رضا میرزاده
سیزدهمین همایش ملی انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران با عنوان «فلسفه تربیت در دوره کودکی»، طی روزهای بیستوششم و بیستوهفتم آذرماه در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد؛ کنفرانسی که فراخوان مقالات آن، فروردین امسال منتشر شد و استادان و دانشجویان در چهار محور کلی «فلسفه کودکی: گذشته، حال و آینده»، «مبانی فلسفیاجتماعی تعلیم و تربیت دوره کودکی»، «فلسفه تربیت معنوی و دینی در دوران کودکی» و «تعلیم و تربیت کودکان با توجه به ویژگیها و چالشهای فلسفی عصر حاضر» مقالات خود را به دبیرخانه برگزاری آن ارائه کردند.
این همایش در دو بخش سخنرانیهای اصلی و پنلهای جانبی برگزار شد و در مقالات ارائهشده در شش پنل تخصصی بازاندیشی درباره کودکی و کودک ایرانی، فلسفه و ماهیت کودکی، تربیت دینی و معنوی کودکان، گفتوگو و زبان و پرورش مهارتهای تفکر، تربیت اخلاقی و مراقبتی کودکان و جامعه و درنهایت تربیت کودک در عصر جدید، بحث و بررسی شد.
باید توجه و تمرکز به دوره کودکی بیشتر شود
دبیر علمی همایش درباره هدف از برگزاری آن گفت: دوره کودکی، در تربیت و تکوین شخصیت انسان مهم و اساسی است و باید توجه و تمرکز به این دوره توسط سیاستگذاران، برنامهریزان و مجریان عرصه تعلیم و تربیت بیشتر شود.
طاهره جاویدی کلاتهجعفرآبادی با تأکید بر اینکه توجه و تمرکز والدین باید بهصورت خاصتر صورت بگیرد، افزود: در ماهیت و چیستی دوره کودکی و جنبههای تربیت فردی، اجتماعی، معنوی و اخلاقی و چالشهای دوره کودکی در عصر حاضر، نکاتی وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد. برگزاری این همایش، از یک سو منبع غنی برای دغدغهها و پرسشها در این حوزه است و از سوی دیگر میتواند به ایجاد رشتههای جدید دانشگاهی در این خصوص منجر شود.
پیوند علم و عمل در عرصه تربیت
دبیر اجرایی همایش نیز درباره برگزاری آن گفت: خوشبختانه حدود سیصد چکیده مقاله دریافت کردیم که مراحل داوری درباره آنها طی شد. در مدت برگزاری این همایش دوروزه، حدود دویست مقاله در شش پنل تخصصی مورد بررسی قرار گرفته و مقالات در قالب سخنرانی و پوستر ارائه شده است.
حسین باغگی افزود: از نکات درخورتوجه، حضور استادان و دانشجویان از دانشگاههای مختلف سراسر کشور در همایش بود که در محورهای چهارگانه همایش با هم بحث و تبادلنظر کردند. ضمن اینکه فرصت بسیار خوبی برای دانشکده علومتربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد پدید آمد که با همراهی ظرفیتهای فرهنگی و آموزشی مشهد، این همایش را برگزار کند. باید از این فرصت استفاده کنیم تا یافتههای بخش علمی و عملی را به هم پیوند بزنیم. دیدگاههای علمی در اینباره میتواند هدایتگر بخش عمل در میان دستگاههای متولی قرار بگیرد.
تبیین ارتباط میان مربی و کودک
رئیس انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران نیز در حاشیه برگزاری این همایش گفت: این همایش درباره فلسفه تعلیم و تربیت در دوران کودکی و تعلیم و تربیت در این دوره است. دوران کودکی، آغازی است که پایان زندگی را تحتتأثیر قرار میدهد.
خسرو باقری افزود: از سوی دیگر، در عرصه بررسی اندیشهها در دوره کودکی، در دورهای به سر میبریم که از آن بهعنوان کودکسالاری یاد میشود و خانوادهها نیز متأثر از این فضا، خود را برای فرزندان قربانی میکنند.
وی با بیان اینکه در این زمینه چالشبرانگیز باید ارتباط میان مربی و کودک را بهدرستی تبیین کرد، گفت: رابطه دوجانبه در تعلیم و تربیت باید وجود داشته باشد. از سوی دیگر، باید بدیهیانگاشتن تعلیم و تربیت را از بین ببریم. سیاست کلی انجمن نیز این است که تعلیم و تربیت را از منظر فلسفی و فکری کالبدشکافی کند.
باقری تأکید کرد: کار تعلیم و تربیت، سهل و ممتنع است؛ کاری که آسان به نظر میرسد و بسیار دشوار است و نیاز به بررسی و کالبدشکافی دارد. دوره کودکی شگفتانگیز است. احساس میکنیم کودکان منفعل هستند، اما پس از اندکی سکان را به دست میگیرند و خانواده و مدرسه را به کودکمحوری سوق میدهند. بنابراین در عرصه تربیت کودک، نه باید افراط و نه تفریط داشته باشیم.
