گسل نژاد‌پرستی؛ بین شرق و غرب

درباره «گرن تورینو» به بهانه اتفاقاتی که این روزها «نژادپرستی» را سر زبان‌ها انداخته است

هادی دقیق - «گرن تورینو» ( GRAN TORINO) فیلمی است که لایه‌های نژادپرستی کهنه را واکاوی می‌کند، ولی نه در کلیشه‌ سفید و سیاه‌پوست آمریکایی، بلکه در این فیلم کلینت ایستوود، بازیگر و کارگردان، به مدلی دیگر از نژادپرستی طعنه می‌زند که شرق و غرب نمی‌شناسد. البته این نژادپرستی در این مورد خاص، سرباز کهنه‌کار آمریکایی را نشان می‌دهد که حتی شرق آسیایی‌های مهاجر را هم تاب نمی‌آورد.داستان فیلم حکایت یک سرباز قدیمی ارتش آمریکاست که به ادعای خودش در کشور کره ده‌ها نفر را کشته است. به‌تازگی همسرش فوت کرده و حالا نشسته است و به چشم خودش می‌بیند که در محله قدیمی‌شان، همسایه‌ها یکی‌یکی یا می‌میرند یا کوچ می‌کنند و محله زندگی او به محل سکونت شرق آسیایی‌های مهاجر تبدیل می‌شود. او که از این اتفاق ناخرسند است، سعی می‌کند به هر قیمتی شده با چشم‌بادامی‌ها ارتباط برقرار نکند. دائم زیر لب غرولند می‌کند و همسایه‌ها هم از دست نق‌زدن‌های پیرمرد تنها خسته شده‌اند تا اینکه در چند تقابل غیرمنتظره، با 2 فرزند یک خانواده مهاجر ارتباط برقرار می‌کند و به طریقی حتی وارد زندگی آن‌ها می‌شود. در ضمن این ارتباط و گفت‌وگوها پیرمرد پی می‌برد که اشتراکاتش با این خانواده‌های مهاجر بیشتر از خانواده و فرزندان خودش است. لایه‌های نژادپرستی همین‌جا و وقتی که او اعترافش را برای مهاجران به زبان می‌آورد، می‌شکند. نام گرن تورینو برای این فیلم که یک برند خودرو است، دلالت از نوعی زیرکی یا شاید نماد واضح زندگی است که هر کسی بدون در نظر گرفتن نژاد، شایسته‌ داشتن آن است. همچنین گرن تورینو که در دهه 70میلادی تولید می‌شده است، هیچ‌گاه به نماد خودروسازی آمریکایی تبدیل نشد و این تعصب و علاقه شدید پیرمرد به نژاد اصیل و خودرو اصیلش را ترحم‌برانگیز جلوه می‌دهد و هر 2 را به نماد کهنگی و ناکارآمدی بدل می‌کند. کلینت ایستوود به خوبی نشان داده است که انسان‌ها در سایه تعامل می‌توانند به تکثر برسند و تنفگ‌ها و جنگ‌ها همیشه حرف زور و ناحق می‌زنند. البته پیرمرد داستان هم وقتی توانست این کلیشه را بشکند که ناگزیر در میان تعاملی با دنیای بیرون از ذهنش و در کنار موضوعی قرار گرفته بود که به‌شدت از آن متنفر بود. سرباز کارکشته جنگ با اینکه هنوز در خانه سلاح داشت، بعد از جنگ هیچ‌وقت گلوله‌ای از آن شلیک نکرده بود و حتی در وقت لزوم هم دیگر از کشتن انسان‌هایی که از نژادشان بیزار بود و سراسر زندگی‌اش را تحت‌الشعاع قرار داده بودند، ناتوان بود. شخص اصلی داستان به‌شدت از آموزه‌های دینی به دور است‌. هر بار کشیش سراغ او می‌آید، او کشیش را پس می‌زند و در نهایت کشیش هم از نجات دادن زندگی او ناتوان است. در چنین موقعیتی، چیزی که نشان داده می‌شود، فضایی است بین انگاره‌های متافیزیکی و دنیای واقعی که نقش اصلی داستان در آن زندگی می‌کند و درنهایت وی گزاره اخلاق‌مدار را در تجربه حقیقی زندگی به‌دست می‌آورد و از خام‌اندیشی نژادپرستی نجات می‌یابد.گرن تورینو در نهایت یک برند غربی است، ولی در این فیلم نشانگر کنش و واکنش بین شرق و غرب دنیاست. مدارایی دوست داشتنی است که در سایه نژادپرستی کهنه در دنیای مدرن باید پررنگ‌تر شود.گرن تورینو (به انگلیسی: Gran Torino) فیلمی درام آمریکایی به بازی و کارگردانی کلینت ایستوود می‌باشد. فیلم داستان زندگی یک افسر کهنه‌کار والت کوالسکی است که از جنگ کره دل خوشی ندارد و از کره‌ای‌ها متنفر است، ولی در حال حاضر با یک خانواده کره‌ای همسایه است.این فیلم با نقدهای بسیار خوبی از سوی منتقدان و مردم مواجه شد و در گیشه نیز نسبت به هزینه کم خود فروش بالایی داشت.این فیلم نه تنها در زمره بهترین فیلم‌های ساخته شده کلینت ایستوود جای دارد بلکه به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما نیز شناخته می‌شود.این فیلم هم‌اکنون جزو ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینماست و با اینکه مقامش از نابخشوده پایین‌تر است ولی از دیگر فیلم ایستوود یعنی دختر میلیون دلاری بالاتر است.این فیلم همچنین برنده جوایزی از جمله جایزه سزار بهترین فیلم خارجی و جایزه دیوید دی ناتلو بهترین فیلم خارجی شده است. اسکات ایستوود پسر کلینت ایستود در این فیلم نیز در سکانسی کوتاه ایفای نقش می‌کند.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->