ثبات به گمشده اصلی نیمکت بسیاری از تیمهای لیگبرتر کشورمان تبدیل شده است و درست مانند فصل گذشته، شاهد جداییهای سریع برخی مربیان از باشگاهها هستیم.
در تازهترین مورد، محمد ربیعی که حدود یکماهونیم پیش مسئولیت هدایت خیبر خرمآباد را به عهده گرفته بود، حتی اجازه نداد تا لیگ بیستوپنجم آغاز شود و پیش از نخستینحضور روی نیمکت این باشگاه در لیگ، از هدایت خرمآبادیها کناره گرفت. علاوه بر او، برخی مربیان دیگر که برای خارجنشدن از دایره تیمداران لیگ بیستوپنجم خیلی زود تکلیف تیم فصل آیندهشان را مشخص کردهاند، حالا بهدنبال جدایی از تیم خود هستند تا شائبههایی را ایجاد کنند.
تمرینات پیشفصل تیمهای لیگبرتری برای فصل بیستوپنجم رفتهرفته آغاز میشود، اما همچنان زمزمههای بیثباتی برای نیمکت تیمها مطرح شده است؛ تغییراتی که بیش از آنکه رنگوبوی فنی داشته باشد، به بازارگرمی سرمربیان و ضعف در مدیریت باشگاهها شباهت دارد.
روند معیوب در لیگ گذشته
پارسال لیگبرتر فوتبال ایران شاهد آغاز فصلی عجیب از لحاظ جابهجاییهای زودهنگام مربیان بود. مازیار زارع که با شمسآذر کار را شروع کرده بود، خیلی زود جایش را به سعید دقیقی داد و خودش جای همین مربی را در ملوان گرفت تا این دو نفر جایگاهشان را با هم عوض کنند. رضا مهاجری هم فصل را با خیبر خرمآباد آغاز کرد، اما خیلی زود کنار گذاشته شد تا اتفاقاتی عجیب برای جایگاه مهم سرمربی در بالاترین سطح فوتبال کشور رقم بخورد. این روند نهتنها بیثباتی فنی در تیمها ایجاد کرد، بلکه ماهیت رقابت حرفهای را بهشدت به چالش کشید. نکته مهمتر اینکه بسیاری از این مربیان به فاصله کوتاهی از قطع همکاری با یک تیم، بلافاصله با تیم دیگری در همان لیگ به توافق میرسند و گاهی حتی بدون وقفه تمرینات تیم جدید را آغاز میکنند؛ چیزی که این ذهنیت را تقویت میکند که برخی تغییرات نهتنها برنامهریزینشده نیستند، بلکه شاید از ابتدا هم فقط یک پل برای جابهجایی بعدی بودهاند. تغییرات اینچنینی البته فقط در ابتدای فصل رخ نداد و تا انتهای لیگ بیستوچهارم، سریال تغییرات روی نیمکت تیمهای مختلف همچنان ادامه داشت.
سناریوی مشابه در لیگ بیستوپنجم
در روزهای ابتدایی آمادهسازی تیمها برای فصل بیستوپنجم، بار دیگر شاهد همین چرخه تکراری هستیم. محمد ربیعی، سرمربی فصل گذشته ذوبآهن که با امید آغاز فصل جدید به خیبر خرمآباد پیوسته بود، حالا فاصله زیادی با جدایی زودهنگام از این باشگاه ندارد و خیبریها این روزها بهدنبال توافق با جانشین او هستند؛ اتفاقی که دقیقا تکرار سناریوهای پارسال است و هیچ نشانهای از تغییر نگاه یا ثبات مدیریتی در آن دیده نمیشود. سؤال اساسی این است که چرا مربیای که با آگاهی از اوضاع باشگاه، قرارداد همکاری امضا کرده است، فقط پس از چند هفته تصمیم به قطع همکاری میگیرد؟ آیا وضعیت باشگاه ناگهان تغییر کرده یا اینکه از ابتدا نگاه حرفهای در میان نبوده است و بیشتر به توافقی تاکتیکی برای باقیماندن در چرخه لیگبرتر شباهت دارد؟
لزوم ورود فدراسیون برای حل معضل نیمکتها
در خوشبینانهترین نگاه، این تغییرات مداوم و بیبرنامه، مانعی جدی برای شکلگیری پویایی فنی و رقابت سالم در لیگبرتر است. در بدترین حالت نیز بازارگرمی مربیان و بازی با افکار عمومی، ارزش و شأن جایگاه سرمربی لیگبرتری را به چالش میکشد. سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال که در سالهای گذشته بیشتر بر پروندههای مجوز حرفهای باشگاهها تمرکز کردهاند، باید توجه ویژهای نیز به معضل بیثباتی روی نیمکتها داشته باشند. تدوین چارچوبهای حرفهایتر برای قراردادها، الزام به رعایت دورههای مشخص همکاری و جلوگیری از تعهدات دوگانه مربیان شاید راهکارهایی برای برونرفت از این وضعیت نابسامان باشد. تا زمانی که مربی بدون پاسخگویی بابت تعهداتش بتواند بهراحتی از تیمی جدا شود و به تیمی دیگر بپیوندد، نمیتوان انتظار داشت لیگ ایران حتی به سطح حرفهای آسیا نزدیک شود.