ضرورت پشتوانه نظری برای فعالیتهای عینی در جامعه
رئیس میز تخصصی توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی نیز گفت: تعلیم و تربیت یک جنبه تحقق عینی و واقعی در جامعه دارد، اما نیازمند پشتوانه نظری و معرفتی است. فلسفه تعلیم و تربیت در بالاترین سطح تلاش میکند تا این پشتوانه نظری را فراهم کند.
حجتالاسلاموالمسلمین مجتبی الهیخراسانی افزود: بدون وجود این پشتوانهها، تعلیم و تربیت در جامعه، فاقد مشروعیت کافی اجتماعی و انسانی و الهی است. حوزه تعلیم و تربیت کودک ازجمله عرصههای مهم و پیچیده تعلیم و تربیت است و این همایش نیز تلاش میکند برای تولید محتوا در اینباره گامی روبهجلو بردارد.
شناخت کودک، مبتنی بر شناخت انسان
در افتتاحیه این مراسم، علی غنائی چمنآباد، رئیس دانشکده علومتربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، ضمن خوشامدگویی به استادان، پژوهشگران و مهمانان، بر اهمیت پرداختن به مباحث بنیادین فلسفه تربیت کودک و نقش دانشگاهها در تعمیق این مباحث تأکید کرد.
در ادامه، طاهره جاویدی کلاتهجعفرآبادی، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد و دبیر علمی همایش، ضمن بیان مقدمهای درباره اهداف و رویکردهای همایش، به تشریح برنامهها، محورهای علمی و ساختار نشستها پرداخت و از مشارکت پژوهشگران و استادان در این رویداد علمی قدردانی کرد.
اما سخنران اصلی مراسم افتتاحیه، خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران و رئیس انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران بود که سخنرانی خود را با موضوع «هویت و تربیت کودک از منظر عاملیت انسان» ارائه کرد.
باقری با تأکید بر ضرورت نگریستن به کودکی در چارچوب کلی تصویر انسان گفت: شناخت کودکی بهتنهایی ممکن نیست. ابتدا باید دید انسان چیست تا بتوان کودک را بر آن اساس فهم کرد.
وی در ادامه و با طرح مفهوم عاملیت، انسان را موجودی عامل دانست که عمل او هویتساز و با خلاقیت و پاسخگویی همراه است و افزود: برخلاف طبیعت و حیوانات که فقط رفتار دارند، تنها انسان دارای «عمل» است و این عمل میتواند فردی یا جمعی باشد. ازاینرو، دوگانهسازی عاملیت و ساختار را مغالطهآمیز دانستهاند، هرچند ساختارها را محدودیتآفرین تلقی کردهاند.
باقری در ادامه با تمرکز بر مفهوم کودکی گفت: کودکی بخشی از کل وجود انسان است و دوران تکوین عاملیت به شمار میرود. کودک هنوز به معنای کامل «عامل» نیست. زیرا فاقد طرح، اشراف بر خود و تصمیمگیری آگاهانه است و بیشتر بر اساس امیال غریزی عمل میکند. با این حال، عناصر عاملیت بهتدریج و با رشد قدرت تأمل، شناخت و تصمیمگیری در کودک شکل میگیرند. وی ضعفهای جسمانی، ارادی و شناختی کودک را در کنار قوتهای او مورد توجه قرار داد و افزود: کودک از لحاظ شناختی، دارای نوعی درک حیرتانگیز و معجزهآسا از جهان است؛ نگاهی که نباید در فرایند تربیت از بین برود. باقری در بخش پایانی سخن خود، تربیت در دوران کودکی را نه بهمثابه مسابقه، بلکه تمرین و آمادهسازی برای تعامل سازنده در آینده دانست و گفت: در این دوران، بیش از تعامل، ارتباط با کودک برقرار است و وظیفه تربیت، فراهمکردن تمهیداتی است که در آن تفکر تأملی، خودانگیختگی، غرایز و اراده کودک سرکوب نشود، بلکه در مسیر مناسب هدایت شود. فعالیتهای جمعی و پروژههای گروهی در تقویت اراده، استقامت و استمرار کودک بسیار مؤثر است.
به گفتوگو نیاز داریم
ملیحه رجایی در مقالهای با موضوع «تربیت کودک به مثابه کنش گفتوگویی، با تأکید بر فلسفه زبان» به سخنرانی پرداخت.
رجایی در ابتدای سخنانش گفت: گفتوگو یک روش نیست، بلکه یک رکن بنیادین است و شاید یک فرهنگ باشد که در جهان امروزی به آن نیاز مبرم داریم. اساسا رشد انسان، توسعه انسان و تربیت انسان بر بنیاد گفتوگو استوار است؛ گفتوگو پیش از اینکه یک روش باشد. آموزش گفتوگویی، یک رویکرد یا یک دیدگاه تخصصی است که به چگونگی درک ما از دانش انسان و جامعه بستگی دارد. با این حال، میبینیم که هنوز و همچنان در جامعه ما ضدگفتوگوبودن وجود دارد؛ چه در نهادهای آموزشی و چه اجتماعی.
