به گزارش شهرآرانیوز؛ هوش مصنوعی همین امروز هم به توانایی و قدرتی رسیده که میتواند عکسها و فیلمهایی تولید کند که تشخیص ساختگی بودن آنها در مواردی حتی ناممکن است. در ماههای اخیر و در طول برگزاری جام جهانی فیلمها و عکسهایی منتشر شد که ابتدا به عنوان تصاویری مستند پخش شدند و سندیت آنها پس از مدتی زیر سؤال رفت و نقش هوش مصنوعی در تولید آنها پس از پخش وسیع این تصاویر برملا شد. یکی از آن تصاویر ساختگی، خطای لیونل مسی روی بازیکن انگلیس در مرحله نیمه نهایی بود. این نمونهای از استفاده از هوش مصنوعی است که احتمالا میلیونها نفر را به اشتباه انداخت. از سوی دیگر، خدماتی که هوش مصنوعی ارائه میکند نیز غیرقابل کتمان و چشم پوشی است. هوش مصنوعی در سالهای اخیر به یکی از اثرگذارترین فناوریها در حوزه عکاسی و تولید تصویر تبدیل شده است. این فناوری از یک سو امکان خلق، آزمایش و آموزش را برای طیف گسترده تری از افراد فراهم کرده و از سوی دیگر، پرسشهای مهمی درباره اصالت اثر، اخلاق حرفهای، حقوق مؤلف و اعتماد مخاطب برانگیخته است. رضا دیده بان، عکاس و مدرس عکاسی که در حوزه هوش مصنوعی هم نوشتههایی منتشر کرده است، این ابزار و فناوری نوپدید را نقطه عطفی در تاریخ عکاسی میداند که ادامه روند تکامل این مسیر است. ارزیابی او این است که فرصتهایی که هوش مصنوعی ایجاد میکند بیشتر از آسیبهای آن است و نکته کلیدی که به آن اشاره میکند این است که نگاهی انسانی و دارای هویت و خلاقانه است که میتواند این فناوری را به خدمت بگیرد و آثار با ارزش خلق کند و تکنولوژی هر قدر هم پیشرفته باشد به تنهایی قادر به تولید آن نیست.
رضا دیده بان هوش مصنوعی را نه تهدیدی برای عکاسی، بلکه آن را ابزاری در امتداد تکامل و نقطه عطفی در تاریخ عکاسی میداند و درباره تأثیر این ابزار بر جهان عکاسی میگوید: هوش مصنوعی یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ عکاسی است؛ همان گونه که روزی ورود دوربین دیجیتال یا نرم افزارهای ویرایش تصویر مسیر این هنر را تغییر دادند. اما تفاوت این تحول در آن است که امروز دیگر تنها ابزار ثبت تصویر تغییر نکرده، بلکه فرایند اندیشیدن، طراحی و حتی تولید تصویر نیز دگرگون شده است. من هوش مصنوعی را پایان عکاسی نمیدانم؛ بلکه آغاز فصل تازهای از آن میبینم. فناوری همیشه زبان بیان انسان را توسعه داده است، اما هنوز این انسان است که تصمیم میگیرد چه چیزی را ببیند، چرا آن را ثبت کند و چه معنایی به آن ببخشد؛ بنابراین آینده عکاسی نه در تقابل با هوش مصنوعی، بلکه در تعامل آگاهانه با آن شکل خواهد گرفت. هوش مصنوعی هم مانند بسیاری ابزارها و فناوریهای دیگر میتواند سویههای مختلف و مثبت و منفی داشته باشد. این مدرس عکاسی، دموکراتیک کردن دسترسی به امکانات خلاقه را مهمترین مزیت هوش مصنوعی میداند و میافزاید: امروز بسیاری از ایدههایی که پیشتر نیازمند تجهیزات گران قیمت یا تیمهای بزرگ بودند، با کمک هوش مصنوعی قابل اجرا شدهاند. این فناوری سرعت تولید، امکان آزمایش ایدهها و ظرفیتهای آموزشی را نیز به شکل چشمگیری افزایش داده است. اما در کنار این فرصت ها، بزرگترین خطر، تولید انبوه تصاویر فاقد هویت است. وقتی دانش، تجربه، نگاه هنری و شناخت تاریخ هنر جای خود را به چند دستور متنی بدهد، نتیجه ممکن است تصویر باشد، اما الزاما اثر هنری نیست. مسئله اصلی، خود هوش مصنوعی نیست؛ بلکه استفاده سطحی و بدون پشتوانه از آن است.
