تلفیق ادبیات و ریاضی جسارت می‌خواهد

  • کد خبر: ۲۳۵
  • ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۰۱
تلفیق ادبیات و ریاضی جسارت می‌خواهد
گفت‌وگو با دکتر مجید میرزاوزیری، استاد ریاضی که داستان‌هایی در ارتباط با این دانش می‌نویسد

خادم| دکتر مجید میرزاوزیری، عضو هیئت علمی و استادتمام دانشگاه فردوسی مشهد و همچنین بنیادگذار شهر ریاضی، در طول چند سال گذشته سعی کرده است با روش‌هایی نوین و خلاقانه، نوجوانان و جوانان را با ریاضی آشتی دهد یا علاقه به این درس را در آنان ایجاد کند.
یکی از مهم‌ترین کارهای او در این راه، نوشتن کتاب‌های داستانی است که محتوایشان به ریاضی اختصاص دارد و در آن‌ها به مفاهیم و مسائل ریاضی می‌پردازد. تلفیق ادبیات و ریاضیات کاری است که این استاد دانشگاه سعی داشته است و سعی دارد از پس آن برآید. استدلالش برای این کار و این تلاش این است که داستان چیزی دارد که ریاضی ندارد و آن احساس است، چیزی که آدم‌ها آن را بیش از فرمول‌های منطقی ریاضی می‌پسندند. همچنین هیجان و احساس در یادگیری و به‌یادسپاری خیلی مؤثر است.
با او در مورد آخرین فعالیت‌ها و آثارش و همچنین چرایی ورود به ریاضی از دریچه ادبیات گفت‌وگویی داشتیم که حاصلش در ادامه می‌آید.

دعوت از کشورهای دیگر برای مسابقات ریاضی
شهر ریاضی مجموعه‌ای است که مجید میرزاوزیری برای ارائه جذاب ریاضیات به راه انداخته است و در آن با استفاده از ابزارهایی چون مسابقه، معما و ... این دانش را آموزش می‌دهد. گسترش حوزه فعالیت‌های شهر ریاضی و دیگر فعالیت‌های او در این حوزه، چیزی بود که از سال‌های آغازین شروع‌به‌کار این مکان انتظار
می‌رفت.
راه‌اندازی مراکزی در دانشگاه فردوسی از مصداق‌های این روند روبه‌رشد است که این استاد ریاضی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: مرکزی را که در بیرون دانشگاه داشتیم به داخل دانشگاه انتقال داده‌ایم. مجموعه‌ای در دانشکده علوم ریاضی داریم به نام «ریاضی برای همه» و همه سنین و همه ذائقه‌ها می‌توانند از آن استفاده کنند. مرکز دیگری داریم در کالج دانشگاه که
دوره‌های آموزش عالی و کارگاه‌ها را در آنجا برگزار می‌کنیم و در آن دوره‌های ریاضی را با شیوه‌های جدید به افراد آموزش می‌دهیم. مثلا این روش‌ها می‌تواند آموزش ریاضی از طریق داستان یا آموزش ریاضی به عنوان زبان دوم و مانند این‌ها باشد.
ظاهرا آوازه کارهای این مراکز و مسابقاتی که برگزار می‌کنند به خارج از کشور هم رسیده است و از برخی کشورها دعوت‌هایی داشته‌اند. میرزاوزیری در این باره توضیح می‌دهد: شهر ریاضی در این چند سال رشد داشته‌ است. مثلا 3 سال پیش 6000 نفر در مسابقه شرکت کردند، 2 سال پیش 14 هزار نفر و سال گذشته 21 هزار نفر. برای اجرای مسابقه، مرا به کشورهای دیگر هم دعوت کرده‌اند که تاکنون به لهستان و برزیل و فرانسه رفته‌ام و مسابقه را برای آن‌ها ارائه کرده‌ام. مثلا مسابقه فوتبال ریاضی خیلی مورد توجه برزیلی‌ها قرار گرفت که به فوتبال علاقه خاصی دارند.

