شکیبا افخمی راد| امیراطهر سهیلی، مستندساز و فیلم ساز مشهدی، درست در روزهایی که فیلم برداری دومین فیلم بلند سینمایی خود با عنوان «کاکالوتی» در ژانر کودک و نوجوان را به پایان رسانده و در تدارک اکران آن بود، با آغاز جنگ رمضان روبه رو شد. در چنین شرایطی، او ترجیح داد به جای ماندن در فضای تولیدات معمول سینمایی، به دل بحران برود و با دوربین خود، روایتگر لحظات و واقعیت هایی باشد که کمتر دیده می شوند. سهیلی از همان روزهای ابتدایی، سفر به شهرهای مختلف درگیر در جنگ را آغاز کرد؛ از تهران و اصفهان و شیراز گرفته تا میناب، یزد، کرمان و مشهد. او در این مسیر، بدون تکیه بر حمایت های مالی رسمی، تلاش کرده است با تولید آثار مستند و داستانی، سهمی در ثبت و بازنمایی این برهه حساس تاریخی داشته باشد. گفت وگوی پیش رو، روایتی است از نگاه او به نقش هنرمندان در جنگ، وضعیت رسانه در ایران، چالش های تولید در شرایط بحران و انتقادهایی که به ساختار مدیریتی حوزه فرهنگ و رسانه دارد.
نگاه های متفاوت هنرمندان
سهیلی در ابتدای صحبت هایش، هنرمندان را بر اساس نوع رویارویی شان با جنگ به دو دسته تقسیم می کند. به گفته او گروهی از هنرمندان علاقه مندند در بازه زمانی جنگ درباره خود انسان صحبت کنند؛ چون بر این باور هستند که بلوغ فردی، در نهایت به بلوغ اجتماعی و تحول جهان منجر می شود. در مقابل، گروهی دیگر از هنرمندان ترجیح می دهند به دل ماجرا بروند و از متن اتفاقات، روایت خود را بسازند.
این تقسیم بندی به وضوح در میان سینماگران نیز دیده می شود؛ برخی با فاصله گذاری و نگاه انسانی به موضوع می پردازند و برخی دیگر، واکنشی سریع و مستقیم به وقایع نشان می دهند.سهیلی برای روشن تر شدن تفاوت این دو رویکرد، به اختلاف نظر میان ابراهیم حاتمی کیا و مرحوم عباس کیارستمی اشاره می کند؛ جایی که یکی از دل جبهه سخن می گوید و دیگری از اهمیت جزئیات زندگی روزمره. سهیلی تأکید می کند: «هر هنرمندی نگرش خودش را دارد و باید به هر دو نگاه احترام گذاشت.»
این مستندساز با تأکید بر ماهیت شخصی هنر، یادآور می شود که نمی توان از همه هنرمندان انتظار داشت در شرایط جنگی اثر تولید کنند یا موضع مشخصی بگیرند. به نظر او، کسی حق ندارد هنرمندان را بازخواست کند که چرا در این ایام کاری خلق نکرده اند.با این حال، سهیلی میان هنرمندان مستقل و افرادی که در قالب ساختارهای رسمی فعالیت می کنند تفاوت قائل می شود و می گوید: «کسانی که برای تولید اثر حقوق می گیرند، در چنین شرایطی وظیفه دارند کار کنند.»
جنگ رسانه ای؛ نبردی که سال هاست جریان دارد
سهیلی جنگ امروز را فقط یک درگیری نظامی نمی داند، بلکه آن را ادامه یک «جنگ رسانه ای» طولانی مدت توصیف می کند. او معتقد است این نبرد از 1400 سال پیش آغاز شده است و همچنان ادامه دارد.به گفته این فیلم ساز، ما در سال های اولیه ظهور اسلام به واسطه معجزه بودن کتابت و نوشتن در جنگ رسانه ای برنده بودیم. اما در ادامه با تضعیف این جریان و ایجاد شکاف های فرهنگی، به تدریج قدرت رسانه ای کاهش یافت و این روند تا امروز ادامه پیدا کرده است.
سهیلی با نقل صحبتی از بهرام بیضایی بیان می کند: در قرون چهارم تا دهم، ترکیب فرهنگ ایران و اسلام، چنان شکوهی داشت که چهره هایی چون ابوریحان بیرونی و فارابی ظهور کردند. از همین رو عثمانی ها تصمیم گرفتند میان عرب و عجم اختلاف ایجاد کنند تا بتوانند رسانه آن ها را محدود کنند.
نقد صریح به مدیریت رسانه
یکی از محورهای اصلی صحبت های سهیلی، انتقاد از مدیریت رسانه ای در کشور است. او معتقد است: «ما جنگ رسانه را نه به دشمن، بلکه به مدیریت اشتباه باختیم.»
