میزبانی حرم مطهر رضوی از ۳۵۰۰ زائر افغانستانی در دهه پایانی صفر نخستین مدرسه فصلی «فلسفه اخلاق» در مشهد برپا می‌شود بخش بین الملل بنیاد امام رضا(ع) به زودی تقویت می‌شود معاون سازمان حج: بیش از ۵ میلیون نفر در نوبت اعزام به عمره مفرده هستند درباره «سید مجتبی حسینی»، نویسنده کتاب «حضرت سکینه (س)؛ اسطوره ادب و عرفان» رفاقت با امام رضا (ع) کلید بهار معنویت | چگونه اندوخته‌های معنوی ماه محرم و صفر را حفظ کنیم؟ آغاز نهادینه‌سازی فرهنگ نماز از مدارس تاکید بر طرح و تصویب قوانین در راستای ایجاد زیرساخت‌های مربوط به مساجد نگهداری تابلوی تمثال امام رضا(ع) در موزه آستان قدس رضوی تکذیب شد تلاش برای تحقق مسجد تراز اسلامی | فعال‌سازی ۲۰ هزار مسجد در طرح «محراب» حکم شرعی آموزش شعبده چیست؟ مسجد جمکران میزبان هیئات مذهبی در روز شهادت امام حسن عسکری(ع) ساماندهی شعب موسسات قرآنی سراسر کشور تا پایان سال ۱۴۰۴ مدیرکل بنیاد شهید خراسان‌رضوی: خدمات شهرداری مشهد برای اشاعه نام شهدا بسیار ارزشمند است تاریخچه‌ای از توسعه حرم امام رضا علیه‌السلام در عصر «وزیرنظام» در دوره قاجار خودتان را بزنید به آن راه آقا! خورشید، پشت این پنجره است عنایت خاص امام رضا (ع) به شیخ حبیب‌ا... آثار، برکات و چرایی زیارت امام رضا (ع) | عهدی که با زیارت ادا می‌شود گزارشی از نمایشگاه عکس های حسن توکلی از حرم مطهر رضوی در نگارخانه فردوسی | با عکس هایم از حرم، زندگی کردم
سرخط خبرها

پنجره‌ای که راز دار دست‌های بی شمار است

  • کد خبر: ۲۴۳۷۲۲
  • ۱۷ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۳:۱۵
پنجره‌ای که راز دار دست‌های بی شمار است
خورشید، پشت این پنجره است. آن کسی که نور را می‌خواهد، طلوع را همیشه، حتی در ظلمانی ترینِ شب ها، در پشت این پنجره نظاره‌ می‌کند.

در دل این شهر، جایی هست که دست‌ها هم زمزمه‌ می‌کنند. اینجا به واژه‌ها نیازی نیست. چشم‌ها بسته اند و خیس، لب‌ها خموش اند و برهم فشرده. راز‌ها در سکوت، از میان پنجره عبور می‌کنند، آن چنان که نسیمی از میان شاخ و برگ درختان بید. پنجره، محکم است، پنجره، رازدار است. حرف‌های نگفته را، صبورانه از دست‌های بیشماری شنیده است.

قرار را، در دل بی قرارانِ فراوانی نشانده است. ایستاده است تا ایستادن در محضرِ نور را بیاموزاند. پنجره، صبر است. صبر برای گشایش. تمام پنجره‌ها که قرار نیست به سمت آسمان باز شوند، در این شهر، پنجره‌ای هست که به سمت قطعه‌ای از بهشت باز می‌شود. اینجا خورشید از آسمان طلوع نمی‌کند. 

خورشید، پشت این پنجره است. آن کسی که نور را می‌خواهد، طلوع را همیشه، حتی در ظلمانی ترینِ شب ها، در پشت این پنجره نظاره‌ می‌کند. طلوع، رحمت است. نور، برکت است. خورشید، جاودانه است. پشت این پنجره، تاریکی معنایی ندارد. این طلوع، هیچ گاه غروب نخواهد کرد.

اینجا قلمرو نور است. جایی که هیچ کسی در آن گم نمی‌شود. هفت آسمان هم، سال هاست در جست وجوی نور، پشت این پنجره اند.
صبورانه ایستاده اند و دست هایشان را به تمنا دراز کرده اند. انگار آن‌ها هم می‌دانند که آسمانِ هشتم، تمامش خورشید است، نورِ جاوید است. چشم‌ها اینجا به سرای دیگری باز می‌شوند. دیدن لازم نیست، با چشم‌های بسته، نگاه پشت این پنجره آغاز می‌شود.

نگاهی که آدم هست و نیست خودش را با آن فراموش می‌کند. حاجت، با همین نگاه، روا می‌شود. جست وجوگر، گم گشته اش را همین جا پیدا می‌کند. هوایِ دل با نسیمی که از این پنجره می‌وزد تازه می‌شود، آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، اما پشت این پنجره دل‌ها جا می‌مانند. درست همان گونه که شاعری روبه روی این پنجره ایستاد و زیر لب این گونه زمزمه کرد:

«پلکی به هم زد آدم و ناگاه دید هست
وقتی که در حیاط حرم می‌وزید هست

بعدا یقین به نور شما کرد دید نیست
با شک نگاه کرد خودش را و دید هست

پس بی خیال زردی پاییز شد و گفت:
تا انبساط سبز شما هست عید هست

هر لحظه کهنه می‌رود و تازه می‌رسد
اینجا چقدر آمد و رفت جدید هست

از سینه چاک‌های شما کم نمی‌شود
در دشت لاله خیز همیشه شهید هست

با سنگ‌های فرش حرم حرف می‌زنم
اینجا چقدر سنگ صبور سفید هست!

دل را به دست پنجره فولاد می‌دهم
اینجا برای هر دل بسته کلید هست ...

من از کبوتران حرم هم شنیده ام
فرصت برای بال اگر می‌پرید هست.» *

*شعر: رضا جعفری
عکس: حسن توکلی

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->