الهام یوسفی
فعال فرهنگی
با همه دغدغهمندی فعالان و نویسندگان در حوزه زنان، باز هم سهم آثار تألیفی به زبان فارسی در قفسه تخصصی زنان بسیار کم است بهویژه در زمینه کیفیت زندگی زنان شهرنشین، یعنی بخش عمده جامعه زنان ایرانی در سالهای اخیر، زنانی که زندگی روزمرهشان در جهان مدرن و با معیارهای متفاوت ارزشگذاری، مسیر آسیبزایی را طی میکند. گذر جامعه از سنت به مدرنیته بدون شناخت کافی از شاخصهای آن میتواند تجربه دردآوری برای بیشتر زنان رقم بزند. واقعیت این است که دیگر چون گذشته کیفیت زندگی در رفاه مادی تعریف نمیشود بلکه شاخصههای غیرقابلاندازهگیری و متغیری در زمینه روانشناسی، زندگی شغلی و اجتماعی وجود دارد که باعث میشود ضرورت پژوهشهای عمیق بیشتر احساس شود و نیز زمینه آگاهی بخشی برای حل معضلاتی برخاسته از نگرشهای اشتباه جنسیتزده فراهم آید.
کتاب «زنان و کیفیت زندگی» با نگاهی به کیفیت زندگی زنان در شهر به قلم خانم فریبا سیدان، استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرای تهران، از انگشتشمار آثاری است که این دغدغه را نشانه گرفته است. این کتاب نگاهی دارد به کیفیت زندگی زنان در شهر که در حقیقت شاخصهای مهم در ارزیابی سطح توسعه انسانی پایدار به حساب میآید. مؤلف در نوشتار خود به جایگاه زنان، نقششان در اجتماع، نیازهای عملی و راهبردی آنان، عدالت جنسیتی، نظام و کیفیت زندگی شهری و تأثیر آن بر زنان، اشتغال بانوان و افزایش حضورشان در شهرها و … در ۵ فصل می پردازد، مجموعهای که ترتیب اثر دادن به آن باعث بهبود سطح زندگی زنان و در نتیجه رشد توسعه انسانی پایدار میشود.
بدیهی است که افزایش کیفیت زندگی و رشد قابلیتهای انسانی زنان یکی از معیارهای اصلی توسعهیافتگی جوامع امروزی محسوب میشود و بیشتر شاخصهای ارزیابی بین المللی توانمندی و کیفیت بالای زندگی زنان را جزئی از رشد ملی میدانند، و در هر جامعهای پژوهشگران نیز وظیفه دارند زیرساختهای این حرکت به سمت توسعهیافتگی را مهیا کنند. مؤلف از دانشی جامع دراینباره برخوردار است و با استفاده از نظریات متنوع جامعهشناختی، توانسته است نظرات خود را بهخوبی تحلیل کند.
۵ فصل این کتاب درباره زنان و کیفیت زندگی، کیفیت زندگی و فضاهای شهری، ادراک زنان از کیفیت زندگی در فضاهای شهری، اشتغال و کیفیت زندگی و مهاجرت و کیفیت زندگی زنان در شهر است. نویسنده نیازهای زنان را در ۲ دسته نیازهای راهبردی و نیازهای عملی دستهبندی کرده است. نیازهای راهبردی را شامل قدرت تصمیمگیری یا کنترل بر منابع میداند و نیازهای عملی زنان را نیازهای مرتبط با مسئولیت و وظایف سنتی آنان برمیشمرد. سپس نتیجه میگیرد انسانها برای دستیابی معنادار به کیفیت زندگی، باید قابلیتهای اساسی را کسب کنند و در این راه از خودمختاری و آزادی در عمل برخوردار باشند و توانایی گزینش آگاهانه را داشته باشند. مطالعه این کتاب ارزشمند و قابل ارجاع به همه علاقهمندان مسائل زنان توصیه میشود.