مریم دهقان
خبرنگار
همه ما خوب می دانیم که روز دختر امسال با سال های گذشته متفاوت است و اگر از دخترهای دهه نودی نیز بپرسید، خوب می دانند که کادوی روز دختر امسال و تبریک بزرگ ترها، رنگ وبوی دیگری دارد. از میان دلایلی که باعث شد تمام کشور پرچم های عزای خود را قبل از رسیدن محرم و صفر، روی درودیوار شهر نصب کند، شهادت دخترکان معصوم مدرسه شجره طیبه میناب بود که جزو غم بارترین جنایات وحشیانه آمریکایی صهیونی به شمار می رود؛ جنایتی که اشک هر انسان آزاده ای را جاری ساخت و درمقابل، این عزاداری های سراسری در کشور، سعی کرد با پدران و مادرانی که دیگر فرزندانشان را ندارند تا بعد از مدرسه در آغوش بگیرند، همدردی کند. به دنبال این از دست دادن های جانکاه و فرارسیدن ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر و آغاز دهه کرامت، مراسم روز دختر امسال نیز به طور ویژه به یاد دختران میناب در عرصه میدان شهدای مشهد با عنوان «بعثت دختران مشهدالرضا(ع)» برگزار شد تا بعد از اجتماع در این میدان، دخترانی که گل به دست داشتند، همراه مادران خود پای پیاده به سمت حرم حضرت رضا(ع) گام بردارند و در ویژه برنامه «گلباران دختران خورشید» شرکت کنند و فریاد خون خواهی شهادت 168گل پرپرشده را سر بدهند و نایب الزیاره شهدای کوچک میناب باشند.
امروز با دل شکسته به میدان آمدیم
عرصه میدان شهدا پر از دخترهای دهه نودی و دهه هشتادی است که برخی پرچم ایران، برخی عکس دختران شهید میناب و برخی تصویر رهبر شهید یا رهبر معظم انقلاب را در دست دارند. عده ای به صورت گروهی و با همراهی مسجد محله و برخی دیگر با خانواده آمده اند. درمیان این اجتماع، می شود زائرانی را هم دید که از مراسم مطلع شده و خود را به میدان رسانده اند. مطهره ده ساله که کلاس پنجم ابتدایی است، یکی از دخترهای مشهدی است که همراه گروه بسیجی مسجد محله شان آمده و خیلی هم خوش سروزبان است. وقتی از او می پرسیم دلیل آمدنت به این مراسم چیست، به گونه ای جوابمان را می دهد که متعجب می شویم. او می گوید: امروز روز دختر است و ما قرار است خود را به گلباران حرم امام رضا(ع) برسانیم. امروز با دلی شکسته به اینجا آمدیم؛ چون می دانیم که هیچ مادری دلش نمی خواهد حتی یک خار به پای بچه اش برود، ولی در میناب، دشمن کاری کرد که خیلی از پدر و مادرها، فرزندانشان را از دست دادند. سال گذشته خبری از جنگ نبود اما امسال، ما به یاد دخترانی به اینجا آمده ایم که دیگر بین ما نیستند. مطهره ادامه می دهد: آمریکا فکر می کند این تجمعات، هوش مصنوعی است و ما برای حضورمان، پول می گیریم یا سهمیه بنزین دریافت می کنیم اما این ها دروغ هایی است که اینترنشنال پخش می کند و عده ای که در خیابان نیستند، آن ها را باور می کنند، در حالی که من امروز به عرصه میدان شهدا آمده ام تا بگویم ما اجازه نمی دهیم دشمن خیال بد درباره کشور ما کند و همچنان خیابان ها را خالی نمی گذاریم.
پشت وطن میمانیم
بسیاری از دخترها با لباس مدرسه و همراه هم کلاسی و معلم هایشان به عرصه آمده اند. یکی از آن ها نگین دوازده ساله است که در مقطع متوسطه اول درس می خواند و روی مقنعه خود پرچم ایران را مانند سربند بسته است. او می گوید: امروز به یاد دختران میناب به عرصه میدان شهدا آمدیم تا یادشان را زنده کنیم؛ اینکه خانواده هایشان بدانند ما همراه و پشتیبان آن ها هستیم و راهشان را ادامه می دهیم. نگین به پرچم سه رنگی که روی مقنعه خود دارد، اشاره می کند و ادامه می دهد: دختران میناب، مظلومانه زمانی که در مدرسه بودند و داشتند درس می خواندند، با بمب و موشک های دشمن شهید شدند. ما هم دختران این سرزمین هستیم و آن ها هم کلاسی های ما بودند. پرچم را روی مقنعه ام گذاشتم تا بگویم ما به یادشان هستیم و به خاطر آن ها از این پرچم دفاع می کنیم تا نشان بدهیم که پشت خاک وطن می مانیم و از هموطنان خود دفاع می کنیم.
