جان فدای اعتقاد

  • کد خبر: ۹۱۷۶
  • ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۱
جان فدای اعتقاد
نگاهی به زندگی شهید امر به معروف؛ فرخ رضا فقیهی‌فر
فرامرزی - شهید فرخ رضا فقیهی‌فر، دومین شهید امر به معروف استان، است. او متولد ۱۳۵۷ و در ۲۲ آبان ماه ۱۳۸۰ در جاده باباامان بجنورد به شهادت رسیده است. آیین بزرگداشت وی پنجشنبه گذشته به همت ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهرداری مشهد و برخی نهاد‌های دیگر بر سر مزارش در خواجه‌ربیع مشهد برگزار شد.  
فرخ رضا فرزند بزرگ خانواده‌ای فرهنگی بود. او از کودکی آن‌قدر خوش‌اخلاق و خنده‌رو بود که به رضا قندی در خانواده و اقوام معروف شد. مادر و پدر فرخ‌رضا هر دو فرهنگی بودند و از همان کودکی رضا عهده‌دار برادر و خواهر کوچک‌ترش بود. از دوره راهنمایی و دبیرستان قرآن را به زیبایی تلاوت می‌کرد، چنانکه در همین دوره عنوان قاری برتر خراسان را کسب کرد. از همان دوره هم مداحی را آغاز کرد.
رضا در رشته مهندسی برق قدرت دانشگاه آزاد بجنورد درس می‌خواند. او با همان سن و سال کم فرمانده پایگاه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد، مسئول سیاسی حوزه بسیج دانشجویی و مرکز آموزش عالی بجنورد و ضابط قضایی بسیج را در کارنامه داشت. او مداحی بود که سوز صدایش دانشجویان بسیاری را به مراسم‌ها‌ می‌کشاند. با این حال هیچ وقت از راه مداحی کسب درآمد نمی‌کرد و  حتی اگر در مضیقه مالی بود باز هم نگاه مادی به مداحی نداشت.
 پدر فرخ‌رضا به رحمت خدا رفته است و حالا برادرش یاد رضا را در خانه زنده نگه می‌دارد. مهدی، برادر فرخ رضا برایمان خاطرات شیرینی از این شهید نقل می‌کند.

شهادت در رکاب امام زمان
 او شهادت در رکاب امام زمان (عج) را یکی از آرزو‌های برادر شهیدش می‌داند و می‌گوید: در یکی از مداحی‌هایی که رضا به عهده داشت پیش از شروع مراسم از او سؤال شده بود که اگر به محضر امام عصر (عج) برسد چه خواسته‌ای از ایشان دارد، رضا با همه تواضع و شرمندگی گفته بود: «تن‌ها شهادت در رکاب امام زمان (عج) را آرزو خواهد کرد.»
مهدی فقیهی‌فر از یکی از کارمندان دانشگاه آزاد بجنورد نقل می‌کند که رضا در طلاییه همراه گروه تفحص حضور داشت. او آنجا راز و نیاز طولانی‌ای داشت چنانکه به گفته حاضران همانجا شهادت‌نامه وی امضا می‌شود. رضا را در طلاییه در حالی پیدا کردند که در سجده از هوش رفته بود. وقتی به هوش آمد از او سؤال می‌کنند چه شده که به چنین حالی افتاده است. آن‌طور که رضا گفته او مردی نورانی را در حال کمک به بچه‌های گروه تفحص دیده بود.
مهدی فقیهی‌فر ادامه می‌دهد:  فرخ رضا در مباحث علمی و مذهبی بیانی قوی داشت. در مباحث اعتقادی با همین تسلط و بیان قوی جوانان را با هر تیپ و اعتقادی جذب می‌کرد. برادرم هیئتی مذهبی در دانشگاه تشکیل داده بود که ۵۰۰ دانشجو در آن درباره مباحث سیاسی، اجتماعی و اعتقادی به بحث و تبادل‌نظر می‌پرداختند.

امر به معروف را واجب شرعی می‌دانست
مهدی فقیهی‌فر این‌طور روایت می‌کند: رضا امر به معروف را واجب شرعی می‌دانست و در همین راه هم شهید شد. او پس از طی دوره‌های مختلف آموزشی، به عنوان ضابط قضایی از سوی مرکز اجرایی امر به معروف و نهی از منکر شهرستان بجنورد به مأموریت ویژه‌ای اعزام شد. ۲۲ آبان ۱۳۸۰ وقتی پس از مدت‌ها می‌خواست به همراه خواهرم به دیدار خانواده برود خبر رسید که باید در عملیاتی برای پاک‌سازی باند فسادی که در یکی از روستا‌های اطراف بجنورد فعال بودند، شرکت کند. فرخ رضا با شنیدن این دستور از آمدن به مشهد منصرف شد و فورا خودش را به محل مأموریت رساند.
وی ادامه داد: مأموریت به صورت صددرصد موفقیت‌آمیز بود. تعداد متهمان زیاد بود و در خودرو جای کافی برای همه نبود. رضا خودش پیشنهاد کرد به همراه یکی از دوستانش از لب جاده سوار خودرویی شوند و برگردند. هوا مه‌آلود بود و جاده بر اثر باران لغزنده شده بود. اتوبوسی از راه می‌رسد و به علت تاریکی و لغزندگی جاده به سمت برادرم متمایل می‌شود، برادرم در جا شهید می‌شود. آن‌طور که می‌گفتند برادرم در خونش غلتیده بود و لبخندی هم بر لب داشت. پیکر برادرم در آرامگاه خواجه‌ربیع مدفون است.
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.