نه خاطر بیمار «تخت» است، نه تخت بیمارستان!

محمدرضا شهیدی |خیالت دیگر نباید تخت باشد برای درمان! چون خود تخت هم در سیاهه معضلات درمانی برای خود جایگاهی دست وپا کرده است. قصه درمان از آن غصه هایی است که گاه آدم واقعا نمی داند از کجا شروع کند. از نسبت کادر درمان به جمعیت بیمار؟ از فراهم سازی ملزومات پزشکی؟ از صدای قیژقیژ تخت هایی که سال هاست استراحت بیماران را «زجرآور» کرده اند یا از گزارش رسمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد که می گوید بیش از نیمی از تخت های بیمارستانی این شهر فرسوده اند؟ تلخ است ماجرا، نه؟ این اوضاع درمان است، آن هم در شهری که هر وجبش باید عطر خدمت به زائر و مجاور و هر ازراه رسیده ای بدهد، نه بوی پوسیدگی آهن و خستگی فنرهای تخت.  
مشهد فقط یک شهر نیست، پیشانی تمدنی ایران عزیز است. جایگاهی دارد که می توان گفت یک «امانت» است؛ امانتی که در دل خود زائر دارد، بیمار دارد، امید دارد، آن هم نه فقط از گوشه وکنار ایران که از افغانستان و عراق و آسیای میانه هم بیمار راهی اینجایند. می آیند تا در سرزمین شفا، برای درمانشان کاری بکنند. اما آیا در مشهد ما، بستر مناسبی برای درمان هست؟ وقتی درمان در پیچ وخم های گوناگون، گرفتار و تخت بیمارستان، خودش بیمار است، ما با چه داشته ای ادعای قطب گردشگری سلامت را داریم؟  
وزارت بهداشت می گوید ۳۵درصد تخت های بیمارستانی کشور فرسوده اند، اما دانشگاه علوم پزشکی مشهد صراحت دارد: در مشهد این عدد بیش از ۵۰درصد است؛ یعنی بیش از نیمی از بیماران، روی تختی دراز می کشند که خودش محتاج درمان است؛ تختی که به جای کمک، می تواند بلای جان باشد. در این میان، زائر خارجی چه فکری می کند؟ بیماری که از کابل یا سلیمانیه و کربلا و نجف و... برای معالجه آمده است، آیا با دیدن این تجهیزات و امکانات می تواند سفیر توانمندی های درمانی ما باشد؟ می تواند وقتی رفت، دیگرانی را به این سوی هدایت کند؟ او جز خاطرات تلخ، چیزی با خود به خانه می برد که بخواهد اهل خانه خود را برای سفرهای درمانی راهی مشهد کند؟ نمی پسندم پایان بندی هر جمله، یک علامت سؤال باشد. آرزویم این است که همه جمله هایی که در این باره می نویسم، خبری و حاوی خبر هایی خوش از ارتقای سطح درمان باشد، حتی وقتی درقالب جملات انشایی هم کلمات کنار هم می نشینند، حال خواننده را خوب کنند به خاطر شرایط خوبی که هست؛ این البته آرزویی است که تحقق آن را از خداوندِ علی بن موسی الرضا(ع) می خواهیم تا وقتی کسی به شهر امام مهربانی ها می آید، مهر را در همه ساحت هایش تجربه کند. هرجا که می رود، با بهترین ها مواجه شود؛ به ویژه در حوزه درمان که نیاز است خواست رهبر معظم انقلاب به عنوان یک واجب انسانی محقق شود که بیمار جز رنج بیماری نباید درد دیگری داشته باشد. همه برنامه ها باید در این مسیر هم راستا شود. باید هم، چنین شود اما آنچه امروز می توان به ساده ترین و دردمندانه ترین واژه ها گفت، این است که فرسودگی تخت ها فقط درد بیمار نیست، خراش آبروی مشهد است؛ شهری که باید شایسته ترین امکانات را داشته باشد. نه اینکه از پس نوسازی ابتدایی ترین وسایلش هم برنیاید و این، فقط یک کمبود نیست؛ یک جور حس ناخوشایند تحقیر را هم در جان آدمی می ریزد. کلمات در تحریر این مشکل با هزار درد به فریاد می آیند؛ فریاد برای احقاق حق مردم، فریاد احترام زائر، فریاد برای احترام مشهد. فریاد برای احترام جمهوری اسلامی. فکر می کنم وقت آن است که مسئولان محترم خیلی زود آستین همت بالا بزنند و پیش از هر نوع وعده و مصاحبه، دست به کار شوند برای رفع همه مشکلات؛ به ویژه مشکل اولویت دار تخت. در واقع وقت آن است که تخت های بیمارستانی، دوباره «تخت» شوند تا خاطر مردم هم از درمان، «تخت» و آسوده شود. ان شاءا...!

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->