ایران به شادمانی برخاست در مقدم فرزندان رشید خویش که از دلِ دالان تنگ و تاریک و پرشکنجه اسارت، درکی تازه از آزادگی را به جهان هدیه دادند و ما را برای همیشه سند سرفرازی شدند. دشمن با همه توان خود برای شکستنشان میکوشید تا خطی از شکست بیابد و در کتاب خویش بنویسد، اما کلماتی که در رفتار آزادگان خلق میشد، شکوه پیروزی داشت که برای صدامیان و همه آنانی که پشت به پشت او داده بودند تا جرئت جنگ بیابد، جز شکست معنایی نداشت؛ شکستی که نهتنها در خط مقدم، بلکه از دورترین نقطه در جغرافیای ایران تا قلب اردوگاههای عراق امتداد یافت. این خط نقطه پایانی هم ندارد و تا تاریخ این دیار ورق میخورد، رقم خوردن این حقیقت هم ماندگار و درسآموز خواهد ماند؛ چه مشی و سلوک شهدا و رزمندگان و بهویژه آزادگان ما در اسارت، جانیافته از وعده صادق خداوند بود که در آیه شریفه23 سوره احزاب میفرماید: «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا»؛ «در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز در عهد و پیمان خود تغییر و تبدیلی ندادند». همین انتظار بود که بر ایستایی مرسوم در اردوگاه اسرای جهان، خط قیام میکشید تا ببینند همگان همانگونه که مجاهدان و شهیدان ما با دیگر سربازان دنیا متفاوتاند، اسرای ما هم از تفاوتی چنین برخوردارند که هرگز از راه خویش برنمیگردند. من این ایستادگی را شقی دیگر از شهادت میدانم؛ 2روی یک سکهای که رواج خویش در بازار غیرت را مدیون هر 2روی خویش است. سکهای که با همان قاعده، امروز هم رواجی شایسته دارد در این دیار که میخواهد از رهگذار امروز و با شکستن اراده دشمن به فرداهای روشنتر برسد. فرداهایی که ایران به اراده و تدبیر خویش، میوههای شیرین درخت پرثمر امید را بچیند و نهتنها خود کام شیرین کند که تلخیها از کام دیگر ملل هم بردارد که در ما به چشم اسوه مینگرند و برای شهیدانشان در میان خونینقباهای ما به دنبال الگویند و برای اسرایشان از نسخههایی که فرزندان ما در اردوگاههای دشمن خلق کردند، رونویسی میکنند؛ لذا شهیدان و آزادگان و مجاهدان ما هر روز در قامت حقخواهان جهان جلوهای
تازه مییابند.