ریاضی به عنوان زبان دوم
یکی از ایده‌های جدید بنیادگذار شهر ریاضی، استفاده از ریاضی به عنوان زبان دوم است. او در توضیح این ایده می‌گوید: می‌توانیم ریاضی را به این صورت نگاه کنیم که زبانی برای ارتباط با طبیعت و جامعه و حل و بیان مشکلات باشد.
اگر ریاضی را به این معنی در نظر بگیریم، شیوه یادگیری آن هم می‌تواند مانند فراگیری زبان باشد. شیوه یادگیری مؤثر زبان شیوه مدرسه نیست که گرامر و دستور یاد می‌دهند. شیوه مؤثر کلاس‌های زبان این است که فیلمی می‌گذارند یا داستانی‌ تعریف می‌کنند و زبان‌آموز در قالب دیالوگ و به صورت عملی زبان را یاد می‌گیرد. در مورد ریاضی هم می‌شود همین‌طور باشد و علاقه‌مندان از طریق داستان و ادبیات و گپ ریاضی را بهتر یاد بگیرند.

احساس، وجه افتراق ادبیات و ریاضی است
وقتی از او در مورد فلسفه پرداختن به ریاضی از راه‌هایی غیرمتداول و جدید می‌پرسیم، می‌گوید: به این فکر کردم که افراد زیادی هستند که دوست دارند مشکل ریاضی‌شان را حل کنند ولی دوست ‌ندارند به صورت رسمی و با فرمول‌های ریاضی باشد. دو سه کتاب در این زمینه‌ها نوشته‌ام که عنوانشان «کتاب‌های ریشه» است و هدفم از نگارش آن‌ها این بوده است که افراد ریاضی را به‌ طور ریشه‌ای و غیرآکادمیک یاد بگیرند، با روشی که در آن فرمول و چیزهایی از این دست وجود نداشته باشد. چند موضوع ریشه‌ای پیدا کرده‌ام که اگر آن‌ها را یاد بگیرند، گام اول را بر‌داشته‌اند؛ یا مثلا کتاب دیگری که چند سال پیش نوشته‌ام «یادگیری ریاضی از طریق معما» بوده است.
این نویسنده ادامه می‌دهد: 30 سال است که ریاضی به صورت رسمی وارد زندگی من شده است. اگر در 30 سال گذشته هر‌سال یک پند از ریاضی گرفته باشم، 30 پند آموخته‌ام. خواستم این پندها را با دیگران به اشتراک بگذارم. بنابراین آن‌ها را جمع کردم که شد مجموعه‌ای با عنوان «30 پند، 30 طریق». برای مثال، سی‌امین پند این است که همه فکر می‌کنند ریاضی و ادبیات دور از هم هستند‌ اما من
معتقدم اشتراکات زیادی دارند و تنها وجه تمایز آن‌ها احساس است. ادبیات احساسی و ریاضی منطقی است و این وجه باعث می‌شود ‌افراد فکر کنند کسی که ریاضی می‌خواند نباید به ادبیات نزدیک شود و بالعکس، اما من در سال‌های گذشته رفته‌ام سراغ داستان‌نویسی و خیلی دوست دارم که بچه‌ها از طریق داستان‌ها و ماجراهای مختلف با ریاضی آشنا شوند. حال، این ماجراها می‌تواند این‌طور باشد که شخصیت‌های داستان ریاضی‌دان یا مفاهیم ریاضی هستند یا سبک داستان ریاضی‌گونه است که باعث می‌شود افراد در قالب داستان درکی از ریاضی پیدا کنند.
او بیان می‌کند: تاکنون نمونه دیگری ندیده‌ام که کسی از ادبیات برای آموزش ریاضی استفاده کرده باشد. شاید یکی از دلایلش این باشد که کسی که می‌خواهد علمی را آموزش دهد باید به آن تسلط داشته باشد و اگر کسی بخواهد در مورد ریاضی این کار را بکند باید علاوه بر ریاضی با ادبیات هم آشنا باشد. معمولا افراد جسارتش را ندارند که در علومی که به آن آشنایی ندارند دخالت کنند. من کمی از ترسش گذشتم و گفتم آبروریزی‌اش این است که بعدا کسی می‌آید به وجه ادبی کار ایرادی می‌گیرد، اما اگر جرئت تلفیق ریاضیات و ادبیات را داشته باشم، می‌توانم با ادبیات هم به‌مرور آشنا شوم و مهارت‌های آن را هم کسب کنم.
