ندا کیان- جنگ هشتساله بخشی از حافظه تاریخی ما را به خود مشغول کرده است، رویداد سرنوشتسازی که تأثیرات مادی و معنوی آن هنوز در کشور دیده میشود و چهبسا تا روزگاری دراز باقی بماند. جنگ و دفاع مقدس از باورها و آب و خاک، همه آنهایی را که زندگیشان در جغرافیایش بود، از زن و مرد، تحت تأثیر قرار داد. این است که وقتی عدهای در عرصه فرهنگ به ثبت و بازتاب آن دست میزنند، بدیهی است که برخی از آنها زنان باشند. در مشهد نیز، به ویژه سالهای اخیر، حضور پررنگ زنان نویسنده در عرصه ادبیات حوزه جنگ و دفاع مقدس دیده میشود. این گزارش نگاهی به این فعالیتها و جایگاه انسانهایی دارد که با نگارش آثاری درخور میتوانند بُعد عاطفه و احساس را نیز در کنار حماسه و باور در ادبیات یادشده برجسته کنند. دراینباره با ۳ بانوی فعال مشهدی گفتگو کردهایم که کتابهایشان عموما با موضوع جنگ تحمیلی است.
به اندازه تکتک مردان جنگ، راوی زن داریم
«با شروع جنگ، بسیاری از زنان خرمشهری صحنه را ترک نکردند تا از اولین نیروهایی باشند که در شهر ماندند و به کارهای مختلف حمایتی پرداختند. در شهرهای دیگر هم زنان در ستادهای پشتیبانی فعالیت میکردند. زنهای ایرانی، با توجه به مکتب حضرت زینب (س) حماسهای آفریدند که جای بسی حرف و سخن دارد.»
مریم عرفانیان با ذکر این مقدمه درباره نقش زنان در ادبیات دفاع مقدس و روایت موضوعات مربوط به آن میگوید: به اندازه تکتک مردانی که در خط مقدم جبهه حضور داشتند و امروز میتوانند روایتگر عملیاتها باشند، زنانی از خانواده آنها داریم که میتوانند راوی دلتنگیهای خود باشند، فقط کافی است شناسایی شوند.
این نویسنده آثار سرگذشتپژوهی جنگ اضافه میکند: سال ۸۵ تا ۸۹ از طرف امور ایثارگران بنیاد شهید، اسناد و مدارک مربوط به شهدا را جمعآوری میکردم و با خانواده آنها حرف میزدم. متوجه شدم به اندازه تمام ۳۰۰۰ مصاحبهای که انجام دادهام، خانوادههایی هستند که حرف برای گفتن دارند. درواقع مصاحبه با خانواده شهدا منابع نوشتن مرا تشکیل داد. ما ناگفتههای زیادی از زمان جنگ داریم که پشت خاکریز دلها مانده است و باید بازگو شود.
اما فعالیت در این حوزه مانند بسیاری از زمینههای دیگر مشکلات خاص خود را دارد. عرفانیان میگوید: زمانی که به عنوان نیروی جمعآوری اسناد در بنیاد شهید کار میکردم، دوست داشتم به تمام مصاحبههایی که کردهام، دسترسی داشته باشم، ولی بهخاطر چهارچوبهای اداری امکانش فراهم نبود. از طرفی، آن زمان، باور عمومی فعالیت زنان را در این حیطه چندان به رسمیت نمیشناخت، اگرچه امروز اوضاع بهتر شده است.
یک مادر شهید، همسر شهید، خواهر یا دختر شهید حرفهایش را با یک زن راحتتر میتواند به زبان بیاورد؛ اینجاست که اهمیت تلاش نویسندگان زنی که در عرصه خاطرهنگاریها و سرگذشتپژوهیهای جنگ تحمیلی قلم میزنند، روشن میشود: بهتر است در این زمینه نویسنده پرورش دهیم. یک راوی زن با یک نویسنده زن ارتباط بهتری برقرار میکند. روایت زنانه را باید زن بنویسد. به خاطر دارم چندسال پیش نزد همسر یک شهید رفتم. بعد از مصاحبه گفت که در گفتگو با مردان کلیگویی میکرده و از دلتنگیهایش نمیگفته است. یک مرد نمیتواند لرزش خفیف قلب یک زن را -با ورود همسرش بعد از ماهها از جبهه- به درستی بازتاب دهد.
امروزه انتشاراتیهای متعددی در حوزه کتابهای جنگ کار میکنند و برخی در این عرصه تبدیل به برند شدهاند. به تبع این رونق، ظهور زنان نویسنده در این حوزه نیز بیش از پیش شده است. اما عرفانیان این رشد کمّی را به خودی خود مثبت تلقی نمیکند و معتقد است باید در کنار یک زن نویسنده، یک کارشناس نظامی قهار نیز حضور داشته باشد. از نگاه او، زنی که درباره واقعه تاریخیای، چون جنگ هشتساله مینویسد، در وهله اول باید پژوهشگر باشد، سپس کار خود را به یک کارشناس نظامی که در آن منطقه حضور داشته است بسپارد. چرایی این باور نیز این است که بیشتر آثار سرگذشتپژوهی به سمت رمان گرایش پیدا کرده است، درحالیکه در سرگذشتپژوهی اسناد و تاریخها اولویت دارند.