ما پای کار ایران هستیم
میان جمعیت می شود زائرانی را هم دید که تازه به مشهد آمده اند تا در ایام ولادت حضرت معصومه(س) به زیارت مرقد برادرشان امام رضا(ع) بروند. خانمی با چمدان قرمزی که در دست دارد، همراه چند دختر جوان در خیابان آیت ا... شیرازی، جمعیت را همراهی می کنند. به سراغشان می رویم و خوشامد می گوییم. یکی از دخترها که حاضر می شود با ما صحبت کند، جلو می آید. فاطمه زهرا که اهل اهواز است، تازه وارد بیستمین سال زندگی خود شده است و می گوید: ما تازه آمده ایم و سوئیتی که اجاره کردیم، اطراف میدان شهداست. صدای بلندگوها را که شنیدیم، لباس پوشیدیم و آمدیم. گفتیم هم زیارت می آییم و هم در تجمع شرکت می کنیم.
فاطمه زهرا که با صدای موشک و جنگنده آشناست، تعریف می کند: شهر ما همیشه مورد حمله قرار می گرفت و صدای موشک قطع نمی شد. دختران میناب هم که شهید شدند، نشان داد که دشمن به هیچ کسی رحم نمی کند. امروز حضور ما در این اجتماع، بسیار مهم است تا ترامپ و همه دشمنانمان، بدانند ما پای کار ایران هستیم؛ به همین خاطر به خیابان آمدیم تا دشمن از قدرتمان بترسد و بداند که ما مردم کنار هم هستیم. همین حضور همیشگی ما، باعث شده ترامپ بترسد و نداند چه بگوید و هر روز حرفش را تغییر بدهد. این دختر اهوازی که شاید بیشتر از ما مشهدی ها، حال وهوای جنگ را تجربه کرده باشد، ادامه می دهد: امسال دختران ایران در میناب شهید شدند و به همین دلیل، مراسم روز دختر امسال با تمام سال های قبل، متفاوت است.
ما دختران ایران امام رضاییم
مائده پانزده ساله با پرچم ایرانی که در دست دارد، به نشانه پیروزی و یاد رهبر شهید، مشتش را گره می کند تا از او عکس بگیریم. او همراه مادرش به سوی حرم گام برمی دارد و در گفت وگو با ما می گوید: من برای بیعت با رهبر عزیزم، در سالروز تولد حضرت معصومه(س) اینجا آمدم تا مثل خیلی از دخترهای دیگر در مراسم گلباران حرم شرکت کنم. او که شب گذشته از طریق تلویزیون متوجه مراسم شده و امروز آمده تا به یاد دختران شهید میناب در عرصه میدان شهدا حضور یابد، می گوید: امروز به خاطر ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر برای همه دختران ایران مهم است. من وظیفه خودم می دانستم که به خاطر شهدای میناب که همه آن ها دختران ایران هستند، به اینجا بیایم و این روز را از طرف خودم و دختران میناب به امام عزیزمان تبریک بگویم. مائده دلیل حضورش را این گونه شرح می دهد: ما همه دختران ایران امام رضا(ع) هستیم و آمده ایم تا با حضورمان از کشور دفاع کنیم. امروز ما به خاطر دخترهایی به میدان آمدیم که شهید شده و به بهشت رفته اند. ما به جای آن ها آمدیم تا یادشان را زنده کنیم.
دفاع از وطن با درس خواندن
سوگند پانزده ساله، یکی دیگر از دختران مشهدی است که امسال خود را ملزم به حضور در ویژه برنامه «گلباران دختران خورشید» کرده است. او سال های گذشته تصمیم چندان جدی برای حضور در برنامه های روز دختر نداشته اما به گفته خودش، امسال حضور هر دختر در چنین روزی، بسیار مهم است. ادامه می دهد: وقتی متوجه مراسم شدم، با خودم گفتم حتما باید بیایم تا ثابت کنم که این خاک، وطن من است و باید از آن دفاع کنم. سوگند، حضورش در خیابان را یکی از روش های دفاع از کشور می داند اما این نکته را هم اضافه می کند که درس خواندن و تقویت خودش در این حوزه، بهترین دفاع از ایران می تواند باشد تا با ادامه تحصیل و تخصص، به پیشرفت کشور کمک کند. او که رشته کامپیوتر را انتخاب کرده و تصمیم گرفته است در آینده رشته «امنیت سایبری» را در دانشگاه ادامه دهد، می گوید: من تا آخرین قطره خونم از کشورم دفاع می کنم. می توانم با این رشته در حوزه تکنولوژی و نرم افزاری، خودم را قوی کنم تا بتوانم با تخصصم به پیشرفت ایران، کمک کنم.
