قصه - صفحه 3

قصه
| شهرآرانیوز
چهار سالی بود که خانوادگی به قم نیامده بودیم. هرچه به قم نزدیک‌تر می‌شدیم گرمای هوا بیشتر می‌شد.
کد خبر: ۱۶۲۱۱۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۰۱

خیلی از دخترها روز دختر از دیگران هدیه‌ می‌گیرند: یک روسری، یک کتاب، یک شاخه گل و ... . هدیه‌ی زهرا هم یک هدیه‌ی‌ خیلی‌خیلی خوب بود.
کد خبر: ۱۶۲۱۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۳۱

بابابزرگ، پهلوان اول محله است. نه اینکه فکر کنید چون بابابزرگ من است دارم تعریفش را می‌کنم.
کد خبر: ۱۶۱۱۰۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۸

بعضی‌ها ممکن است وقتی چشمشان به یک خوراکی خوش‌مزه می‌افتد، دلشان بخواهد همه خوراکی مال آن‌ها باشد.
کد خبر: ۱۶۰۹۱۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۱

دقایق اول کلاس، وقتی موضوع «سیب» را برای پژوهش پیشنهاد دادم، تقریبا همه‌ی بچه‌های گروه به من خندیدند.
کد خبر: ۱۶۰۰۷۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۹

همیشه دلم می‌خواست پشت آن میز چرمی بزرگ بشینم، روی آن صندلی مشکی پشت‌بلند چرخ‌دار.
کد خبر: ۱۵۴۶۴۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۶

یک وقت‌هایی خیلی دلمان می‌خواهد یک چیزی را برای خودمان داشته باشیم. از خوراکی گرفته تا لباس و اسباب‌بازی و چیزهای دیگر.
کد خبر: ۱۵۴۶۳۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۲

دانه‌های برف دانه‌دانه داشت از آسمان پایین می‌ریخت و هوا را حسابی یخ و برفی کرده بود. کلاغ‌سیاهه نه لانه داشت، نه غذا.
کد خبر: ۱۵۳۸۰۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۲۰

در این دنیا کارهایی هست مخصوص روزگار نوجوانی. تصمیم‌هایی هست که فقط در همین حالا که نوجوانی می‌توانی بگیری.
کد خبر: ۱۵۳۷۹۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۱۲

دنیا پر از چیزهای قشنگ و جورواجور است، چیزهایی که بعضی وقت‌ها از دیدنشان دهانمان باز می‌ماند.
کد خبر: ۱۵۳۷۸۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۲/۲۸

به نظر من، خوشبختی مثل آب است: آرام، زیبا و ملایم، دلچسب و خوش‌رنگ، جذاب و گران‌بها، و من خوشبختم.
کد خبر: ۱۵۳۷۶۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۹

اتفاقی که امشب برای من افتاد مثل یک معجزه بود، معجزه‌ای که هیچ وقت از ذهنم پاک نمی‌شود.
کد خبر: ۱۵۲۵۱۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۲۲

امسال حس و حال عجیبی دارم. انگار توی دلم یک پنجره به آسمان باز شده است.
کد خبر: ۱۵۰۵۵۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۱۵

این یعنی اوج بدشانسی! با لبان ورچیده به پنج‌تومانی کمی چروک و چسب‌زده‌ای که خاله به من داد نگاه کردم.
کد خبر: ۱۵۰۵۲۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۱/۰۹

اسفند که از راه می‌رسد، نسیم ملایمی که صورتم را نوازش می‌کند، عطر بهار که در خیابان‌های شهر ‌می‌پیچد، من این‌شکلی می‌شوم: پرامیدتر، مهربان‌ و شادمان.
کد خبر: ۱۴۹۵۸۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۹

هوا روشن و آرام بود. به نظرم از آن روزهای خوبی می‌آمد که آدم دلش می‌خواست بی‌دلیل برود بیرون و قدم بزند.
کد خبر: ۱۴۸۷۵۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۲/۰۱

عمو خرسی با ناراحتی از خانه‌اش که در کنار صخره سنگی بزرگ بود بیرون آمد و باخودش گفت: چرا این‌طور شد؟ چرا مراقب نبودم؟
کد خبر: ۱۴۶۵۸۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۱/۰۳

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همچنان کورسوی امیدی را روشن نگاه داشته است و با برگزاری هرساله جشنواره قصه گویی، اهمیت این داستان را گوشزد می‌کند.
کد خبر: ۱۴۳۶۴۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۱۵

جلو پنجره ایستاده‌ام و به پرنده‌هایی که روی برف‌ها ورجه وورجه می‌کنند نگاه می‌کنم. فکر می‌کنم حتما گرسنه‌اند.
کد خبر: ۱۴۱۸۱۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۱۰/۲۱

در این پادکست، داستان زیبای «کلاه» اثر «مریم غفارپور»، عضو انجمن ادبی کوله‌پشتی، را با صدای نویسنده‌ی اثر می‌شنویم.
کد خبر: ۱۳۹۱۷۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۹/۲۰

پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->