی از این حمام نمایان شده است.

 

چهل‌زینه

نام یکی از قنات‌های قدیمی محل است که به گفته اهالی دارای چهل زینه (پله) بوده است و مردم برای تأمین آب مصرفی روزانه از آن استفاده می‌کرده‌اند. این مکان حدود ۱۰۰ سال پیش تخریب و روی آن در ساخت‌وساز‌های شهری پوشیده می‌شود. گویا چهل‌زینه تقریبا در قلعه قدیمی آبکوه، جایی حوالی خیابان دستغیب ۲۷ فعلی و نزدیک مسجد حسینی، قرار داشته است.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}