نویسنده کتابهایی، چون «راهی برای رفتن» و «تا ابد با تو میمانم» تأکید میکند: زنان در عرصه نویسندگی باید آنقدر قوی قلم بزنند تا بتوانند آثاری خلق کنند که دفاع مقدس را جهانی میکند. تولیدات فرهنگی مناسب در این حوزه این ظرفیت را دارد که همدلی و ایثاری را که در دوران دفاع مقدس شکل گرفت، به جهانیان معرفی کند.
زنان جنگ، دلواپسی را بیش از مردان تجربه کردند
نسرین پرک، دیگرنویسنده مشهدی است که جنگ و دفاع مقدس محور عمده آثارش را تشکیل میدهد. او نیز از زنانی یاد میکند که شاید در متن جنگ نبودهاند، اما دلواپسی و دلتنگی را بیش از مردان تجربه کردهاند، زنانی که برای انتقال حس و احساس خود دست به قلم شدند: زنان بهویژه در حوزه ادبیات دفاع مقدس زودتر از مردان و بدون چشمداشت به منفعتی پای کار آمدند. بااینحال کارهای ابتداییای که از آنها چاپ میشد، به سبب حمایت نشدن بازخورد چندانی نداشت. اما اکنون با حمایت ناشران و برگزاری برنامههای مختلف برای کتابهای دفاع مقدس، ظهور و بروز آثار زنان نویسنده در این حوزه رو به افزایش است.
این داستاننویس در عین بدیهی خواندن این واقعیت که زنان نمیتوانند فضای حاکم بر جنگ را آنطور که باید به تصویر بکشند، گوشزد میکند که بانوان نویسنده فضاهای حاشیه و اتفاقاتی را که برای خانوادههای رزمندگان در نبود این مردان افتاده است، به خوبی بازتاب میدهند.
نویسنده مجموعهداستانهایی مانند «نوسانانتظار» «زیر نخلهای حاشیه اروند» همچنین بازدارندههایی همچون مشکلات رفتوآمدها برای انجام مصاحبه با راویان جنگ را انکار نمیکند، اما معتقد است بانوان نویسنده در زمینه ادبیات جنگ و دفاع مقدس به خوبی از پس این مشکلات برآمدهاند.
ممیزی، گریبانگیر آثار دفاع مقدس
به نظر میرسد نگاه زنانه به ادبیات جنگ لازم و ضروری است و چهبسا اگر زنان در پشت جبهه و در صحنه حضور نداشتند، جنگ به این شکل پیش نمیرفت. مریم جهانگشته در ادامه این صحبتها بیان میکند: زنان در حوزه نگارش تاریخ شفاهی جنگ میتوانند موفق باشند و ما این را در سالهای اخیر لمس کردهایم. حتی استان ما در حوزه کتابهای دفاع مقدس از بهترین استانها بهویژه در سال گذشته و سال جاری بوده است.
مشکلاتی در عرصه نوشتن و چاپ و نشر وجود دارد که میتواند دامن موضوعات گوناگون را بگیرد. برای نمونه، ادبیات جنگ و دفاع مقدس و عموم کتابهایی که با این موضوع نوشته میشود، نیز با پدیده ممیزی و دردسرهای آن روبهرو میشود. جهانگشته میگوید: گاهی در کنار ممیزیهایی که در حوزه چاپ و نشر این آثار وجود دارد، سانسور جلد را هم شاهد هستیم. این امر در آثار نویسندگان زن بیشتر نمود پیدا میکند و شاید به نگاه جامعه به زنان بیارتباط نباشد. در مواردی میبینیم یک مرد میتواند درباره لایههای عمیق و زیرین جنگ اظهار نظر کند، ولی یک زن نه. ممیزی خیلی وقتها گریبانگیر نوشتههای من نیز شده است.
او ادامه میدهد: ما نویسندگان دفاع مقدس ممکن است از بیان مهرورزی هم در آثار خود دریغ کنیم؛ چرا نباید از مهرورزی رزمنده با همسر خود در دوران جنگ بگوییم تا به جوانان نشان دهیم که آنها از بطن اجتماع بودهاند؟ هنوز برای ما جا نیفتاده که جنگ لایههای احساسی و زنانه هم داشته است. بااینهمه اکنون وضعیت خیلی بهتر شده است و امیدوارم برای نسل بعد از ما که توانمندتر و پرانرژیتر قدم در این عرصه میگذارند اتفاقات خوبی رقم بخورد.
این تاریخنگار شفاهی جنگ، ریشه افزایش نویسندگان زن دفاع مقدس در استان را در تغییر نگاه مسئولان میبیند و میگوید: در سال گذشته نگاه برخی مسئولان تبعیضآمیز نبود و بهجرئت میتوان گفت عوض شدن برخی مسئولان در بعضی نهادها باعث شد نگاه فرهنگیتر و هنریتری به این قضیه شکل بگیرد. ما در مقطعی در این عرصه فقط نویسندگان مرد، آن هم به تعداد کمتر از انگشتان دست داشتیم و بعضا آثار فاخری را هم ارائه نمیدادند، اما آنچه مینوشتند بازتاب زیادی داشت؛ آن زمان تصور این بود که زنان فقط باید رمان عاشقانه بنویسند! خوشبختانه مراودات با برخی استانها که نویسندگان زن مطرحی داشتند، موجب ساختارشکنی شد.
نویسنده کتابهای «ناگهان جنگ» و «خندهاشک» و جز اینها، توجه زنان نویسنده به این حوزه را برخاسته از علاقه آنها به این موضوع برمیشمارد و اضافه میکند: زنی که درباره جنگ مینویسد، باید عاشق جنگ باشد تا بتواند به آن ورود پیدا کند و حق مطلب را ادا کند.