محمد عنبرسوز | در روزهای پرالتهابی که تعطیلات نوروزی با جنگ مقارن شد، رسانه ملی تلاش کرد تا فراتر از وظیفه اطلاعرسانی، با تولید برنامههای متنوع، نقشی محوری را در حفظ آرامش روانی مخاطبان ایفا کند. در این شرایط، تولید برنامههای مناسبتی اهمیت ویژهای پیدا کرد؛ محصولاتی که نهتنها سرگرمی فراهم میکنند، بلکه با انتخاب محتوا و مهمانان شاخص، تصویر روشنی از انسجام اجتماعی و همبستگی ملی ارائه میدهند. یکی از ویژگیهای بارز این روزها، تنوع و گستردگی تولیدات غیرخبری تلویزیون است؛ از گفتوگوهای ملی و برنامههای میدانی گرفته تا سریالهای حادثهای و حتی مستندهای کوتاه که هر یک تلاش میکنند بخشی از واقعیتهای کشور و تجربههای مردم در شرایط حساس را به تصویر بکشند. مخاطبان تلویزیون، در این ایام شاهد حضور مجریان و چهرههای حرفهای و باسابقه بودهاند که با تسلط و خلاقیت، توانستهاند جریان برنامهها را زنده، جذاب و منسجم نگه دارند. در دو سه هفته گذشته، تلویزیون ایران با تولید برنامههای غیرخبری متنوع و خلاقانه، نشان داد که میتواند همزمان فرهنگسازی، آموزش و سرگرمی را در بستر یک تجربه دیداری زنده و جذاب ارائه دهد و مخاطبان را در شرایط بحرانی، به مسیر همدلی و انسجام ملی دعوت کند. در این مطلب، مروری داریم به برخی از شاخصترین تولیدات غیرخبری رسانه ملی در ایام جنگ رمضان.
کشوردوست
«کشوردوست» را باید یکی از تجربههای درخور توجه تلویزیون در روزهایی دانست که رسانه بیش از همیشه نیازمند آرامش، انسجام و روایتهای امیدبخش با رویکرد ملی است. این برنامه گفتوگومحور که از شبکه2 سیما روی آنتن رفت، در شرایطی تولید شد که فضای عمومی جامعه تحتتأثیر تحولات و التهابات ناشی از جنگ قرار داشت؛ موقعیتی که هر برنامه زندهای را در معرض حاشیه، لغزش و واکنشهای پیشبینیناپذیر قرار میدهد. با این حال، «کشوردوست» نشان داد که میتوان حتی در چنین فضایی، حرفهای، متین و بیحاشیه پیش رفت. یکی از مهمترین نقاط قوت برنامه، دقت و وسواس در انتخاب مهمانان بود. ترکیب چهرهها بهگونهای طراحی شده بود که هم تنوع داشته باشد و هم از یک خطمشی مشخص، یعنی نگاه ملی و وحدتگرایانه، پیروی کند. همین رویکرد باعث شد گفتوگوها نهتنها از حاشیه دور بمانند، بلکه برای مخاطب نیز قابلاعتماد و دلنشین جلوه کنند. «کشوردوست» بهجای آنکه صرفا تریبونی برای طرح دیدگاههای پراکنده باشد، به بستری برای همدلی و بازنمایی وجوه مشترک جامعه تبدیل شد.
در این میان، نقش المیرا شریفیمقدم بهعنوان مجری، نقشی تعیینکننده بود. او که سالها تجربه اجرا در موقعیتهای حساس را در کارنامه دارد، با تسلط و آرامش، ریتم گفتوگوها را بهخوبی مدیریت کرد و درحالیکه بدون شتابزدگی و بیان عبارتهای هیجانزده، اجازه نمیداد ریتم برنامه دچار افت شود. همین تعادل، به «کشوردوست» هویتی حرفهای و قابلقبول بخشید.
