غلامرضا بنی اسدی
این عاشورا هم به پایان رسید و باز ما در آغاز دیگری قرار گرفتیم، آغازی که قطعا باید در صراط مستقیم حسین(ع) باشد، در مسیر اباعبدا... . کنیهای که یک دنیا حرف دارد و یک جهان معرفت. حسین، اباعبدا... است، پدر بندگی خدا. قطعا هرکس میخواهد نسبت فرزندی با امام داشته باشد، باید در بندگی خدا قامت کشد. این تنها نسبتی است که ماندگار است وگرنه نسبتهای خونی که به تیغ تبتیدا گرفتار آمده است، در تاریخ داریم. همین باید ما را بر آن دارد که راه خود را درست انتخاب و شیوه زیستی خود را چنان سامان دهیم که بهعنوان «عبد» خدا، در شمار «عبدا...»هایی قرار گیریم که سیدالشهدا با نسبت «ابا» برای آنها «مکنی» شدهاند. برای رسیدن به مقام بندگی خدا نیز باید همه بندهای بردگی را گشود، چه اینکه آدمی دو راه بیشتر پیش رو ندارد. اگر به مقام بندگی نرسید، حتما در اسارت بردگی چنان گرفتار خواهد شد که غلوزنجیرها هر روز بیش از دیروز بر دستوپایش محکم شود. باورمند عاشورا و کسی که سال معرفتی خود را با محرم آغاز میکند، هر سال باید گامی افزونتر به پیش بردارد. منظور از گامها هم رفتار و کرداری است که خداوند ذیل واجب و مستحب تعریف فرموده است. عمل به اینها و پرهیز از هرآنچه حرام و حتی مکروه نام دارد، تکلیفی است که مکلف را بر مدار بندگی به حرکت وامیدارد. اهالی عرفان و رسیدگان به مقام نظر، نهتنها از حرام و مکروه که حتی از مباح هم چشم میپوشیدند و همه حرکات و سکناتشان در 2عنوان واجب و مستحب دستهبندی میشد. با ترازی چنین میتوان در شمار عبادی قرار گرفت که رابطه فرزندی با امام حسین(ع) دارند. ما هم تا میتوانیم باید با این ترازها رفتار خود را تنظیم کنیم و تا میتوانیم از حرام روی برگردانیم و واجبات را انجام دهیم تا ما را به جمع فرزندان حسین(ع) راه باشد. باری، عاشورا گذشت، اما راه عاشوراییشدن همیشه باز است. شتاب کنیم برای رسیدن به کاروانی که در حرکت است...