سیدی| اولین کارخانه قند خراسان و یکی از اولین کارخانههای مدرن مشهد اوایل آبان۱۳۱۵ با حضور نخستوزیر وقت در اراضی آبکوه افتتاح شد؛ کارخانهای که تعریفی جدید از زندگی صنعتی در شهر مشهد -که عمدتا فرهنگی و تجارتی بود- ارائه کرد و زندگی حداقل بخشی از شهر و روستاهای ادغامشده در آن را دگرگون کرد. بخش اعظم کارگران کارخانه قند آبکوه از شهر مشهد و دیگر آبادیهای اطراف مثل آبکوه، بحرآباد، شاندیز، طرقبه، فتح آباد و محمدآباد بودند. زندگی صنعتی جدید، ساعت کار منظمی داشت که با بوق کارخانه تعریف شده بود؛ صدایی که پایان یک نوبتکار و آغاز نوبتکار بعدی را اعلام میکرد اما برای ساکنان روستاهای اطراف هم به یک مرجع زمانی تبدیل شده بود و ساعت کار و قرارهای خود را با این صدا تنظیم میکردند. زندگی آرام خانههای مسکونی نیز حول کارخانه شکل گرفت و شهرکی برای سکونت مدیران و کارگران ساخته شد؛ کارخانهای که نهتنها محصول تولیدیاش شیرین بود، توانست خاطرات شیرین بسیاری را هم در ذهن مردم مشهد قدیم به یادگار بگذارد.
راستش به مناسبت سالگرد افتتاح کارخانه قند آبکوه در اوایل آبان از دو هفته پیش تلاش کردیم بازدیدی از کارخانه قند آبکوه و وضعیت فعلیاش داشته باشیم اما وقتی با مسئولان فعلی کارخانه قند تماس گرفتیم و خواستیم بازدیدی از محوطه کارخانه داشته باشیم، با یک جمله تلخ روبهرو شدیم: «چیزی از کارخانه باقی نمانده است که ارزش دیدن داشته باشد.» بگذارید صریح بگوییم این کارخانه هرجای دنیا که قرار داشت، حالا تبدیل به یک موزه شده بود؛ موزهای صنعتی که ازقضا عکسها و اسناد فراوانی هم برایش باقیمانده است. حالا اما میگویند دارد آرامآرام در بیخبری این شهر شلوغ، گوشهای جان میدهد و فریادرسی هم برایش نیست. در سطرهای بعدی نگاهی به تاریخچه این غول شیرینِ صنعت مشهد خواهیم داشت و روزگار از سر گذراندهاش را مرور میکنیم.
محصولی که هم شگفتی آفرید، هم دردسر
کارخانه قند آبکوه بهعنوان سومین کارخانه قند ایران با کمک مهندسانی از کشور چکاسلواکی در زمینی به مساحت حدود 28هکتار در اراضی آبکوه مشهد ساخته شد. جرقه ساخت آن هم وقتی زده شد که بههمت محمدولیاسدی تست کاشت بذر چغندر قند در زمینهای آستانقدسرضوی در مشهد رضایتبخش و حتی شگفتانگیز اعلام شد. پیش از افتتاح کارخانه، ملاکان تعهد کرده بودند 18هزار خروار چغندر تحویل کارخانه بدهند اما آنقدر کشت خوب بود که 35هزار خروار تحویل دادند؛ چنان که گزارش شده است شعاع چغندرکاری کارخانه قند آبکوه در سالهای اول بیش از 130کیلومتر و اکثرا در محدوده شمالی کارخانه بود؛ یعنی آنقدر اوضاع رضایتبخش بود که الگوی کشت در اراضی کشاورزی اطراف کارخانه تغییر کرد.
این وضع خوب تولید اما دردسرهایی را هم برای مسئولان در همان ماه اول فعالیت این کارخانه نوپا به بار آورد. مکاتبات اداری آذرماه1315 نشان میدهد مدیران برای تهیه دیگرمواد موردنیاز مثل تولید کاغذ سفید قندپیچی و کربنات دوسود دچار مشکل شده بودند؛ مشکلی که البته شواهد امر نشان از رفع آن میدهد؛ زیرا ظرفیت تولید به سرعت افزایش یافت و کارخانهای که با ظرفیت اسمی 350تن در 24ساعت آغابهکار کرده بود تا سه سال بعد ظرفیتش را به 650تن رساند.رونق همچنان چالش میآفرید، از مشکل قطع برق در سال1317 بهسبب توسعه زیرساختهای کارخانه تا عوارض کارخانه که چشم مسئولان شهری برای توسعه فرهنگی به آن بود و البته حالا که رفتوآمد به کارخانه زیاد شده بود، جاده آن هم باید بهبود مییافت. یکی از برکات کارخانه قند آبکوه برای ساکنان شمال غرب مشهد آسفالت جاده شوسه آن بهسبب ازدیاد تردد در سال1356 بود. پارهای از مکاتبات شهرداری موجود در سامانه مرکز اسناد تاریخ و توسعه شهری شهرداری مشهد نشان از این اقدامات دارد؛ از جمله نامهنگاریهای سال1327 و عوارضی که باید پرداخت شود تا صرف ساخت باشگاه صنعت بشود.
