کیارنگ علایی
نویسنده و عکاس
این یک یادداشت سیاسی نیست، اما ناگزیر بهدلیل پرداختن به یکی از چهرههای سیاسی جهان، شائبه سیاسی بودن را به خود میگیرد.
جهل و بیخردی درباره بیماریهای کشنده در دو مقطع تاریخی(یکی در قرن نوزدهم و دیگری در نیمه دوم قرن بیستم) موجب ایجاد پیشداوریهای گسترده درباره این مهم شد، بهگونهایکه تفکر حاکم در دوران ویکتوریایی در مقصر جلوه دادن بیمار و ضعف عمومی بدن او درمقایسهبا دیگران، موجب مخفی نگه داشتن بیماریها شد. در دهه70 قرن گذشته نیز تفکر ضدواکسیناسیون در غرب، موجب بدبینی به ضرورت استفاده از واکسنها و بیتوجهی و بیخیالی دربرابر اهمیت تولید واکسنها شد. در هر دوی این رفتارها یک چیز نامکشوف است: تعادل و هوشمندی میان فردگرایی و رفتار جمعی؛ حلقه گمشدهای که امروز کرونا دارد بهخاطر آن، کل دنیا را تنبیه میکند.
این جهل، موجب ایجاد یکی از لغزشگاههای سیاست شده است، بهصورتیکه هرگاه سیاست به این تفکر موهوم آغشته شده، دیوار بلندی میان مردم و سیاست کشیده شده است. ابتلای «دونالد ترامپ» به کرونا در دهمین ماه گسترش این اپیدمی، بخشی از این تفکر را به چالش میکشد. تفکر ایمن بودن سیاسیون آمریکا از هرگونه خطر پزشکی، اجتماعی، زیستمحیطی و تضمین سلامت، امنیت و قدرت، یکی از همین بیراهههاست که با خبر ابتلای ترامپ به کرونا در هفته جاری، شکننده مینماید، آنهم درست در زمانی که اصلا انتظارش را نداشت. اتفاق، ساده و محتمل است با ماسک نویی در جیب چپ کت، بهسخره گرفتن تمامی اطلاعات ناقص بهداشتی این ماهها و تخطئه کردن سازمانهای حامی دستورالعملهای سختگیرانه بهداشتی.
اما چیزی که ورای این اتفاق وجود دارد، تنبیه این تفکر «اپیکور»ی است که: «مرگ برای ما هیچ است و وجود ندارد، زیرا زمانی که هستیم، مرگ با ما نیست. وقتی هم که میمیریم، ما دیگر نیستیم که مرگ بخواهد با ما باشد». سویه دیگر ابتلای ترامپ به کرونا چشم بستن روی عوارض ناشی از کتمان قدرت این اپیدمی است. انگشت اتهام بهسمت چین گرفتن، فقط کینهآفرینی میگسترد و حواس جهان را ممکن است برای دمی به بیراهه بکشاند، اما آمار بیکاری در آمریکا که از حدود 200هزار نفر به 4میلیون نفر در این ماهها رسیده است، گواهی بر این مسئله است که از حقایق ذهنی خود باید دست کشید، وخامت اوضاع را باید درک کرد و واقعبینانه باید سخن گفت. ویروس مغز ندارد، اما خیلی خوب بلد است از ضعفهای فرهنگی کشورها استفاده کند. تعصب و جهل دربرابر رفتارهای فردی در اجتماع، موجب گسترش ویروس میشود. کتمان الگوهای اجتماعی ازدسترفته بهخاطر شیوع کرونا در جهان و مهمتر از آن سایه «تردید»ی که درمورد آینده بر جان و روح آدمها افتاده است، نیازمند یک آمادگی و عزم جهانی است. مشاهدات نشان میدهد در چنین مواردی، آدمها سه رفتار را بروز میدهند؛ اول مشغول انکار کردن میشوند. سپس به ترس گرفتار میشوند و دستآخر دچار غضب میشوند. قرار گرفتن در شرایطی که پیش از آن هرگز تجربه آن را نداشتهایم، موقعیتی ناسازگار ایجاد میکند. «فردریک ماتزنر» روانپزشک این موقعیت را شبیه رفتن به یک موزه و روبهرو شدن با یک نقاشی انتزاعی بسیار بزرگ توصیف میکند که ما هرچه به آن نگاه میکنیم، نمیدانیم دقیقا چه شکل و چه موضوعی را بازنمایی میکند.
ابتلای ترامپ به کرونا بهدلیل احتمالی همسفری با «هوپ هیکس»، در ایر فورس وان به کلیولند، تحقیر سیاست اشتباه و سادهانگاری لجبازانه علم است که میتواند عوارض زیادی برای توده مردم آمریکا و عوام داشته باشد. اگرچه همین علمِ بهبازی گرفتهشده توسط ترامپ، با تزریق کوکتل آنتیبادی سلولهای تخمدان همستر و داروهایی چون رمدسیویر که در عمل، دراختیار بقیه نیست، به نجات جان او مشغول است و حالا این نظریه روانشناسی، بیش از همیشه جالب توجه است:
Bad is stronger than good