ساده سازی مسیر خلق تصاویر یا دستکاری آنها ممکن است به مرور خلاقیت را تحت تأثیر قرار دهد، اما دیده بان بر این باور است که این ابزار نمیتواند جای خلاقیت انسانی را بگیرد: خلاقیت محصول الگوریتم نیست؛ محصول تجربه زیسته، تخیل، اندیشه و جهان بینی انسان است. هوش مصنوعی میتواند پیشنهاد بدهد، ترکیب کند، تحلیل کند و حتی شگفت زده مان کند، اما نمیتواند جای تجربه انسانی را بگیرد. هنرمندی که پیش از ظهور هوش مصنوعی خلاق بوده، امروز ابزارهای بیشتری برای بیان اندیشه خود در اختیار دارد. اما کسی که فاقد نگاه خلاق است، با پیشرفتهترین فناوریها نیز تنها تصاویر بیشتری تولید خواهد کرد، نه آثار ماندگار. به اعتقاد من، هوش مصنوعی خلاقیت را حذف نمیکند؛ بلکه ارزش خلاقیت واقعی را آشکارتر میکند.
بحث مهم و پردامنه دیگری که با ظهور هوش مصنوعی مطرح شده و روزبه روز و با پیشرفت و توسعه این ابزار بیشتر مطرح میشود، بحث حق مالکیت و قوانین مربوط به آن است. دیده بان در این باره نیز میگوید: هوش مصنوعی پرسشهای تازهای درباره مالکیت اثر، حقوق مؤلف، شفافیت در تولید تصویر و مسئولیت اجتماعی ایجاد کرده است. اگر مخاطب نداند تصویری مستند است یا کاملا ساخته شده، اعتماد عمومی آسیب میبیند. همچنین استفاده از آثار هنرمندان بدون رضایت آنان برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی، موضوعی است که نیازمند قوانین روشن و بین المللی است. به نظر من، اخلاق باید همگام با فناوری حرکت کند. همان گونه که برای عکاسی خبری یا مستند اصول حرفهای تعریف شده است، برای استفاده از هوش مصنوعی نیز باید استانداردهای شفاف و قابل اتکا تدوین شود. او در ادامه بحث به موضوع اعتماد مخاطب اشاره میکند و یادآور میشود: اعتماد، سرمایه اصلی عکاسی است؛ به ویژه در عکاسی خبری، مستند و اجتماعی. وقتی مرز میان واقعیت و تصویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی مبهم شود، مخاطب ناگزیر همه تصاویر را با تردید نگاه خواهد کرد. این مسئله مسئولیت عکاسان، رسانهها و تولیدکنندگان محتوا را دوچندان میکند. من معتقدم راه حل، مقابله با فناوری نیست؛ بلکه شفافیت است. مخاطب باید بداند با یک عکس مستند روبه رو است یا یک تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی. صداقت، مهمترین عامل حفظ اعتماد عمومی خواهد بود. به باور من، مرز استفاده از هوش مصنوعی را نه فناوری، بلکه هدف اثر تعیین میکند. اگر هدف، خلق یک اثر مفهومی یا هنری باشد، هوش مصنوعی میتواند بخشی از فرایند خلاقه باشد. اما اگر اثری با ادعای مستند بودن منتشر میشود، هرگونه تغییر یا تولید واقعیت باید کاملا شفاف اعلام شود. اصل اساسی این است که فناوری نباید جای حقیقت را بگیرد و مخاطب نباید فریب بخورد.
از تأثیرات جدی و سریع هوش مصنوعی، تأثیر در بازار و اقتصاد حوزههای مختلف است؛ از گمانهها و پیش بینی حذف برخی مشاغل تا کساد کردن برخی دیگر. رضا دیده بان درباره این وجه از هوش مصنوعی میگوید: بدون تردید بخشی از بازار سنتی عکاسی تغییر خواهد کرد. بسیاری از سفارشهای تجاری، تبلیغاتی یا تولید محتوای ساده به سمت هوش مصنوعی خواهند رفت و این یک واقعیت است. اما هم زمان بازارهای تازهای نیز شکل میگیرند؛ از طراحی روایتهای بصری و مدیریت پروژههای مبتنی بر هوش مصنوعی گرفته تا تولید آثار مفهومی، آموزش، مشاوره و خلق تجربههای نوین هنری. اقتصاد هنر همیشه با فناوری تغییر کرده است. آنچه تعیین کننده خواهد بود، توانایی هنرمند در انطباق با این تغییرات است. من معتقدم آینده متعلق به کسانی است که فناوری را میشناسند، اما هویت خود را به آن واگذار نمیکنند؛ زیرا در نهایت، آنچه مخاطب را جذب میکند، نه قدرت ماشین، بلکه اصالت نگاه انسان است. این عکاس و مدرس عکاسی در پایان میگوید: من آینده را بسیار امیدوارکننده میبینم، اما نه برای همه. عکاسانی که تنها بر مهارتهای فنی تکیه کردهاند، احتمالا با چالشهای جدی روبه رو خواهند شد، زیرا بسیاری از این مهارتها به تدریج توسط هوش مصنوعی انجام میشود. اما کسانی که صاحب نگاه، اندیشه، فرهنگ، تجربه زیسته و هویت شخصی هستند، نه تنها جایگاه خود را حفظ خواهند کرد، بلکه ارزش آثارشان بیشتر نیز خواهد شد. در آینده، آنچه کمیاب خواهد بود، دوربین یا نرم افزار نیست؛ بلکه نگاه انسانی است.