ماجرای سوءقصد به سعید طوسی در مشهد چه بود؟ ارائه گزارش بنیاد شهید به مجلس درباره شهدای جنگ ۱۲ روزه در هفته آینده میزبانی حرم مطهر رضوی از ۳۵۰۰ زائر افغانستانی در دهه پایانی صفر نخستین مدرسه فصلی «فلسفه اخلاق» در مشهد برپا می‌شود بخش بین الملل بنیاد امام رضا(ع) به زودی تقویت می‌شود معاون سازمان حج: بیش از ۵ میلیون نفر در نوبت اعزام به عمره مفرده هستند درباره «سید مجتبی حسینی»، نویسنده کتاب «حضرت سکینه (س)؛ اسطوره ادب و عرفان» رفاقت با امام رضا (ع) کلید بهار معنویت | چگونه اندوخته‌های معنوی ماه محرم و صفر را حفظ کنیم؟ آغاز نهادینه‌سازی فرهنگ نماز از مدارس تاکید بر طرح و تصویب قوانین در راستای ایجاد زیرساخت‌های مربوط به مساجد نگهداری تابلوی تمثال امام رضا(ع) در موزه آستان قدس رضوی تکذیب شد تلاش برای تحقق مسجد تراز اسلامی | فعال‌سازی ۲۰ هزار مسجد در طرح «محراب» حکم شرعی آموزش شعبده چیست؟ مسجد جمکران میزبان هیئات مذهبی در روز شهادت امام حسن عسکری(ع) ساماندهی شعب موسسات قرآنی سراسر کشور تا پایان سال ۱۴۰۴ مدیرکل بنیاد شهید خراسان‌رضوی: خدمات شهرداری مشهد برای اشاعه نام شهدا بسیار ارزشمند است تاریخچه‌ای از توسعه حرم امام رضا علیه‌السلام در عصر «وزیرنظام» در دوره قاجار خودتان را بزنید به آن راه آقا! خورشید، پشت این پنجره است عنایت خاص امام رضا (ع) به شیخ حبیب‌ا...
سرخط خبرها

من از خیلی نزدیک، دورم آن‌ها از خیلی دور، نزدیک اند

  • کد خبر: ۸۳۰۲۴
  • ۱۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۲:۱۴
من از خیلی نزدیک، دورم آن‌ها از خیلی دور، نزدیک اند
سیدجواد اشکذری - دبیر ضمایم روزنامه شهرآرا

یکم| چشم باز کردم، شهری را دیدم که حرم آقا حریم دل انگیز مسلمانان جهان است و گوش هایم صدای قلب آدم‌های بسیاری را می‌شنود که از سراسر دنیا برای وجود آقای بی نظیر حرم می‌تپد.

چشم باز کردم، شهری را دیدم که در تفکر مسلمانان نمی‌خوابد و نگین جهان اسلام است و گوش هایم مدهوش زمزمه‌های عاشقانه مردم دنیاست.

چشم باز کردم، دل تنگی‌های همه آدم‌هایی را دیدم که نمی‌شناسمشان و گوش هایم شنیدند همه دلبری‌های نوای دل انگیز نقاره‌های شفا را.

دوم| من در این شهر مقدس بزرگ شدم و رشد کردم، اما نه چشم هایم دیدند و نه گوش‌هایم شنیدند همه وجود مشهد الرضا (ع) را. من از خیلی نزدیک دیدم و شنیدم، اما نفهمیدم کجا نفس می‌کشم!

سوم| چشمم را بستم تا با خود بیندیشم کجای این شهر ایستاده ام و گوش هایم چرا صدای ناله‌های شوق را خوب نمی‌شنوند!

چشمم را بستم تا ببینم که آیا شهروند خوبی برای آقای این شهر بوده و هستم و چرا باید گوش هایم به همهمه دور از حرم عادت کنند!

چشمم را بستم تا بیندیشم که چرا با وجود آقا، احساس تنهایی می‌کنم و گوش هایم گم شده اند در هیاهوی دنیای بدون معنویت!

چهارم| من کر شدم و کور از هر آنچه باید ببینم و هر آنچه باید بشنوم! نمی‌دانم شهروند مشهدالرضا (ع) یعنی چی؟ چرا سمفونی نقاره‌های عشق دیگر مرا به شوق نمی‌آورد؟ چرا با وجود یک حرم و یک حریم، تا این اندازه ناآرامم؟ چرا چشم و گوش نبستم به همه دل بستگی هایم، تا دل تنگی وجود حرم در وجودم را احساس کنم؟ چرا چشم و گوش بسته ام و نمی‌بینم و نمی‌شنوم و درک نمی‌کنم همسایگی آقا را؟

نمی‌دانم چرا در شهر آقا، کودکان کار برای لقمه‌ای نان قدم می‌زنند؟ چرا برخی در فقر بی کران، برای حفظ آبرویشان می‌جنگند؟ چرا باید ببینیم این همه بی مهری مردان و زنان شهر و جدایی در محضر دور از حرم؟ چرا حاشیه‌ها این قدر نزدیک و متن این قدر دور؟ چرا من خیلی از نزدیک «مشهد»، «آقا»، «حرم»، «فرهنگ»، «معنویت»، «انسانیت» و... را درک نمی‌کنم، ولی مردمانی هستند که خیلی دورند و از فرسنگ‌ها در خوان پربرکت و کرامت آقا معیشت می‌کنند و احساس آرامش و خوشبختی می‌کنند؟

پنجم| در شهری زندگی می‌کنم که نگین مِهر و مُهرش، به نام آقاست که جهان، دل تنگ زیارت اوست، ولی من چقدر از خودم و خودش دورم. آن‌ها فرسنگ‌ها نزدیک اند و من فرسنگ‌ها دور. او غریب نیست و جهان تمام قد ایستاده و برایش دلبری می‌کند و من غریبم که نمی‌دانم کجاست مشهد الرضا (ع)!

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->