محمدرضا شهیدی
کلمات را دستکم نگیرید؛ کوچکاند اما کارهای بزرگی میکنند. بار یک باور را به دوش میکشند. کلمات، فرهنگسازی و فرهنگبانی میکنند. کلمات از تاریخ و فرهنگ و هویت یک ملت و کشور حراست میکنند. کلمات کاری میکنند که طرح و نقشه بیگانه به حاشیه برود یا پیشتاخته، آن را به میدان میآورند. کلمات را دستکم نگیرید؛ بهویژه وقتی «نام» میشوند برای یک مکان. حتی از عنوان گرفتن در شناسنامه افراد مهمترند؛ چون شناسنامهها بسته و شخصی است اما تابلوها، بهواقع تابلویند و دربرابر چشم همگان. همه میبینند، میخوانند و ناخودآگاهشان از معانیای پر میشود که وقتی خودآگاه به آن فکر میکنند، حال دلشان دچار آشوب میشود. نامها نشانهاند، نه از نوع بازی «نامها و نشانهها»، بلکه از گونه نشانهها که مسیر آدم را بهسمت خواستهشده تغییر میدهند. نامها نشانههای آشکاری هستند از رویکرد صاحب نامها. این است که مسئله را حساس میکند. نام بیگانه، بهنوعی نگاه به بیگانه را هم در ذهن بذرپاشی میکند. شاید حساسیت به موضوعی چنین، باعث شده است که مسئولان هم دستبهکار شوند و مقررات وضع کنند. شاید وضعیت مقداری بهبود یابد؛ بند10 ذیل ماده اول آییننامه نامگذاری شهرها، خیابانها، اماکن و مؤسسات عمومی تصریح میکند: «فروشگاهها، شرکتها و مراکز کار و پیشه باید از گذاشتن اسامی خارجی جدا خودداری کنند. نامها باید فقط به زبان فارسی باشد. مگر در مواردی که به تشخیص شورای فرهنگ عمومی، این اسامی بهمنظور ایجاد پیوندهای فرهنگی، علمی و سیاسی انتخاب شده باشند». این هم فراتر از مرزبانی زبان فارسی، حد و حدودبانی برای حفظ فرهنگ ملی است. ملتی که بخواهد کلمات بیگانه را در زبان خود بنشاند، ناخواسته جا را برای فرهنگ خود تنگ خواهد کرد. پرداختن به این مسئله هم فراتر از الزام قانونی، یک کنشمندی فرهنگی را طلب میکند. با سویه نگاه فرهنگی است که «نظارت بر حسن اجرای ضوابط و معیارهای شورای انقلاب فرهنگی در امر نامگذاری اماکن» به تصریح ماده سوم همین آییننامه، بهعهده «شورای فرهنگ عمومی» گذاشته شده است. طبق همین ماده، «این شورا همهساله گزارش بررسی و نظارت و عملکرد خود را به شورایعالی انقلاب فرهنگی ارائه میدهد». اما اینکه چرا همچنان، تابلوی مغازهها و اماکن به کلمات غیرفارسی تحریر میشود، پرسشی است که باید پاسخش را از مسئولان پرسید. بهجد هم باید پرسید؛ چون موضوع بسیار جدی است. بحث زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است. موضوع هویت هم برای همه حیثیتی است. باید مورد توجه و الزامآور باشد. چنین نکنیم، امروز تابلوها را تصرف میکنند و مهر اشغال بر زبان در کام ما هم میزنند؛ نه اینکه همین امروز بسیاری از کلماتی که از زبان جاری میشود، غیرفارسی است. معلوم است وقتی زبان مفاهمه بیگانه باشد، آیندهای نامعلوم برای فارسی رقم خواهد خورد، آنوقت فقط زبان ما به گرو نخواهد رفت، بلکه همه هویت و فرهنگ ما هم گروگان غفلتی خواهد شد که امروز مرتکب میشویم. همتی کنیم و با حراست از زبان فارسی، با هویت ملی خود به فردا برسیم.