ویژهبرنامههای نوروزی «کشوردوست» در شبهای منتهی به تحویل سال نقطه اوج این تجربه بود. در این قسمتها، با دعوت از هنرمندان و چهرههای برجسته، برنامه حالوهوایی صمیمیتر و در عین حال ملیتر به خود گرفت. حضور این مهمانان در کنار روایتهای امیدبخش، توانست مخاطبان بیشتری را با برنامه همراه کند و آن را به یکی از گزینههای درخورتوجه در سبد تماشای نوروزی تبدیل کند. همراهی مجید یحیایی در این ویژهبرنامهها نیز به پویایی اجرا کمک کرد. این همراهی، بدون آنکه به شاکله اصلی برنامه لطمه بزند، به تنوع و جذابیت آن افزود و تعامل میان مجریان، فضای گفتوگو را گرمتر و زندهتر کرد.
سپیدار
المیرا شریفیمقدم که یکی از فعالترین و اثرگذارترین چهرههای رسانه ملی در یک ماه اخیر بوده، علاوه بر «کشوردوست»، با مستند «سپیدار» نیز در شبکه دوم سیما حضور داشت. این مجری باسابقه، در مجموعه مستند «سپیدار» که لحنی گزارشگونه دارد، در سطح شهر تهران حضور مییافت و تلاش میکرد تا زوایای کمتر دیدهشدهای از تجاوز دشمن آمریکاییصهیونیستی به خاک کشورمان را با تمرکز بر ابعاد و جنبههای ضدانسانی جنگ و نیز بازنمایی مجاهدتهای اقشار و گروههای مختلفی که در شرایط جنگی پای کار کشور ایستادهاند، در قالبی مستندگونه به مخاطبان منتقل کند و بریدههای قسمتهایی از «سپیدار» که در بیمارستان مهدیه و کاخ گلستان ضبط شده بودند، در شبکههای اجتماعی نیز بارها دست به دست شدند. علاوه بر این، همسخن شدن المیرا شریفیمقدم با کارکنان شرکت پست، نانوایان، راهبران اتوبوسهای شهری و مترو، بازاریان، کارکنان مرکز ۴۰۳۰، نیروهای امدادی و خدماترسان و... نیز لحظات جذابی از گرایش به زندگی و تلاش مردم برای کمک به یکدیگر و روشن نگهداشتن چراغهای کشور را در «سپیدار» به مردم سراسر ایران مخابره کردند. تدوین خوشریتم و زمان کوتاه (کمتر از بیست دقیقه) این مستند که تعمدا از پرحرفی پرهیز میکند نیز از نقاط قوت برجسته آن است.
بیگانگان
سریال «بیگانگان» یکی از انتخابهای متناسب تلویزیون برای پخش در روزهایی است که فضای عمومی جامعه تحتتأثیر اخبار جنگ و تحولات منطقهای قرار دارد. این مجموعه به کارگردانی راما قویدل، در قالب یک درام حادثهای، با رگههای پررنگ سیاسی و امنیتی، تلاش میکند قصهای پرافتوخیز را در دل یکی از پرچالشترین بسترهای معاصر روایت کند که بخشی از ماهیت تروریستیترین گروهک معاصر جهان، یعنی داعش و مواجهه نیروهای مقاومت با این فرقه را به درام تبدیل میکند. «بیگانگان» در سطح روایت، داستانی درباره انتخاب است؛ انتخاب میان ماندن و رفتن، میان فردیت و مسئولیت، و میان آسایش شخصی و تعهد اجتماعی. شخصیت اصلی سریال، در مسیری قرار میگیرد که او را از یک زندگی عادی به موقعیتی بحرانی و سرنوشتساز میکشاند. همین دوگانگیهاست که به قصه عمق میدهد و آن را از یک روایت صرفا شعاری دور میکند. در روزهایی که اخبار منطقه و درگیریها بار دیگر ذهن مخاطب ایرانی را درگیر کرده، انتخاب سریالی با محوریت مواجهه با تروریسم و جریانهایی مانند داعش، انتخابی مناسب به نظر میرسد. این همزمانی باعث شد «بیگانگان» نه فقط یک اثر نمایشی، بلکه نوعی بازتاب دراماتیک از واقعیتهای پیرامونی تلقی شود؛ روایتی که برای مخاطب، آشنا و قابل لمس است. از سوی دیگر، پرداختن به محور مقاومت در بستر یک داستان شخصی، به سریال این امکان را داده که از کلیگویی فاصله بگیرد و مخاطب، بهجای آنکه صرفا با مفاهیم کلان و انتزاعی مواجه باشد، این مفاهیم را در بستر زندگی شخصیتهای واقعی جاری مییابد. در بعد روایی نیز، راما قویدل تلاش کرده با حفظ ریتمی متعادل، داستان را پیش ببرد؛ نه آنقدر کند که مخاطب را خسته کند و نه آنقدر شتابزده که فرصت پرداخت شخصیتها از دست برود. تجربه او در ساخت آثار تلویزیونی، در اینجا نیز به کمک آمده و باعث شده «بیگانگان» از نظر روایت، ساختاری منسجم و قابل پیگیری داشته باشد؛ هرچند سریال از بودجه محدودی برخوردار بوده و طبعا بخش زیادی از صحنههای اکشن را با مختصات بسیار کوچکی تولید کرده است. در این مجموعه تلویزیونی، محمد نادری که غالبا با ایفای نقشهای کمدی به یاد آورده میشود، اجرایی قابل قبول و جدی را مقابل دوربین برده است.
