چرا پایتخت هنر و فرهنگ خراسان‌زمین را آن‌قدرها که باید، نمی‌شناسیم

هرات؛ خواهر غریب مشهد

کمال خجندی| قطعا گوشتان با واژه خواهرخواندگی شهرها آشناست و جالب است بدانید مشهد، 15 خواهرخوانده دارد؛ نزدیک‌ترین و تاریخی‌ترین‌شان «هرات» است که در فاصله 360 کیلومتری از این شهر، در محدوده کشور افغانستان قرار گرفته است. شهری که بین دیگر خواهرخوانده‌ها، حسابی غریب است به‌ویژه در نزد مشهدی‌ها. کشور همسایه‌مان افغانستان در تقویم خودش، 25 حمل یا همان واپسین روزهای فروردین ماه را «روز ملی هرات» نامیده است، همین مناسبت را بهانه‌ای کردیم تا از  اشتراکات تاریخی که این دو شهر را به هم پیوند داده است، بیشتر بگوییم.

 

* بارگاهت در نشابور و مقام اندر هرات
از روزگاران باستان، خراسان تاریخی، چهار بخش داشته که هر کدام از این بخش‌ها، به مرکزیت شهری بوده است؛ مرکزیت این چهاربخش در خراسان شامل بلخ و مرو و نیشابور و هرات می‌شده و  انوری ابیوردی در بیتی از قصیده‌ای غرا که برای یکی از امیران خراسانی (مودود بن احمدالعصمی) سروده، به نام همین شهرها اشاره کرده است؛
جیش تو بادا به بلخ و جشن تو بادا به مرو
بارگاهت در نشابور و مقام اندر هرات
همچنین در وندیدادِ اوستا، در فرگرد نخست، نسک نهم آمده که: «ششمین سرزمین و کشور نیکی که من، اهوره‌مزدا، آفریدم، هَرُیو و دریاچه‌اش بود.» و هَرُیو، هریوا و هَری، همین هرات است. در یکی از پلکان‌های رو به مشرق کاخ آپادانا در تخت جمشید هم، سه مرد با شتری دوکوهان به تصویر کشیده شده‌اند و در کنارشان مردی است که پوست پلنگی را به همراه آورده است. لباس این چهار مرد و سربند سرشان نشان می‌دهد این سنگ‌نگاره، تصویر هیئتی است که از هرات، از خراسان، از ایران شرقی، راهی تخت جمشید شده‌اند.
هرات در همه تاریخ بلندش، از روزگاران باستانی تا همین امروزه‌روز، شهری آباد بوده است؛ آن‌قدر که دولت‌ نوپای تیموری، برای آنکه بتواند حاکمیتش را بر خراسان تثبیت کند، پایتختش را از سمرقند به هرات آورد. هرات پس از روزگار تیموری هم، پایتخت هنر و فرهنگ خراسان ‌زمین ماند.
در این میان، وجود بارگاه منور حضرت‌رضا(ع) در مشهد، میان این شهر و هرات، ارتباطات و اشتراکات ویژه‌ای را شکل داده است؛ به ویژه هنرمندان و شخصیت‌هایی که نام این دو شهر را به هم پیوند داده‌اند.