ما نسل آینده انقلابیم
زینب هم که با لباس مدرسه به مراسم آمده است، 12سال دارد و از طریق کانال محله، متوجه اجتماع شده است: «وقتی خبر امروز را داخل کانال گذاشتند و اعلام کردند این مراسم ویژه دختران دههنودی است، بدون معطلی همراه خانواده و خواهرانم به اینجا آمدم تا در این اجتماع به دشمن آمریکاییصهیونی بگوییم ما نسل آیندهایم که میتوانیم شما را با علم و دانش خود، نابود کنیم. من امروز بهعنوان یک دختر دههنودی، پای این انقلاب هستم و آمدهام تا با حضورم، انتقام دختران میناب را بگیرم و این را به امامرضا(ع) قول میدهم.»
امسال، همه ما غم داریم
تقریبا به انتهای مسیر راهپیمایی رسیدهایم و میتوان گنبد طلایی حرم امام هشتم(ع) را دید. دختر شیرینزبان دیگری که سنوسالش به شهدای میناب میرسد، پرچم ایران و شاخهای گل در دست دارد و مصمم درباره حضورش میگوید: وقتی خبر شهادت کودکان میناب را شنیدم، حالم بد شد. به قدری از ترامپ عصبانی شدم که دلم میخواست با دستهای خودم خفهاش کنم.
فاطمهحلما که 9سال بیشتر ندارد، میگوید: امروز بهخاطر دخترهای میناب به خیابان آمدم تا به اسرائیل بگویم هیچ غلطی نمیتواند بکند. الان وقت آن است که ما مردم ایران دست به دست هم بدهیم و دست اسرائیل را از دنیا کوتاه کنیم تا نابود شود.
فاطمهحلما برایمان از روز دختر سال گذشته میگوید که مادر و پدرش برایش هدیه گرفتند و همراه آنها به حرم امامرضا(ع) آمده و در مراسم پارسال شرکت کرده بود. او ادامه میدهد: امسال همه ما بهخاطر دختران میناب غم داریم. من هم خوشحال هستم و هم ناراحت؛ خوشحالم به خاطر روز ولادت و ناراحتم برای اینکه میدانم پدر و مادرهای بچههای میناب هم مثل مادر من دوست داشتند امسال برای دخترهایشان کادو بگیرند ولی کنارشان نیستند.
امروز، روز خوانخواهی کودکان میناب است
در ضمن گفتوگو با دختران دههنودی و هشتادی بهسراغ مادران هم میرویم. زینب باقی که همراه دخترش به مراسم آمده است، وقتی میخواهد درباره دختران میناب صحبت کند، ناخودآگاه اشک، میهمان چشمهایش میشود: «من یک مادر هستم، از وقتی بچههای میناب شهید شدهاند، روضه حضرت علیاصغر(ع) را بهتر درک میکنم. فقط از خدا میخواهم به مادران بچههای میناب، صبر بدهد و امروز تنها خواستهام از امامرضا(ع) همین بود.» باقی ادامه میدهد: لحظهای که خبر شهادت این دانشآموزان را شنیدم، خیلی غصه خوردم، تاحدیکه کمرم گرفت و 10جلسه فیزیوتراپی رفتم. امروز هم بههمراه دخترم در این مراسم شرکت کردم و فقط میخواهم امروز که روز دختر است، روز خونخواهی بچههای میناب باشد. از مسئولان میخواهم بهراحتی از خون این کودکان مظلوم و دیگر شهدایمان نگذرند.
باقی که همسرش نظامی است، بهخاطر شغل همسرش چندسالی را در یکی از شهرهای مرزی سیستانوبلوچستان زندگی کرده است. او درباره اهمیت امنیت و آرامش کشور میگوید: من بهخاطر شغل همسرم، هفت سال در سراوان زندگی کردم و چون در شهری زندگی کردم که هر لحظه خبر شهادت یکی از همکاران یا همسایگانمان را میدادند، قدر آرامش و امنیت را بیشتر میدانم. من ناامنی را با تکتک سلولهای وجودم، حس کردم. ازطرفی بیتابی مادران میناب را تاحدی متوجه میشوم. دخترم تب 39درجه داشت؛ وقتی او را در آن وضعیت دیدم، به قدری حالم خراب شد که نتوانستم طاقت بیاورم و همسرم به کمکم آمد و امروز نمیدانم پدر و مادرهایی که بچههایشان شهید شدند، چه حالی دارند.