میداندار
برنامه «میداندار» از جمله تولیدات مناسبتی شبکه3 سیماست که در روزهای پرالتهاب اخیر، تلاش کرده تصویری زنده و میدانی از حالوهوای جامعه ایران ارائه دهد. این برنامه با ساختاری ترکیبی و حالوهوایی که به یک مجله تصویری متنوع، بر پایه حضور مردم در خیابانها و تجمعات شبانه شکل گرفته، سعی دارد روایتگر نوعی همبستگی جمعی در بزنگاههای حساس باشد.
در روزهایی که کشور با شرایط خاص و فضای جنگی روبهروست، یکی از مهمترین جلوههای اجتماعی، حضور پرشور مردم در خیابانها و اعلام حمایت از کشورشان بود. «میداندار» این حضور را بهعنوان نقطه مرکزی روایت خود انتخاب کرده و با اتصال نقاط مختلف پایتخت و شهرهای دیگر، تصویری گسترده از این همراهی عمومی به نمایش گذاشته است؛ حضوری که بیش از هر چیز، نشاندهنده نوعی همدلی و همسرنوشتی در میان اقشار مختلف جامعه به شمار میرود.
اجرای ژیلا صادقی در هدایت این برنامه و شکلگیری لحن و فضای منحصربهفرد حاکم بر «میداندار» نقش مهمی را ایفا میکند. این مجری باسابقه تلاش کرده با اجرایی کنترلشده، میان آیتمهای متعدد و ارتباطهای زنده با نقاط مختلف کشور، انسجام ایجاد کند.
اگرچه در یکی دو مورد، زیادهرویهایی از سوی او در بیان عبارات رخ داد و در فضای مجازی هم بازتاب پیدا کرد، اما درمجموع، عملکرد صادقی را میتوان قابلقبول و متناسب با اهداف این برنامه زنده ارزیابی کرد.
«میداندار» با تکیه بر گزارشهای میدانی و ارتباط با نقاط مختلف پایتخت و شهرهای پرتعداد سراسر کشور، سعی کرده تنوع نگاههایی را که در این ایام حول مفهوم وطندوستی شکل گرفته، به تصویر بکشد. از نسلهای مختلف تا گروههای اجتماعی گوناگون، همگی در قاب این برنامه بهعنوان اجزای یک کل منسجم دیده میشوند که بر پایه احساس تعلق و مسئولیت نسبت به کشور تعریف شدهاند. «میداندار» در مسیر بازنمایی مواضع مردم و نمایش جلوههای وطندوستی، به یکی از برنامههای درخورتوجه این روزهای تلویزیون تبدیل شده و با وجود دشواریهای تولید زنده، توانسته در فضای عمومی کشور اثرگذار باشد.
