غلامرضا بنی اسدی
حر، یک نام نیست برای یک فرد حتی اگر آن فرد را با چندین و چند سوار برابر و شجاعترین فرد کوفه بدانند. حر، نماد یک مکتب است. مکتبی که بنبست را به رسمیت نمیشناسد و برای گنهکارانی که به راه برمیگردند هم در میگشاید و دیوار میشکند و آنان را در یک آغاز بشکوه قرار میدهد. حر، یعنی توجه داشته باشیم که گناهمان هر قدر هم بزرگ باشد، مغفرت الهی از آن بزرگتر است. یعنی توجه داشته باشیم که کار حر، بزرگترین گناهان بود. او راه را نه تنها بر حضرت حسین(ع)، که بر همه انبیا و اولیا از آدم تا خاتم بست که حسین یعنی همه پیامبران، یعنی همه حقیقت، یعنی همه حق. حر، سپهسالار لشکری بود که راه عصاره انبیا و اولیا را بسته بود اما وقتی بنبست شخصیتی خود را درهم شکست، خدا هم راه را بر او چنان باز کرد که سرانجامش سر نهادن بر آغوش سیدالشهدا بود؛ آغوش همه انبیا و اولیا! آن راه بستن و این به راه آمدن، یک بزرگراه به روی همه انسانها در همیشه زمان میگشاید که هرجا به توبه برخاستید، اولین قدم را که برداشتید، همه راه مانده را خداوند، خود به عهده خواهد گرفت. مهم این است که اهل توبه باشیم به معنای تام و تمام کلمه. اهل توبه باشیم و به قضای تکالیف برزمین مانده بپردازیم. توبه را زندگی و محیط زیست تکلیفی خود را از همه دیون بپیراییم. بدانیم که توبه فقط کلمه نیست که آنها را کنار هم بچینیم و«استغفرا... ربی و اتوب الیه» بگوییم و تمام. نه، این جمله مثل اذان است که باید ما را به نماز برساند. این جمله برای حر، آغاز نماز جهاد بود تا اویی که برای اولین بار راه بر حجت خدا بسته بود، اولین شهید راه خدا باشد. بله، توبه معنایی عملی دارد. این را باید بدانیم و برای همه قصورها و تقصیرهایی که درباره تکالیف، به ویژه حقالناس داشتهایم، به جبران همت کنیم تا به سعادتی برسیم که زیباترین و کاملترینش را جناب حر تجربهای جاودانه کرد. باری، حر، چراغ را روشن کرد، ما چشم نبندیم که دیده بگشاییم در راه که خدا توبهکنندگان را دوست دارد.