غلامرضا بنی اسدی
کربلا همیشه برپاست. نه فقط در یک قطعه خاک که نینوایش میخوانند. نه در یک روز به نام عاشورا بلکه عاشورا زیباترین و پرشکوهترین و هنرمندانهترین خطی است که بسان «صراط مستقیم» فرانگاه همه انسانهاست و همه را به فرداهای روشن میخواند. روشنایی که مدام در افزایش است ذیل معرفت خوانی «ا... ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور». یعنی کسانی که به باور عاشورا رسیده و آن را فقط یک واقعه تاریخی نمیدانند، با انتخاب راه در سپهر امامت، تاریخ را هم به همراهی حقیقت وا میدارند و هر روز از روشنایی بیشتری در جان، بهره میبرند. به عکس آنان که به دریافت درست از عاشورا نمیرسند و گم کرده راه، در مسیری گام مینهند که تحت ولایت شیطان به جاده «ویخرجهم من النور الی الظلمات» میرسند و روشن است که این تاریکی در افزایش و ظلماتی که برپا میشود، چه جهنمی در جانها میسازد. برای فهم عاشورا، باید ایمانی کمال یافته به «مبدا و معاد» داشت. باید «نبوت» را با «امامت» پی گرفت بر اساس«عدالت» و الا به مقصد نمیرسیم هرچند هیچ راهی بیپایان نیست اما میتواند پایانش، جهنم باشد و در خوشبینانهترین حالت، بنبستی مردافکن و هراسانگیز که خود جهنمی دیگر است. باورمند کربلا اما راه را گم نمیکند. نگاه به شاخصها دارد و حتی شخصیتها را هم بدانها میسنجد و با آنان تا جایی همراه میشود که از شاخصها عبور نکنند. همین که از حدود و ثغور خارج شدند، رهایشان میکند و رفتار خود را با شاخصها که بسان آیات آشکار و بینات ماندگار است، تنظیم میکند. نظامسازیهای فردی و اجتماعی خود را هم با همین قاعده سازگار میکند و سازمان میدهد. نتیجه این حرکت یک نظام هوشمند و حساس است که کوچکترین عبور و عقبماندگی از شاخصها را تاب نمیآورد. که هر دو مصداقهایی از خارج شدن از نور و ورود به تاریکی است. امیدوارم ما را زیستن به سلوک حسینی، روزی شود تا شب و روزمان در صراط مستقیم روشنی باشد، انشاءا....