دستار فردوسی به محمدکاظم کاظمی اهدا شد مقام مسئول در وزارت اقتصاد: خانوارهای فاقد شناسنامه و کارت ملی کالابرگ می‌گیرند خطیب‌زاده: برای ما همه اقوام و گروه‌های افغانستان اهمیت دارد گفت‌وگو با دکتر احمدشاه فرهت درباره حضور مهاجران افغانستانی در ایران ۱۰ ناشر افغانستانی در نمایشگاه کتاب تهران + فیلم تجلیل کاظمی قمی از استاد ادبیات فارسی افغانستانی هرات میزبان نمایشگاه مشترک ایران و افغانستان سرشماری اتباع افغانستانی بدون مدرک تا ۱۷ خرداد ادامه دارد + فیلم از دو کتاب شعر کودک اثر شاعر افغانستانی در نمایشگاه کتاب رونمایی شد یعقوب یسنا: شاهنامه سرزمین ماست | آرزو دارم اتحادیه‌ کشورهای فارسی زبان ایجاد شود محمدکاظم کاظمی نشان فردوسی دریافت کرد وزارت کشور: به اتباعی که در طرح سرشماری شرکت کنند اقامت ۶ ماهه داده می‌شود روایت جالب نویسنده افغانستانی از آشنایی با شاهنامه فردوسی رونمایی از اثر نویسنده افغانستانی در حاشیه نمایشگاه کتاب تهران طالبان: زنان و مردان خانواده حق ندارند در کنار هم در رستوران‌ها غذا بخورند استاد دانشگاه تهران: ما سیاست مشخصی در مورد اتباع افغانستانی نداریم نمایشگاه «از طوس تا پیر هرات» با حضور عکاسان ایرانی و افغانستانی در مشهد فرصتی که می‌سوزد | بی‌مِهری به موضوع اقامت نخبگان مهاجر افغانستانی به ۲۰ سرمایه‌گذار افغانستانی تابعیت ایرانی اعطا شد ۱۳هزار مهاجر افغانستانی در اصفهان واکسن سرخک دریافت کردند
خبر فوری

روایت جالب نویسنده افغانستانی از آشنایی با شاهنامه فردوسی

  • کد خبر: ۱۰۸۶۳۵
  • ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۶:۳۰
روایت جالب نویسنده افغانستانی از آشنایی با شاهنامه فردوسی
کتاب «مقدمه‌ای بر فردوسی‌شناسی و شاهنامه‌پژوهی» به تازگی از «یعقوب یسنا» نویسنده و پژوهشگر افغانستانی منتشر شده است. این نویسنده روایت جالبی از آشنایی خود با شاهنامه فردوسی دارد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ یعقوب یسنا درباره نقش پدرش در جایگاهی که او امروز ایستاده می‌گوید:

«من در روستایی در بغلان متولد شدم که در آنجا ما مکتبی نداشتیم و نسل ما نتوانستند به درستی درس بخوانند. پدرم گوسفندداری بود که از همان طریق زندگی‌اش را اداره می‌کرد. نخستین چیزی که بر من تاثیر گذاشت کتاب کهنه‌ای بود که همیشه همراه پدرم بود. این کتاب، شاهنامه فردوسی بود. پدرم تا دو کلاس سواد داشت و همواره این کتاب را به صورت سنتی یعنی به صورت حزن و اندوه و حسرت برای‌مان می‌خواند و همواره از رستم و منیژه قصه می‌کرد. از همان‌جا بود که با ایران و مفاهیم ایران و شخصیت‌های شاهنامه آشنا شدم. پدرم کم کم خودش با همان دو کلاس سوادی که داشت به فرزندانش خواندن و نوشتن آموخت و در مدت کوتاهی ما باسواد شدیم.»

این پژوهشگر افغانستانی ادامه داد: وقتی پدرم پیر شد مسئولیت شاهنامه‌خوانی را به من سپرد. از آن زمان تاکنون کارهایی که درمورد شاهنامه انجام دادم، مسئولیتی بود که پدرم به دوشم گذاشته بود. در ۱۴ سالگی وارد صنف(کلاس) ۲ شدم و چند سال بعد همراه یکی از اقوام به کابل آمدم. وقتی استعداد مرا در درس خواندن دید برایم سندی تهیه کرد که با آن بتوانم وارد صنف ۱۲ و بعد از آن وارد دانشکده زبان و ادبیات فارسی شوم. بعد از فارغ‌التحصیلی نیز در دانشگاه البیرونی استاد دانشگاه شدم.»

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}