او با طرح این سؤال که چرا مخاطب نمی تواند به جای تماشای شبکه های خارجی و معاند، برنامه های شبکه خراسان را ببیند ادامه می دهد: یک شبکه معاند با مدیریت هدفمند و برنامه ریزی شده، توانسته مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد. این درحالی است که شاید بسیاری از نهادهای رسانه ای کشورمان بیشتر از این شبکه بودجه در اختیار دارند.این فیلم ساز معتقد است خروجی های رسانه ای ما با ظرفیت های مالی و نهادی در داخل کشور، تناسبی ندارند.
تجربه ای از دل میدان
سهیلی در ادامه، به تجربه شخصی خود در روزهای جنگ اشاره می کند و می گوید: من به عنوان کسی که یکی از ابزارهای رسانه را بلدم، از روز دوم جنگ با حضور در شهرهای مختلف، تلاش کردم با امکانات محدود، اثر تولید کنم.او افزود: ساخت کار تصویری و سینمایی نیازمند هزینه و بودجه است، با این حال من تا به امروز چندین اثر با هزینه شخصی خودم ساختم و از هیچ کس مطالبه پول نکردم.با این حال، سهیلی از نبود حمایت مؤثر گلایه دارد و بیان می کند: در دوران جنگ 12 روزه من و گروهم چندین اثر تولید کردیم که حتی یکی از این آثار در جشنواره «ایران من» به عنوان بهترین کار انتخاب شد، اتفاقی که نشان می دهد من وظیفه خودم را در ایام جنگ می دانم، اما آیا پس از این فعالیت ها، از این ظرفیت استفاده شد؟ آیا کسی تماس گرفت و گفت این مسیر را ادامه بده یا باز خود ما دنبال مسئولان راه افتادیم؟
حضور در میناب
یکی از بخش های مهم فعالیت های سهیلی در دوران جنگ رمضان، حضور در میناب و بررسی میدانی اتفاقات بوده است. این فیلم ساز می گوید: «وقتی شایعات مختلفی درباره آنچه رخ داده بود مطرح شد، تصمیم گرفتم خودم به آنجا بروم و واقعیت را ببینم.»به گفته او، این تجربه نشان داد که فاصله میان روایت های رسانه ای و واقعیت میدانی می تواند قابل توجه باشد و همین مسئله، ضرورت تولید محتوای دقیق و مستند را دوچندان می کند.سهیلی از تکراری و کلیشه ای بودن برخی تولیدات رسانه ای نیز انتقاد می کند. او که باور دارد بسیاری از آثار، صرفا به بازگویی اتفاقات می پردازند، بیان می کند: اینکه فقط نشان دهیم کجا مورد حمله قرار گرفته، کافی نیست؛ ما قرار نیست گزارش کار حملات اسرائیل و آمریکا را در آثارمان نشان دهیم، ما باید روایت خودمان از وقایع را بسازیم. به باور او، رسانه های موفق، به جای تمرکز صرف بر آسیب ها، روایت هایی هدفمند و اثرگذار تولید می کنند. سهیلی یادآور می شود: منی که الان وسط جنگ هستم نباید بروم از آوار فیلم برداری کنم. وظیفه من به تصویر کشیدن زندگی و شور آدم هاست، نه خرابی ها و آوارها.این مستندساز، انگیزه خود از حضور در میدان را نیز چنین توضیح می دهد: من به شهرهای مختلف از جمله میناب رفتم تا اگر سال ها بعد فرزندم از من پرسید در این برهه تاریخی چه کرده ام، پاسخی برایش داشته باشم. او تأکید می کند که حتی یک اقدام کوچک نیز می تواند در ثبت تاریخ و انتقال حقیقت مؤثر باشد.
نیاز به آثار حماسی و الهام بخش
سهیلی در بخش دیگری از صحبت هایش، به صراحت از مسئولان فرهنگی انتقاد می کند. او می گوید بعد از آنکه چندین اثر با هزینه شخصی خودش ساخته، برای ساخت یک اثر داستانی با محوریت جنگ رمضان به سراغ مسئولان رفته، اما حمایت لازم از سوی نهادهای مرتبط صورت نگرفته و حتی در مواردی پاسخی دریافت نکرده است. به باور این فیلم ساز یکی از دلایل اصلی ضعف در حوزه رسانه، همین حمایت نکردن هدفمند و تخصیص نادرست منابع است.او بر اهمیت اعتماد به هنرمندان و پرهیز از نگاه های محدودکننده تأکید می کند و می گوید: امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که به هنرمندان اجازه داده شود آزادانه فکر کنند و تولید اثر داشته باشند.سهیلی همچنین باور دارد جامعه امروز نیازمند آثار حماسی و الهام بخش است؛ آثاری که بتوانند روحیه ملی را تقویت کنند و در عین حال، تصویری واقعی و زنده از زندگی مردم در دل بحران ارائه دهند.