معجزه «قصه»، « رنگ» و «توپ»

گپ‌وگفتی با اسماعیل آذری‌نژاد که در حوزه درس خوانده است و حالا در روستاهای کهگیلویه و بویراحمد برای بچه‌ها قصه می‌خواند

محبوبه عظیم زاده - جمعشان ساده و صمیمی است. در این روزهای کرونایی در  حالی که یکی  دو کتاب و دفتر توی دست و بالشان است، با رعایت فاصله لازم،گرد‌هم می نشینند. گاهی به معلمشان چشم می دوزند و گاهی هم حسابی غرق خط ها و کلمه ها می شوند. دورتادورشان، تا چشم کار می کند سرسبزی است و گل و گیاه و مناظری که چشم آدم را نوازش می کند و کلی انرژی و حال خوب را می ریزد به جان آدم. می گوید شعار و ابزار کارش «قصه» و «رنگ» و «توپ» است و اکنون 7 سال است که به واسطه همین 3 کلمه تمام دغدغه و فکر و ذهنش شده کودکان روستاهای کهگیلویه و بویراحمد و دهدشت تا لذت کتاب خواندن و قصه خواندن را به آن ها بچشاند. حالا، این روزها، لابه لای این نسیم فرحبخش اردیبهشتی، او و بچه هایش در دامان پرمهر طبیعت زیبای شهر و دیارشان می نشینند و با داستان ها و قهرمان هایشان رفاقت می کنند و حظ می برند. صحبت های زیر حاصل گپ وگفت کوتاه ماست با حجت الاسلام اسماعیل آذری نژاد که خودخواسته و عاشقانه قدم بزرگی را برای همه آدم های اطرافش برداشته است.


هر روز در جوار طبیعت و کودکان
دیگر یک اصل اثبات شده است که هر وقت پای عشق و تعهد به میان می آید، تمام موانع دنیا هم که سر راه آدم جا خوش کرده باشند، کنار می روند و مسیر پیش رو حسابی هموارتر می شود، البته به یمن وجود آدم هایی که به رغم مشکلات تلاش می کنند باری از روی دوش دنیا بردارند. اسماعیل آذری نژاد درس خوانده حوزه است و الان هم استاد حوزه. در شهر قم درس می خوانده است اما بعد از مدتی تصمیم می گیرد آن را ترک کند و ساکن دهدشت شود که به آن می گوید: «شهر خودم»، با این پرسش که چه کاری می تواند برای شهرش و مردمش انجام بدهد. فکر می کند و فکر می کند و در نهایت به این نتیجه می رسد که باید برای کودکان کاری انجام بدهد و چه بهتر که از طریق کتاب و کلمه و حکایت های شنیدنی. این می شود که هر ماه یک مرتبه به روستاهای اطراف دهدشت می رود و با آن ها و برایشان قصه می خواند. می گوید: «هر کدام از بچه ها که باخبر می شوند، دوستانشان را هم خبر می کنند و کم کم جمعمان شکل می گیرد.» بعد از مدتی اما، وقتی که یقین پیدا می کند باید برای روستاها و اهل آن کار بیشتری انجام بدهد، ماهی یک مرتبه را می کند هفته ای یک مرتبه. به همین هم اکتفا نمی کند و بعد از گذشت مدتی دیگر، رفت وآمد هفتگی اش روزانه می شود و حالا سال هاست که هر روزش را در جوار طبیعت و کودکان دوست داشتنی آن می گذراند.
«کمک‌های عمومی و علنی، توزیع فقر و تحقیر است. در ماه گذشته بیش از 15 میلیون از طرف دوستان مجازی به نیازمندان کمک شد. با یک فروشگاه قراداد بستم، آنجا می‌رفتند و آنچه را نیاز داشتند عزت‌مندانه خرید می‌کردند. خرید کردن شادی درون دارد برای افراد.» این، متن یکی از توئیت‌های آذری‌نژاد است که مدتی پیش در توئیتر منتشر کرد. آذری‌نژاد همان‌طور که در دنیای واقعی فعال است، در دنیای مجازی هم فعالیت خودش را دارد و سعی می‌کند با انتشار عکس‌ها و متن‌هایی از آنچه از سر می‌گذرانند، هم احوال خودشان را بیان کند و هم این لابه‌لاها، اگر حرف و حدیث یا نکته‌ کمک‌کننده‌ای به نظرش می‌رسد بیان کند.


شرط آموزش، آزادی است
داستان خوانی و گفت وگو درباره آن ها، برگزاری نمایش، نقاشی کردن، بازی کردن و کلی فعالیت حیاتی دیگر مثل رعایت بهداشت و توجه به پاکیزگی محیط اطراف از اتفاقات دیگری است که در این گروه های دوست داشتنی رخ می دهد. او معتقد است شرط آموزش و تربیت، آزادی است و کودکان خلاق اند، مگر اینکه سرکوب شوند یا دیده نشوند. دقیقا به همین دلیل، نه تنها در محفل و مجلس آن ها خبری از سخت گیری ها و وسواس های آموزشی نیست، بلکه همه چیز یک ریتم معمول و طبیعی را طی می کند. چیزی که نتیجه آن هم شده مهارت آموزی و حضوری که همیشه از سر میل و رغبت بوده است. او البته هدف دیگری هم از این کار دارد که درباره آن می گوید: «اگر امکانات و تجهیزات ویژه و زیادی هم وجود نداشته باشد، باز هم می شود کار مفید و مثبتی انجام داد، حتی اگر هدف درس دادن و آموزش به بچه ها
باشد.»


از قصه خوانی تا کاشت سبزی
فعالیت هایی که آذری نژاد انجام می دهد فقط محدود به کودکان و خواندن داستان برای آن ها نمی شود. او در رابطه با کارهای دیگری که سعی می کند با اتکا به اراده خودش و تلاش اطرفیان انجام بدهد می گوید: «یکی دیگر از کارهایی که سعی کردم در این مدت انجام بدهم بحث شبکه سازی بود. به این معنا که طی رفت و آمدی که به روستاها داشتم، در جست وجوی افرادی بودم که از توانایی خاصی برخوردار باشند تا برای بهتر پیشبردن این فرایند آموزشی کمک رسان باشند. در این بین اگر به کسی برخورد کنم که ترک تحصیل کرده یا بیکار است، کتاب و وسایل لازم را در اختیارش قرار می دهم تا طی هفته چندین مرتبه با بچه ها کار کند. بعد، به مرور، همین افراد را دعوت می کردم دهدشت، برایشان کلاس برگزار می کردم تا بتوانند با تبحر و مهارت بیشتری به کار بپردازند.» تشکیل یک کتابخانه سیار برای اینکه افراد به صورت روزانه کتاب هایی را به دست بچه ها برسانند یکی دیگر از اقداماتی است که به کمک او انجام شده است. او ادامه می دهد: «در این میان، خانواده های آسیب پذیر را هم شناسایی کردیم. هر هفته 2 کتاب در اختیار بچه هایشان قرار می دهیم و فعالیت آن ها را از طریق کاربرگ هایی کنترل می کنیم. در این صورت می توانیم پیگیر وضعیت بچه ها و میزان رشد آن ها هم باشیم. فعالیت های معیشتی دیگری مثل کاشت سبزی را هم با هدف اشتغال زایی در منازل انجام می دهیم، از کاشت سبزی در منازل گرفته تا پرورش مرغ.»

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->