پانزدهمین دوره‌ جوایز ایسفا فراخوان داد نقش‌آفرینی مریل استریپ در فیلم خواهرزاده جادوگر پل شریدر، نویسنده فیلم «راننده تاکسی»، متهم به آزار جنسی شد صفحه نخست روزنامه‌های کشور - شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ قانون اساسی نوروز ساخت دوباره سریال‌های «همسران» و «آژانس دوستی» یادش به‌خیر آن که نگاهی زلال داشت | یادی از مرحوم حاج محمود اکبرزاده، شاعر آیینی مشهد «مانوج کومار» بازیگر و کارگردان سینمای هند درگذشت خبرنگاری که دوباره کت وشلوار پوشید | نگاهی به فصل دوم برنامه «برمودا» کامران نجف‌زاده شب‌های پرمخاطب نمایش با تکنولوژی | درباره نخستین رویداد ملی «نورنما» در مشهد آمار فروش سینمای ایران در نوروز ۱۴۰۴ چشم ابر گریان شد، روی باغ خندان | وصف فروردین در شعر شاعران سبک خراسانی مروری بر مهم‌ترین حاشیه‌های پلتفرم‌ها در سال ۱۴۰۳ بازیگر سریال دیو و ماه‌پیشونی: کار برای کودکان نیاز به درک عمیق دنیای آن‌ها دارد سریال «سبزواره» نخستین کمدی ورزشی تلویزیون، در مسیر تولید برنامه کنسرت‌های فروردین ۱۴۰۴+ جزئیات نیما کرمی و دو نقطه؛ احیای ادبیات فارسی با زبان امروزی مهلت ارسال آثار به سیزدهمین جشنواره مد و لباس فجر تمدید شد
سرخط خبرها

باز  زد به صحرای کربلا

  • کد خبر: ۱۲۶۶۳۹
  • ۳۱ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۰
باز  زد به صحرای کربلا
مسعود نبی دوست - روزنامه نگار

توی همین ستون، هفته پیش‌تر گفته بودم که یک بار توی خانه مان و لای مکالمات روزمره، کلی متلک و کنایه و ضرب المثل یافتم که یک ربطی به حکایت‌های محرم داشتند. بعد، ولی این قدر از در و دیوار، حکایت و روایت و مَتَل و متلک ریخت که فکر کردم لابد یک آدم حسابی‌ای قبل من به فکرش رسیده که این‌ها را دسته دسته یک جایی تحلیل محتوا کرده باشد. همین حالا هم، اما نمی‌دانم که آیا پدر آمرزیده‌ای این کار را کرده یا نه.

اما بگذریم و برگردیم سر گپ خودمان. در بین همه این کنایه ها، به گمان من عبارت «صحرای کربلا» جای خاص خودش را دارد و هر کجایی، لای هر جمله‌ای به یک معنای تازه به کار می‌رود، گاهی آن قدر بی ربط و ارتباط که به خیال آدم هم نرسد.

مثلا اگر کسی گفت «دلم صحرای کربلاست» یعنی کلی غم و غصه ریخته توی دلش و حالاهاست که سر درددلش باز شود. ولی همان «صحرای کربلا» وقتی بیاید وسط جمله «باز زد به صحرای کربلا»، یعنی طرف کلا موضوع حرفش را عوض کرد و رفت سراغ یک چیز دیگر. (۱) «اینجا که صحرای کربلاست»، ولی یک معنای دیگر دارد باز.

این جمله معمولا موقع دیدن یک محل، زمین، صحرای درندشت یا جایی مثل این به کار می‌رود که خشک باشد و بی آب و علف و لابد گرم.

تازه رسیده ای، اما اگر از در وارد شود و به قول قدیمی‌ها همان «لدی الورود» یا دمِ رسیدن آب طلب کند، می‌گویند: «مگر از صحرای کربلا آمدی؟!» و خدا نکند، خدا نکند که گذرتان به کهن سال قلمبه گو و کنایه شناسی برسد و غذای شوری پیشش بگذارید. ناشد است که زیر لبش غرولند نکند و جوری که شما بشنوید، نگوید: «امشب صحرای کربلا رو خواب می‌بینم!»

۱. این عبارت به احتمال زیاد از گریز زدن‌ها در میان روضه‌ها شکل گرفته. مرسوم است که در انتهای ذکر مصیبت همه ائمه (ع)، گریزی هم می‌زنند به صحرای کربلا و به تعبیری موضوع روضه را عوض می‌کنند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->