محمدرضا شهیدی| امنیتسازان و امنیتبانان برای ما اجری مظاعف و ارزشی روزافزون دارند. ما پلیس خود را صرفا یک نهاد اجتماعی نمیدانیم که کارکردش تولید و توسعه امنیت است. پلیس در نگاه ما علاوه بر این، شأن یافته به تحریر کلام معصوم است. ارزشیافته به کلام امیر مومنان(ع) که جایگاهش را چنین تبیین فرموده است: الجُنُوُد بِإذنِا... حُصُونُ الرَّعیَّةِ وَ زَینُ الوُلاةِ وَ عِزُّالدِّینِ وَ سُبُلُ الأَمنِ وَ لَیسَ تَقُومُ الرَّعِیِّةُ إلّا بِهِم؛ سربازان، به اذن خداوند، دژ مردم، زینت زمامداران، مایه عزّت دین و امنیّتاند و کار شهروندان، جز به آنها استوار نمیشود. استواری امروز امور شهروندان به برکت جایگاه یافتن پلیس در نظام اجتماعی است. با حضور مؤثر اینان است که مردم به آرامش میرسند و زمامداران امور، از زینت برخوردار میگردند. عزت نیز رهین امنیت است که پلیس فراهم میآورد. قیمتی گوهری که اگر خدای نکرده نباشد، عزتی نخواهد ماند چنانکه عفت و امنیت هم نمیماند. ما ایرانیان این افتخار را داریم که روزهایمان را در سرزمینی به شب میرسانیم که با هوشیاری پلیس و ایفای نقش بایسته مردان سبزپوش شهر و خاکیپوشان مرز، نفسهایمان به شماره نمیافتد. شبها هم امنتر از روزها رقم میخورد تا متجاوزان نتوانند رقم مغلطه بر دفتر زندگی مردم زنند. ما دارای بهترین وطنها هستیم چه در کلام امام علی(ع) مفهوم مخالف آن را چنین خواندهایم که: شَرُّ الأوطانِ ما لَم یَأمَن فیهِ القُطّانُ؛ بدترین وطن، وطنی است که ساکنانش در آن ایمن نباشند. بله اگر به اطراف ایران عزیز نگاه کنیم خواهیم دید سرزمینهایی که به این صفتِ ترین گرفتارند. به سلامت که بیرون میروند نمیدانند حتی تن زخمی خود را به خانه خواهند کشید یانه. معلوم است که روزگاری چنین مردمانش را از وطن فراری خواهد داد چه رسول اعظم(ص) خاکی چنین را بیخیر میخوانند:
یا علیُّ! لاخَیرَ فی . . .الوَطَنِ إلّا مَعَ الأَمنِ وَ السُّرورِ؛ ای علی! خیری نیست در . . . وطن مگر با امنیّت و دلخوشی. دل خوش هم رهین امنیت است پس میتوان آن را نیز ثمره رسته بر سرشاخه نهادهای امنیتساز دانست. چنین هم هست. وقتی امنیت جامعه در حد اعلا باشد، دلها هم خوش میشود آنقدر که میتوان خشکسالی را هم از سرگذراند اما در نبود امنیت است که ترسالی، روستا را و رونق تجارت همشهر را نمیتواند آباد کند. آبادی ثمره امنیت است. امنیت هم نتیجه زحمت پلیس. اقتدار پلیس را قدر بدانیم.