وی افزود: برای اینکه بتوانیم یک تربیت گفتوگومحور اصیل داشته باشیم، نیاز به تغییراتی در چند سطح فلسفی، ساختاری، فرهنگی و عملی داریم. اگر از بنیادهای فلسفی غفلت بورزیم، با آن چیزی روبهرو میشویم که فرهنگ برای ما نهادینه کرده است و گفتوگوهای ما مبتنی بر درک حقیقت نیست. باید توجه کنیم که بودن ما، بودن با دیگری است و این بودن، در بستر زبان و در مواجهه با صدای دیگری تحقق پیدا میکند. کودک از بدو تولد در شبکهای از روابط گفتوگویی حضور فعال دارد و بنابراین شکلگیری هویت او به مشارکت در همین بافت گفتوگویی وابسته است. معلم باید بداند که هر تعامل زبانی کودک را به شکلی خاص از زندگی اجتماعی پیوند میدهد.
رجایی در بخش دیگری از سخنانش گفت: از سوی دیگر، در سطوح ساختاری، کنترل و استانداردسازیهایی وجود دارد که اساسا با تربیت گفتوگومحور در تعارض است. چون میخواهد همهچیز را ابزارنگارانه و سلسلهمراتبی انجام دهد؛ درصورتیکه در گفتوگوی حقیقی، باید یک معنای جدید بسازیم و یک درک جدید و یک تفاهم جدید داشته باشیم. خروج از کنترلگرایی، شرط شکوفایی گفتوگومحوری است که درنهایت انسانها را با معناسازی مواجه میکند. هر اندازه که انسانها بتوانند معناهای جدیدی بسازند و برداشت کنند، قطعا از لحاظ شخصی و اخلاقی رشد بیشتری خواهند داشت.
آزمایشهای فکری برای برانگیختن تفکر فلسفی کودکان
کیمیا زندگانی که با همراهی سیدجلال هاشمی، مقالهای با موضوع «اصول طراحی آزمایش فکری و تبیین نقش و جایگاه آن در آموزش تفکر و تربیت فلسفی» ارائه کرده است نیز گفت: متیو لیپمن در دهه70 میلادی تلاشی نظاممند صورت داد تا توانایی پرسشگری بچهها را از طریق استدلال و تفکر انتقادی تقویت کند. این برنامه همچنان در نقاط مختلف جهان استفاده میشود.
وی افزود: یکی از ابزارهای اصلی برای برانگیختن تفکر فلسفی کودکان و اندیشیدن آنها، آزمایشهای فکری بود. آزمایشهای فکری برخی موقعیتهای تخیلی هستند که ما با این سناریوها، کودک را به درون یک چالش دعوت میکنیم.
زندگانی در ادامه گفت: کودکان سؤالهای بنیادین دارند و بهترین راه برای پاسخ به آن، این است که از طریق آزمایشهای فکری، به گونهای عمل کنیم که کودک، خود را جزوی از چالش ببیند و تصمیم بگیرد چگونه این قضیه را حل کند.
وی افزود: این پژوهش سعی دارد به این نتیجه برسد که بتوانیم چارچوبی متناسب با نیازهای چالشی بچهها طراحی کنیم.
شنیدن، از مهارت تا فضیلت
سمانه امینیمشهدی که مقالهای با موضوع «شنیدن فضیلتمحور برای کودکان و نوجوانان: از سکوت معنادار تا بازگویی فهم و پرسش روشنگر» ارائه کرده است نیز گفت: من از این منظر وارد بحث شدم که شنیدن فقط یک مهارت ارتباطی یا تنها برای کودکان نیست.
وی افزود: شنیدن یک کنش فضیلتمحور و تربیتی است. گاهی بچهها سر تکان میدهند و ما فکر میکنیم که میشنوند؛ درحالیکه اینگونه نیست. بنابراین ارتقای شنیدن فعال برای کودکان، از مهارت صوتی به کنش فضیلتمحور موضوعی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است.
امینی در ادامه گفت: پشتوانه فلسفی و دینی ما هم به مقوله شنیدن بسیار توجه کرده است. شنیدن، یک تعهد معرفتی و اخلاقی است.
نقش قوه خیال در تربیت فلسفی
محمد مالدار کاریزی با همراهی داوود حسینپور صباغ و سیدعلیرضا دخانچی، مقالهای با موضوع «نقد حلقه کندوکاو در برنامه «فلسفه برای کودکان» براساس فلسفه صدرایی با تأکید بر جایگاه قوه خیال» ارائه کرد. وی در این مقاله به این نکته اشاره کرد که آموزش فلسفه برای کودکان، بر اساس یک نیاز شکل گرفته است. در این مسیر، شکلگیری جریانی با عنوان حلقه کندوکاو کمک میکند که کودکان در جمعی صمیمانه و همراه با یک پرسش محوری به گفتوگو بنشینند و معلم نیز فقط نقش تسهیلگر داشته باشد. البته در این میان ممکن است از روشهای کمکآموزشی نیز استفاده شود. مالدار در ادامه گفت: آنچه در مقاله حاضر درباره آن گفتوگو شده، درنظر گرفتهنشدن یک مسئله مهم در مباحث شناختی درباره حلقه کندوکاو است و آن مسئله نیز درنظرنگرفتن قوه خیال است.