چالش اساسی بیشک میزان سطح زیر کشت چغندر و در نتیجه کاهش دیگرمحصولات زراعی موردنیاز شهر زائرپذیر مشهد بود که برای مدیران شهری نیز نگرانی آفرید. سال1328 اعضای انجمن شهر مشهد نامهای به مدیر وقت کارخانه نوشتند و از اینکه کشت چغندر مجالی برای کشت مایحتاج مردم باقی نگذاشته است گلایه کردند و خواستار کاهش سطح زیرکشت آن شدند؛ اما گویا سود کاشت چغندر آنقدر خوب بوده است که کشاورزان در سال1330 برای اعتراض به این درخواست تا دفتر نخستوزیر هم میروند تا مانع از اجرای آن بشوند.
کارمندی به شهرت کارخانه
یک نام آشنا در میان کارکنان کارخانه میدرخشد. صحبت از پزشکی دوستداشتنی است که بخشی از زندگی او با کارخانه قند آبکوه پیوند خورده بود. دکتر شیخِ محبوب مشهدیها پزشک رسمی کارکنان این کارخانه بود. بهروایت اسناد او از سال1317 باتوجهبه ناتوانی پزشک وقت بهداری کارخانه قند از اداره امور بهداری به استخدام کارخانه درآمد و برایش پرونده پرسنلی تشکیل شد. نامهای از سال1318 موجود است که دکتر شیخ قصد داشته است در بیمارستان و تیمارستان زیر نظر شهرداری فعالیت داشته باشد و دراینخصوص شهردار وقت مشهد موافقتنامهای مشروط به تداخل نداشتن ساعت فعالیت با حضور در بهداری کارخانه صادر کرده است. یک نامه جالب توجه هم که با موتور معروف دکتر پیوند میخورد معرفینامه کارخانه برای راهنماییورانندگی شهربانی مشهد برای صدور گواهینامه موتور دکتر است و بالاخره روند ثبت ترفیع و بازنشستگی دکتر شیخ و تقدیرنامهای که در سال1340 برای او صادر
شده است.
مالکی جدید برای کارخانه
در طول چهار دهه درخشان فعالیت، راندمان تولید به پنجاه تن در هر هکتار میرسد، درحالیکه میانگین استاندارد این محصول 27تن در هکتار است. سال1345 با توسعه کارخانه، ظرفیت آن به 1600تن در روز میرسد.چندی پس از انقلاب سفید و در سال1347 سهام این کارخانه دولتی به فروش گذاشته شد و در نهایت سال1348، آستانقدسرضوی کل سهام آن را خرید؛ خریدی که در ابتدا به زیاندهی انجامید، آن هم بهسبب آببر بودن کشت چغندر و هزینه بالای کشیدن آب از قنات برای کشت آن؛ اما دو سال بعد ورق برگشت و ظرفیت تولید کارخانه به 2هزارو500 تن در روز رسید.
شکوه پیش از خاموشی
صدای کارخانه همچنان در سالهای پس از انقلاباسلامی و جنگ تحمیلی هم شنیده میشد. سال1386 مدیرعامل وقت کارخانه قند آبکوه گفته بود: «میزان قند و شکر تولیدشده در این کارخانه، طی سال گذشته رقمی حدود 29هزارو750 تن بوده و 11درصد از قند و شکر استان در کارخانه قند آبکوه تولید شده است؛ اما کاهش نقدینگی کارخانجات قند و انباشت 70درصدی محصولات آن در انبارها، سبب کاهش 30درصدی کشت چغندر قند در کشور خواهد شد.»
مسئله اصلی اما بزرگ شدن شهر بود. در دهه80 دیگر حدود شهر مشهد کیلومترها از کارخانه هم فراتر رفته و فعالیت آن مزاحمت برای شهرنشینان بود. این عوامل دست در دست هم داد تا سال1391 کارخانه قند آبکوه رسما تعطیل و ماشینآلات آن به غرب کشور منتقل شود.
مکان این خاطره شیرین از سال1398 تغییر کاربری داد و آستانقدسرضوی آن را بهعنوان یکی از شرکتهای اقتصادی خود در زیرمجموعه بنیاد بهرهوری موقوفاتش در حوزه سرمایهگذاری ثبت کرد. شرکت صنایع پیشرفته رضوی که آن را بازوی حمایتگر آستانقدس در سرمایهگذاری بر روی دانش بنیانها میخوانند اینک در کارخانه قند مستقر است. هرچند دیگر چیز زیادی از ساختمانهای قدیمی باقی نمانده است و دست تغییر آنها را یکی پس از دیگری برچیده است تا دیگر یادگاری ملموسی از اولین کارخانه قند خراسان برجای نباشد.