مجموعه‎‌ای کارگاه هنری به نام«دارالصنایع»
گوهرشاد، همسر شاهرخ‌شاه تیموری، زنی فرهیخته و فرهنگ‌دوست بود. او همه توان دولت تیموری را به کار گرفت تا مشهدالرضا(ع) را به شاهکارهای هنر معماری، مزین کند. او بهترین معماران را از هرات به مشهد فرستاد تا مسجدی فاخر در جوار حرم امام هشتم (ع) بنا کنند؛ همانند مسجدجامعی که در آنجا ساخته بودند. این مسجد امروز به «مسجد گوهرشاد» معروف است و بر ایوان رو به قبله آن، کتیبه‌ای به خط فرزند او، قرار گرفته است.
شاهرخ‌شاه و گوهرشاد، پنج پسرداشتند که همه آن‌ها اهل علم و هنر بودند؛ از جمع آن‌ها، «اُلُغ‌بیگ» سرآمد دانش ستاره‌شناسی بود و در رصدخانه سمرقند «زیج الغ‌بیگی» را تنظیم کرد. «بایسنغر» مجموعه‎‌ای کارگاه هنری برپا کرد به نام «دارالصنایع»؛ که در آن، هنر کاغذسازی( که ترکان سمرقندی در ساخت آن مهارتی ویژه داشتند) و دیگر هنرهای مرتبط با کتاب و کتاب‌آرایی مشق می‌شد؛ مهم‌ترینشان دو هنر نگارگری و خوش‌نویسی. بایسنغر و برادرش «ابراهیم»‌ (بعدها ابراهیم‌سلطان) هر دو سرآمد هنر خوش‌نویسی بودند. علاوه بر کتیبه ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد، «قرآن بایسنغری» نیز حاصل هنر بایسنغرمیرزا پسر سوم گوهرشاد است که بیشترین برگ‌های آن در گنجینه نفایس آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود. «شاهنامه بایسنغری» هم که شاهکار هنر نگارگری است در همان کارگاه‌های هنری هرات، فراهم آمده است. این، همان کتابی است که سده‌ای پیش از این، علامه «محمد قزوینی» در مقدمه آن، بخش‌هایی از مقدمه شاهنامه ازدست‌رفته «ابومنصوری» را یافت که یکی از کهن‌ترین متن‌های زبان فارسی است. شاهنامه بایسنغری جزو گنجینه‌های موزه ملی ملک است که به تمامی، وقف آستان قدس رضوی است. از ابراهیم‌سلطان، پسر دوم گوهرشاد هم قرآنی به‌جا مانده که به «قرآن ابراهیم‌سلطان» معروف است و برگ‌هایی از آن در گنجینه نسخ خطی آستان قدس رضوی نگه‌داری می‌شود.


شاگردی که آوازه‌اش، از نام استاد، فراتر رفت
در دارالصنایع هرات، نقاشان چرب‌دستی هم در مقام استاد حاضر بودند؛ نام‌دارترینشان «میرک نقاش» که سده‌ای پس از بایسنغر می‌زیست. او سرآمد هنرمندان هرات در روزگار خودش بود و آثاری نفیس از او در نگارگری و تشعیرباقی مانده است. نگارخانه میرک در مشهد، به نام همین هنرمند است. در مکتب هنری هرات البته میرک، نام پرتکراری است.میرک، شاگردی داشته به نام کمال‌الدین، که خیلی زود آوازه نامش، از آوازه نام استاد، فراتر می‌رود. «کمال‌الدین بهزاد» نه تنها در دولت تیموری که بعدها در دولت صفوی (و نیز در حکومت ازبک‌‌ها) سرآمد هنرمندان بود و هنر نقاشی ایرانی را متحول کرد و آثار فراوانی از خود به جا گذاشت که امروز، هر کدامشان، در موزه‌ای نگهداری می‌شود.


سرآمدان خوش‌نویسی در مشهد و هرات‌
دو «علی» هم هستند که سرآمدان خوش‌نویسی در مشهد و هرات‌اند. «سلطانعلی مشهدی» در مشهد به دنیا آمد، اما هنرش در هرات، در دربار سلطان حسین بایقرا شکوفا شد. «میرعلی هروی»که خاندانش از سادات حسینی بودند، اما در هرات به دنیا آمد و بعدها به مشهد کوچید و دوباره به هرات برگشت. سلطانعلی مشهدی تا هنگام مرگ در دربار سلطان حسین ماند و پس از درگذشت، پیکرش را به مشهد برگرداندند و در حرم مطهر رضوی، در صحنی که ترکان تیموری بنیان نهاده بودند، در صحن کهنه، در برابر پنجره پولاد به خاک سپردند. میرعلی هروی اما در روزگار حاکمیت ازبک‌ها به سمرقند رفت و به ناچار، همان‌جا ماند و در تنگ‌دلی و تنگ‌دستی درگذشت.میرعلی، با یک واسطه، شاگرد سلطانعلی بوده است.


