غلامرضا آذری خاکستر
کارشناس و پژوهشگر تاریخ
صنایع دستی از گذشته تاکنون نقش ارزنده ای در تولید، اشتغال و اقتصاد داشته و نشان دهنده ذوق و مهارت تجربی انسان در گذر زمان است. همواره بخشی از صنایع دستی در دورترین نقاط ایران توسط زنان ساخته می شود. مهارت آن ها در خلق صنایع دستی شایان تأمل، و تجلی هنر در آثار به جا مانده است. صنایع دستی زنان به طور محدود مورد توجه شرق شناسان بوده زیرا جاذبه های گردشگری ایران و در مواردی مأموریت های سیاسی موجب شده است برخی جهانگردان و شرق شناسان ضمن سفر به ایران، در آثار نوشتاری، توصیفی از صنایع دستی و ارزش مادی و معنوی آن ها داشته باشند.مارکوپولو، تاجر و جهانگرد ونیزی، در سال 1292میلادی ضمن عبور از برخی مناطق ایران، در وصف صنایع دستی کرمان و فعالیت زنان این دیار نوشته است: «زنان و دختران با سوزن گلدوزی های زیبایی از ابریشم و طلا با رنگ ها و نقشه های مختلف درست می کنند و در تزیین پرده ها و لحاف ها و بالش های اغنیا به کار می برند.»
گارسیا سیلوا فیگوئروا، جهانگرد اسپانیایی که در دوره صفویه سفری به ایران داشته، پارچه بافی زنان ایرانی را توصیف کرده است. «در روستاهای اطراف شیراز زن ها همگی به بافتن پارچه های ضخیمی سرگرم بودند که خیمه های خود را از آن می سازند و نیز پارچه های زمخت پشمی یا پنبه ای دیگری می بافتند که معمولا از آن ها لباس می دوزند.»در سفرنامه آدام اولئاریوس نیز کار اصلی زنان گیلان بافندگی و ریسندگی بیان شده است. ژان باتیست تاورنیه نیز ضمن توصیف صنایع دستی زنان ایرانی، از علاقه آن ها به قلاب دوزی مطالبی را به رشته تحریر درآورده است. ادوارد پولاک از دیگر سیاحانی است که از سال ١٨۵١ تا سال ١٨۶٠میلادی/1230 تا 1239خورشیدی، ضمن سفر به ایران به عنوان طبیب مخصوص ناصرالدین شاه فعالیت داشته است. در کتاب «ایران و ایرانیان» به صنایع دستی ایران از جمله فرش، نمد، پارچه های قلمکار، چیت های احرامی و سختی تهیه این پارچه ها پرداخته است. او دوام فرش های ایرانی را حیرت انگیز توصیف کرده است.هانری رنه دالمانی نیز که عشق و علاقه خاصی به صنایع دستی ایران داشته و طی 3 بار سفر به ایران اشیا و صنایع دستی قابل توجهی را جمع آوری کرده ضمن معرفی سبک های فرش بافی در ایران به صنایع دستی زنان پرداخته است: اساسا فرش بافی کار زنان و دختران است. زنان فقیر با اجرت بسیار قلیلی از صبح تا غروب در کارخانه کار می کنند. دختران کوچک هم زیردست مادران کار می کنند تا استاد شوند و به نوبه خود اجرتی بگیرند. گاهی هم صاحبان کارخانه ها زنان یا کودکان را سالانه اجیر می کنند تا ساعات زیادتری برای آن ها کار کنند. فرش بافی صنعت شریفی محسوب می شود. بسا می شود که زنان بزرگان هم در خانه های خود دستگاهی دارند و با رغبت قالی یا قالیچه ای با دست خود می بافند. این سیاح فرانسوی میزان صادرات فرش ایران در سال 1906میلادی. را رقم 15 میلیون فرانک به ترکیه و 5 میلیون فرانک به روسیه بیان کرده است.کلارا کولیور رایس در کتاب «زنان ایرانی و راه و رسم زندگی آنان» نگاهی به صنایع دستی زنان داشته و معتقد است: بیش از هر حرفه دیگر، زنان و دختران ایرانی در پیشه سوزن دوزی به کار گرفته می شوند. او سال 1919م./1298ش. از کارگاهی قالی بافی در کاشان دیدن کرده است که در آن حدود 30 دختر بچه به کار مشغول بوده اند.کارلا سرنا که اهل ایتالیا بوده از دیگر سیاحان قرن نوزدهم است که صنایع دستی زنان دور از دید او نبوده و لباس زنان ایرانی در خانه را بسیار نمایشی و پرطمطراق دانسته است. او گفته است زنان ایرانی با دست، نقش و نگار یا سنگ های قیمتی گل و بوته روی لباسشان دوخته اند.