حماسه مهندسان پس از بمباران!

احمد فاضل| ایران، پهندشت حماسه است؛ سرزمینی که تاریخش را نه با مرکّب که با عرق پیشانی و خون غیرت نوشته‌اند. از دیرباز چنین بوده‌ایم و چنین مانده‌ایم. اما در خوانش ما از حماسه، گاه دچار یک کادر بسته شده‌ایم؛ قهرمانان را در قامت اسطوره‌هایی دیده‌ایم با گرز و شمشیر و سپر، و میدان را تنها در غبار کارزار نظامی تعریف کرده‌ایم. حال آنکه حماسه، مفهومی است چندلایه؛ متنی است گسترده که هر صفحه‌اش، روایتی دیگر از ایستادن است.
در خوانش فرهنگی، حماسه را می‌توان «روایت مقاومت معنادار» دانست؛ مقاومتی که لزوما در هیئت جنگاور ظاهر نمی‌شود. گاه، قهرمان، نه در سنگر نبرد که در کارگاه ساخت و آزمایشگاه اندیشه، قد می‌کشد. او تیغ ندارد، اما سپر می‌سازد؛ تیر نمی‌افکند، اما راه تیر را می‌بندد. اینان، همان حماسه‌سازان خاموش‌اند که از هفت‌خان دشواری‌ها می‌گذرند تا صفحه‌ای دیگر بر دفتر افتخار ایران بیفزایند.
اگر میدان و دیپلماسی، امروز چنین عزت‌آفرین و احترام‌برانگیز شده‌اند، به پشتوانه‌ همین صفحات کمتردیده‌شده است؛ صفحاتی که باهم، کتاب قدرت ایران را شکل داده‌اند. این روزها، سخن از میدان، بسیار است و از دیپلماسی نیز، اما باید به آن فصل مغفول نیز بازگشت: فصل مهندسی، فصل ساختن، فصل ایستادن بر ویرانه و برخاستن به آبادانی.
در منطق مهندسی، هر بحران، یک «مسئله» است و هر مسئله، راه‌حلی می‌طلبد، اما آنچه مهندس ایرانی را از دیگران متمایز می‌کند، افزودن «غیرت» به «محاسبه» است. اینجا فقط اعداد و نقشه‌ها نیستند که تصمیم می‌گیرند؛ اراده‌ای در کار است که نمی‌پذیرد راه بسته بماند. دشمن، پل را می‌زند تا عبور را متوقف کند اما مهندس ایرانی، در کمترین زمان، نه‌فقط پل را بازسازی می‌کند، که «معنای عبور» را از نو تعریف می‌کند. خط ریل را می‌گسلند تا حرکت را از نفس بیندازند اما بازهم این دست‌های خلاق است که مسیر رفت‌وبرگشت را احیا می‌کند؛ چنان‌که گویی قطع مسیر، فقط مقدمه‌ای برای نمایش توانایی 
بوده است.
اینجا، مهندسی به یک کنش صرفا فنی فروکاسته نمی‌شود؛ به یک «کنش فرهنگی» بدل می‌شود. بازسازی جاده، فقط بازکردن مسیر تردد نیست؛ بازگرداندن امید به جریان زندگی است. احیای یک پروژه‌ بمباران‌شده، صرفا یک موفقیت اجرایی نیست؛ بیانیه‌ای است علیه اراده‌ تخریب. خبر راه‌اندازی دوباره‌ یک سازه، برای مردم، طعم پیروزی دارد و برای دشمن، مزه‌ شکست.
آنجا که رزمنده، در میدان نبرد، معجزه‌ ایستادگی را رقم می‌زند، مهندس نیز در میدان ساخت، اعجاز احیا را به نمایش می‌گذارد. این دو، دو روی یک حقیقت‌اند: تولید قدرت. و ایران، سرزمینی است که این قدرت را نه در یک حوزه که در تکثر میدان‌ها می‌آفریند.
جهان، بارها از این توانایی شگفت‌زده شده است و بازهم خواهد شد؛ چراکه ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ یک ظرفیت زاینده است برای خلق معنا و تولید قدرت. هرجا که نام ایران می‌آید، گویی واژه‌ها به احترام برمی‌خیزند تا دربرابر عظمتی بایستند که معادل دیگری برایش نمی‌توان یافت.
و این‌چنین، دفتر حماسه همچنان گشوده است؛ صفحه‌به‌صفحه، با دستان مردمانی که می‌دانند چگونه از دل ویرانی، آبادانی بیافرینند و از دل تهدید، فرصت بسازند. آینده نیز، بی‌تردید، ادامه‌ همین نوشتن است؛ نوشتنی به زبان ایمان، با قلم مهندسی، بر کاغذ تاریخ.

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->