خاندان‌هایی که پلی شدند میان هرات و مشهد
«خواجه شهاب‌الدین عبدا... مروارید بیانی» در همین سال‌ها در هرات به دنیا آمد؛ از خانواده‌ای خراسانی که معتقد بودند نسبشان به «خواجه نظام‌الملک توسی» می‌رسد. عبدا... مروارید، سرآمد خوش‌نویسان عصر خود بود که البته دستی هم در سیاست و حکمرانی داشت و در دولت «سلطان حسین بایقرا» به مقام صدارت رسید. او علاوه بر خوش‌نویسی (و شاعری و نوازندگی) نوآوری‌های فراوانی را هم در کار کتاب و کتابت، بنیان نهاد. ساخت کاغذ ابر و باد، یکی از آن‌هاست.«محمد میرک صالحی هروی» و برادرش «احمد میرک» خوش‌نویسان به نام سده دهم، نوه‌های همین عبدا... هستند.
عبدا... مروارید پسری هم داشت به نام «نورالدین محمد مومن» که او هم خوش‌نویس بود و استاد «سام‌میرزا» شاهزاده صفوی؛ که بعدها در هرات، حاکم خراسان شد و کتاب «تحفه سامی» را نوشت، درباره زندگی هنرمندان و شاعران خراسان.
عبدا... ، برادری هم داشت که در منطقه جام زیست و در تایباد، در مزار مولانا زین‌الدین ابوبکر تایبادی به خاک سپرده شد. خاندان مروارید در شرق خراسان از هرات تا مشهد پراکنده‌اند. «آیت‌ا... حسنعلی مروارید» عالم برجسته جهان تشیع و از مجتهدان صاحب‌نام مشهدی، از همین خاندان است.


از قلب خراسان به جوار حرم موسی‌الرضا(ع)
در کنار این نامداران، خاندان دیگری هم هست که پلی شده میان هرات و مشهد؛ اجداد «ملاحسین هروی»، از منطقه «ترین‌کوت» در ولایت «اُرزگان» افغانستان (در محدوده زابلستان تاریخی) به هرات، به قلب خراسان، آمده بودند. ملاحسین، در جوانی از هرات، به جوار حرم مطهر حضرت رضا(ع) کوچید و در مشهد ساکن شد و فرزندش «محمدکاظم» در 1255 قمری در همین شهر به دنیا آمد. 
محمدکاظم در مشهد بالید و در سبزوار و تهران کسب علم کرد و در نجف مقیم شد و در سالیان بعد، در قامت یکی از مجتهدان جهان تشیع، به «آخوند خراسانی» مشهور شد.
 آخوند خراسانی، صاحب کتاب «کفایه‌الاصول» به همراه «شیخ عبدا... مازندرانی» و «میرزا حسین خلیلی طهرانی» نقشی محوری در انقلاب مشروطه به عهده داشت. از آخوند، پنج پسر و یک دختر به جا ماند؛ میرزا مهدی، میرزا احمد، میرزا محمد، آقاحسین، آقاحسن و زهرا خانم.
مشهور است که آخوند، اخلاقش را برای میرزا مهدی، تقوایش را برای میرزا احمد و علمش را برای میرزا محمد به جا گذاشت. خاندان آخوند خراسانی، بعدها به خاطر کتاب برجسته پدرشان، نام خانوادگی «کفایی» را برگزیدند. شماری از فرزندان و نوادگان آخوند، زعامت حوزه علمیه خراسان را برعهده داشته‌اند و هنوز هم در زمره فضلای حوزه علمیه مشهد هستند.
«حسن کفایی»، کوچک‌ترین فرزند آخوند خراسانی به مجلس سنا و مجلس ملی هم راه یافت. باغ وکیل‌آباد از املاک میراثی او بود که توسط حاج‌حسین‌آقا ملک، خریداری شد و برای بهره‌برداری مشهدی‌ها در اختیار شهرداری قرار گرفت.«حمید کفایی»، فرزند میرزا احمد هم دو دوره نمایندگی مردم مشهد را در مجلس ملی برعهده داشت و برادرش «جعفر کفایی» دیگر نواده آخوند، در قامت دیپلمات، سال‌ها در وزارت خارجه، مشغول خدمت بود.


پل‌هایی در هیئت مزارات هرات
هرات، مزارهایی هم دارد که هرکدامشان پلی هستند که قلب خراسان تاریخی را به دیاری دیگر پیوند می‌دهند؛ مزار نورالدین عبدالرحمن جامی، شاعر زاده تربت‌جام و درگذشته در هرات، یکی از آن‌هاست؛ مزار «سلطان میرعبدا... واحد شهید» مشهور به «سلطان آقا» پدر حضرت عبدالعظیم حسنی، که حرمش به نام «شاه عبدالعظیم» در ری است، یکی دیگرشان.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->