عطائی| محله کوی سلمان بسیار قدیمی و ریشهدار است اما تا دو سال پیش بخشی از محله حسینآباد بود. این محدوده در تقسیمبندی جدید محلات، مستقل شده است و حالا کمبودها و مشکلاتش بیشتر به چشم میآید. کمبودهایی همچون نداشتن فضای سبز محلی البته در گوشهای از این محله، بوستان امت قرار دارد که بوستانی شهری است نه محلی. مشکل دیگر به کوچههای کوی سلمان برمیگردد که در بخشهایی بسیار پیچ در پیچ هستند. پیادهروها هم مشکلاتی دارند که پیش از این، از وضعیت آنها گزارش تهیه کردهایم. این بار اما همراه حسن قربانی، رئیس شورای اجتماعی محله کوی سلمان، در محله قدم زدیم تا گزارشی از دیگر مشکلات کوی سلمان در گودال فخار تهیه کنیم.
فاجعه در کمین خانههای گودال
قرارمان انتهای خیابان میرزاکوچک خان10 است. همان خیابانی که انتهایش به ابتدای گودال فخار میرسد. همه مشکلات این محله از گودال فخار آغاز و به همان جا هم ختم میشود. این گودال مساحت زیادی دارد و با حدود7 متر اختلاف سطح نسبت به اطراف در قلب محله قرار دارد و میتواند تهدید باشد یا فرصت. همراه قربانی به انتهای کوچه شهید سرافرازان میرویم. شیب کوچه زیاد است و دوباره صحبت مشکل قدیمی فاضلاب مطرح میشود. قربانی میگوید: «سالهاست پیگیر اجرای طرح اگو در این محدوده هستیم. من سال گذشته به معاون پیشگیری از وقوع جرم دادستانی دو نامه نوشتم و در آن نامهها به ضرورت و خطرهای احتمالی در این محدوده اشاره کردم. آنها هم پیگیری کردند و در نهایت اواخر سال گذشته نمایندهای از شرکت آب و فاضلاب مشهد در جلسه شورای اجتماعی محله حضور یافت و قول داد عملیات اجرایی طرح اگو در ابتدای امسال آغاز شود ولی توجه میکنید که در خردادماه هستیم و هنوز هیچ خبری نیست.»
در گزارش چند ماه قبل اشاره کردیم که زمین منازل 50 یا 60متری این گودال به دلیل حفر چاههای فاضلاب زیاد، پر از حفره شده و دیگر استحکام کافی برای تحمل وزن بنا را ندارد. قربانی میگوید:« کوچکترین زمین لرزه اینجا فاجعه به بار میآورد و گذشته از آن در حالت طبیعی هم قطعا زمین خانهها فروکش میکند. نقشههای مناسب ایجاد شبکه اگو و سپتیک تهیه شده و فقط منتظر اجرای طرح از طرف شرکت آب و فاضلاب هستیم.» انتهای کوچه شهید سرافرازان که میرسیم چند خانم جلو در منازلشان نشستهاند، پساب از زیر در خانهها به زمین جلو خانهشان میرود. از آنها می پرسم چرا پساب منزلتان را در کوچه رها میکنید؟ خانم جهانآباد میگوید: « چاههای منزلمان پر شده است، خانه 60متری سه تا چاه دارد که هر کدام چندبار دور تراشی شدهاند.کندن چاه جدید هم که ممنوع است و اگر ممنوع هم نبود خانهمان مثل آبکش شده است و جای کندن چاه جدید ندارد.»
زمین خاکی سر سبز میشود اگر...
مشکل دیگر کمبود فضای سبز محله است. همراه قربانی در گودال گشتی میزنیم. او میگوید:
« ورثه مرحوم رمضانزاده مالک بخش بزرگی از زمینهای گودال، راضی هستند به هر صورت ممکن با شهرداری توافق کنند. آنها می خواهند زمینشان در اینجا را با زمینی با کاربری ترمینال-انبارداری تهاتر کنند. همین زمینشان هم کاربری ترمینال- انبارداری دارد. آنها میخواهند تهاتر را طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری انجام دهند. زمینی هم در محله مهدیآباد نشان شده بود که متأسفانه این تهاتر تا به حال مورد توافق سازمان زمین و مسکن شهرداری قرار نگرفته است. اگر شهرداری بتواند مالکیت این زمینها را کسب کند این محدوده بوستان بسیار مناسبی برای اهالی محله خواهد شد و دیگر مشکل آلودگی گرد و غبار، زباله و ناامنی نخواهیم داشت.»علی دولت، ساکن قدیمی گودال، پیش میآید و میگوید:«در این آفتاب و گرما مجبوریم بچههایمان را بفرستیم در کوچه بازی کنند چون خانهمان کوچک است. شهرداری زحمت کشیده و فضایی با لوازم بازی برای کودکان فراهم کرده است اما اینجا خیلی کوچک است و وسایل زیر آفتاب داغ میشوند.»
قربانی تعدادی از بچهها را که مشغول بازی روی خاکها هستند نشان میدهد و میگوید:«تبدیل وضعیت فضای مرده گودال فخار به فضای سبز میتواند فرصتی برای تحول محله باشد. شهردار و مسئولان شهرداری منطقه پیگیر ماجرا هستند اما پیگیریها باید سرعت بیشتری داشته باشد.»