حالمان ناخوش است در بازار

غلامرضا بنی‌اسدی | روزنامه‌نگار
قدیم‌ها می‌گفتند «وقت» طلاست اما امروز می‌شود گفت وقت و طلا چنان در هم آمیخته‌‌اند که قیمت‌ها از « الان» تا«الان» فرق می‌کند. فرق که چه عرض کنم، دارد از فرق سر ما مردمان عادی و عامی شاخ در می‌آورد. آخر ما که اهل حساب و کتاب نیستیم و نمی‌توانیم درک کنیم که چطور می‌شود که چنین می‌شود! چطور می‌شود که دولت‌مردان از بسامان شدن روزگار می‌گویند اما نابسامان است روزگار ما مردم عادی که از الان تا الان فقیر‌تر می‌شویم. بنده خدایی می‌گفت رفتم کالایی بخرم، فروشنده قیمتی داد، پولم کامل نبود، رفتم و فراهم کردم و ساعتی بعد برگشتم، آقای فروشنده نرخ بالاتری گفت. اعتراض کردم که اینکه همان کالای ساعت پیش است، جنس، نو نکرده‌ای که قیمت نو می‌کنی. محل نداد و با گفتن همین است که هست، می‌‌خواهی بخواه، نمی‌خواهی نخواه، رفت و زیر لب هم گفت انگار خبر از قیمت دلار و سکه ندارد... . دومی هم می‌گفت رفتم و قیمت یک کالا را از چند فروشگاه یک راسته پرسیدم اما تفاوت قیمت در کالای دو‌میلیونی تا ۲۵۰ هزار تومان بود! تعجب هم مال قدیم‌ها بود و امروز عحب هم نباید گفت و تعحب هم نباید کرد. حالمان خوش نیست با این وضعیت بازار. بیچاره پدر‌هایی که باید خود را به نشنیدن بزنند در برابر خواست‌های کودکانه فرزندانشان گاهی هم باید از تلخ و بد بودن میوه‌ها بگویند تا توجیهی باشد برای نخریدن. بگذریم، کوتاه باید کرد سخن را در اندازه یک جمله که با این وضعیت بازار، حالمان ناخوش ناخوش ناخوش است. کسی اگر می‌تواند چاره کند.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->