این ریاضیدان در مورد تجربه این روش آموزش ریاضی می‌گوید: به نظرم بازخورد مردم خیلی خوب بوده است چون مردم زبان ریاضی را که حاوی فرمول است چندان نمی‌پسندند ولی زبان ادبی را می‌پسندند چون احساس دارد و ارتباط آدم‌ها به صورت کلی بر اساس هیجان و احساس است. اجتماع بین آدم‌هایی شکل می‌گیرد که از طریق احساسی و عاطفی با هم ارتباط داشته باشند. شما نمی‌توانید جامعه‌ای تشکیل بدهید که صرفا براساس منطق باشد. اگر این‌طور باشد، آدم‌‌آهنی‌ها باید با هم اجتماعی تشکیل دهند، ولی می‌بینیم که این‌گونه نیست. بنابراین ادبیات کمک می‌کند زبان احساسی برای ریاضی پیدا شود.
با استفاده از فضای مجازی در لحظه بازخورد کتاب‌هایم را می‌گیرم
دکتر میرزاوزیری می‌گوید که پیش از این از هر کتابی که منتشر می‌کرده فقط به اندازه‌ای که هزینه چاپ کتاب بعدی‌اش تأمین شود تعدادی ‌را می‌فروخته و مابقی را به‌ صورت رایگان در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌داده است، اما مدتی است با گسترش شبکه‌های اجتماعی، آثارش را به صورت رایگان در اختیار همگان قرار می‌دهد: الان که کتاب‌خریدن خیلی سخت شده است دیگر کتاب کاغذی چاپ نمی‌کنم و پی‌دی‌اف کتاب‌ها را می‌گذارم تا علاقه‌مندان استفاده کنند. از طرفی، سبک زندگی مردم به دلیل وجود شبکه‌های اجتماعی طوری شده است که مطالبی با حجم زیاد را نمی‌خوانند و به خواندن قطعه‌های کوچک عادت کرده‌اند. اگر کتابی قطور باشد، ممکن است مخاطب کمتری سراغش برود اما اگر در قالب متن‌های کوتاه باشد، مردم در فرصت‌های کم، مانند زمانی که در اتوبوس یا مترو هستند، آن را می‌خوانند. برای همین، کتاب‌ها و مطالب را در بسته‌های کوچک ارائه می‌دهم و بازخورد خیلی خوبی هم از مردم گرفته‌ام.
او خاطرنشان می‌کند: قبلا سرعت ارتباط من با مخاطب خیلی کم بود‌ چون باید کتاب را می‌نوشتم و بعد منتظر مجوز و چاپ آن می‌بودم و تا به دست مخاطب برسد زمان زیادی می‌برد. الان در کانال خودم که مطالب را می‌گذارم در لحظه دیده می‌شود. این خیلی بهتر از این است که منتظر روند چاپ و نشر کتاب باشیم. الان لحظه‌ای بازخورد می‌گیرم.

کتاب‌هایم ترجمه‌پذیر نیست
از او در مورد ترجمه شدن آثارش هم می‌پرسیم که می‌گوید: خیلی از کتاب‌ها هست که امکان ترجمه ندارد. کتاب‌های من طوری است که خیلی به زبان فارسی وابسته است. مثلا کتابی نوشته‌ام که صفحات فردش یک داستان و صفحات زوجش یک داستان است یا کتاب دیگرم، «اشتباه سوزنبان»، جمله به جمله از اول به آخر یک داستان است و جمله به جمله از آخر به اول یک داستان دیگر، و این‌ها را نمی‌شود به زبانی دیگر ترجمه کرد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.