روشنایی شب
سریال «روشنایی شب» از جمله تولیدات درخورتوجه این روزهای تلویزیون است که از شبکه یک سیما روی آنتن رفته و در قالب یک درام امنیتیاطلاعاتی، تلاش میکند مخاطب را به دل یکی از پیچیدهترین لایههای نبردهای معاصر ببرد. این مجموعه، به کارگردانی محمود معظمی، با تکیه بر تعلیق و روایتهای پلیسی پرافتوخیز، سعی دارد تصویری متفاوت از جنگی ارائه دهد که نه در میدانهای کلاسیک، بلکه در سایه و سکوت جریان دارد. «روشنایی شب،» با الهام از پروندههای واقعی، از یک عملیات ضدتروریستی آغاز میشود و رفتهرفته تصویر خرابکاری بزرگتر و کار نیروهای امنیتی سختتر میشود. قصه این مجموعه تلویزیونی، مخاطب را در مسیر کشف لایههای پنهان این تهدیدها پیش میبرد و نشان میدهد که امنیت، حاصل تلاش نیروهایی است که اغلب در گمنامی عمل میکنند. پخش این سریال در روزهایی که فضای عمومی جامعه تحتتأثیر تحولات و تهدیدهای بیرونی قرار دارد، انتخابی هوشمندانه است و «روشنایی شب» بهنوعی بازتاب دراماتیک همان ایستادگی و اقتداری است که مردم ایران در برابر هرگونه وطنفروشی به نمایش گذاشتهاند. در بخش بازیگری، حضور چهرههای شناختهشدهای چون رؤیا نونهالی و مهدی فخیمزاده به سریال وزنی ویژه داده است. ترکیب این دو بازیگر، تا حدی یادآور فضای سریال ماندگار «خواب و بیدار» است؛ بهویژه آنکه نونهالی هم در نقش یک جاسوس زبده و مرموز ظاهر شده و بار دیگر تواناییاش در ایفای نقش آنتاگونیست پیچیده را به نمایش گذاشته است. یکی دیگر از نکات درخور توجه «روشنایی شب»، تصویرسازی از مأموران اطلاعاتی و امنیتی زن است؛ انتخابی جسورانه که هم به تنوع شخصیتها کمک کرده و هم کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد. این تصمیم، سریال را از کلیشههای رایج فاصله داده و امکان پرداختی تازهتر به نقش زنان در موقعیتهای حساس امنیتی را فراهم کرده است. بدین ترتیب، «روشنایی شب» با اتکا به داستانی پرحادثه، بازیگران توانمند و موقعیتسنجی هوشمندانه در زمان پخش، توانسته توجه مخاطبان را جلب کند.
من ایرانم
برنامه «من ایرانم» به احتمال قریب به یقین، مهمترین و پربسامدترین محصول گفتوگومحور تلویزیون در ایام جنگ رمضان است؛ برنامهای که موفق شده انسجام مضمون را در میان تنوع گسترده گفتوگوها حفظ کند و تصویری روان و قابل فهم برای عموم مردم را از دغدغهها و امیدهای ملی ارائه دهد. این برنامه، با دعوت از چهرههای برجسته سیاسی، فرهنگی و هنری، طیف وسیعی از مخاطبان را درگیر کرده و نشان داده که تلویزیون میتواند در شرایط حساس کشور، به بستری برای گفتوگوی ملی و وحدتگرایانه تبدیل شود. تنوع مهمانان و حفظ یکدستی در همه گفتوگوها، نقطه قوت «من ایرانم» است؛ از چهرههای سیاسی تراز اول کشور مثل سیدعباس صالحی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) و عزتا... ضرغامی (رئیس اسبق سازمان صداوسیما و وزیر پیشین گردشگری) گرفته تا بازیگرانی از جمله مجید واشقانی و آرمان درویش. تنوع مهمانان به «من ایرانم» این امکان را داده که مسائل روز کشور را از زاویههای متفاوت بررسی کند و در عین حال، با لحنی ملی و مسئولانه، حس همبستگی و تعلق به وطن را در مخاطب تقویت نماید.
اجرای این برنامه بر عهده محمدرضا شهیدیفر است؛ چهرهای که عموم مخاطبان تلویزیون او را با اجراهایش در جشنواره فیلم فجر و ساخت برنامه پرمخاطب «پارک ملت» میشناسند. شهیدیفر در «من ایرانم» با هدایت تقریبا بدون خطا و مؤثر گفتوگوها، توانمندی خود در مدیریت یک تاکشوی اثرگذار را به خوبی نشان داده است. این روزها فضای مجازی پر شده از بریده ویدئوهای این برنامه که با مقیاسی گسترده توسط مردم مشاهده میشوند. بخشهایی از برنامه که شامل تحلیلهای مهمانان و گفتوگوهای ملیگرایانه است، به سرعت در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بهنوعی تأثیرگذاری برنامه فراتر از قاب تلویزیون رسیده است.