غلامرضا بنیاسدی | روزنامهنگار
اهل بیت خداوندگاران کرامتاند و شأن سخای حضرت ربالکریم. مومنانی که با خوانش این اوصاف از حضرات معصومان، تقاضای کرم دارند هم این رابط را فهمیدهاند اما این فهم زمانی به کمال خواهد رسید که ما نیز به این مدار و قرار نیکو باشیم. یعنی به وسعت روزیای که داریم در گشایش کار مردمان بکوشیم. به اندازه توانمان، راه را برای مردم بگشاییم. مراقب باشیم تا نه بخل در جانمان چون خار بخلد و دست کرم را زخم زند و نه بخیلان بتوانند ما را به راهی جز از کرم ببرند. این را از نسخهای باید بیاموزیم که در نامه امامرضا(ع) به حضرت جواد(ع) نوشته شده است؛ «ای پسرم، به من خبر رسیده است که خدمتکاران تو را از درب کوچک خانه بیرون میبرند، زیرا بخل دارند که از ناحیه تو خیری به کسی برسد. تو را به حقی که بر گردنت دارم، هنگام واردشدن به خانه و خارجشدن، از درب بزرگ رفتوآمد کن و همراه خود طلا و نقره فراوان بردار و به هر کس که از تو درخواست کرد عطا کن...» این رسم امامت است و منشی که حضرت محمدبنعلی را به «جواد الائمه» نام بردار کرده است. باید توجه کرد به این نکته ظریف که باید از مرحله محبت سخا، به زیستن به قانون کرم رسید. قطعا کسی که از جود و سخای امام جواد میخواند و از حضرتش بدان قاعده میخواهد، خود نیز باید اهل داد و دهش باشد. وقتی امام بهعنوان الگوی تام در ادامه اسوه حسنه نبوی تعریف میشود، خطی برای تماشا بر طاق آسمان نقش نبسته است بلکه رسمالخطی مهندسی شده است تا بدان در زمین تمسک جوییم و زندگیها را آباد کنیم.