غلامرضا بنی اسدی | روزنامهنگار - من باور دارم به دلدادگی و دلپذیری رابطه شهدا با امامرضا(ع). اسم این را هرکس هرچه میخواهد بگذارد، باکی نیست. من فراوان «بینه آشکار» خواندهام در این رابطه و به «برهان قاطع» رسیدهام که امام به آنان نگاهی خاص داشت. من خواندهام در کتابی که شهیدعلیمردانی، قهرمان جاوداننام تنگه چزابه، در یک عملیات که پشت میدان مین، گیر میکند و معبر بازشده، قفل شده است و آتش دشمن، مرگبار، که اگر او عمل نکند، نیروهای عملکننده هم موفق نمیشوند و زمان هم برای معبرزدن مجدد نیست، رو میکند بهسمت مشهد و نه دل را، که جانهای رزمندگان را هم به لطف امامرضا(ع) میسپارد و میگوید پا جای پای او بگذارند و از میدان میگذرد. روز بعد از عملیات موفق، که بازمیگردند به آن میدان میرسد، فرمان میدهد که تخریبچیها بیایند و معبر را باز کنند. وقتی میگویند «ما دیشب از همین معبر گذشتیم»، میگوید «ماجرای دیشب، چیز دیگری بود؛ راه را باز کنید» و عنان مینها را از دل خاک بیرون میکشند تا به فرداها خبر شود که رازی است در این زمان و زمین.