به گزارش شهرآرانیوز، اگر روزی پیرمردی را با موهای سپید، عینکی با فریم ساده و چهرهای اخمو دیدید که با جدیت تمام درباره «خراب شدن دنیا به دلیل پیشرفت تکنولوژی» زیر لب غر میزند و در همان لحظه هم به جهانی سرشار از جادو، ارواح، جنگل و کودکانی جسور میاندیشد، حتم بدانید که با «هایائو میازاکی» روبهرو هستید.
میازاکی کارگردان و نویسندهای است که در سال ۱۹۴۱ در ژاپن به دنیا آمده و کودکیاش زیر سایه جنگ جهانی دوم گذشته است؛ شاید به همین علت باشد که در آثارش هواپیماها یا داستانی عاشقانه در قلب خود دارند یا با هیاهویی ترسناک به قصه وارد میشوند و جنگ همیشه چیزی است که باید از آن گریخت.

او از آن نسل هنرمندانی است که باور داشتند انیمیشن محدود به جهان کودکانه نیست؛ اتفاقا برای بزرگسالانی است که هنوز یادشان مانده چطور رؤیا ببینند.
میازاکی استاد ساختن دنیاهایی است که هم بوی چمن خیس میدهند و هم با صدای موتورها و هیاهوهای اطراف، آرامش را از آنها دریغ میکنند. احتمالا انیمه «قلعه متحرک هاول» را دیدهاید؛ در قصری که با افسردگی راه میرود، جادوگری حضور دارد که دلش از جنگ گرفته است و هاولی که بیش از جنگ، از پذیرش مسئولیت فرار میکند. این انیمه که مرزی میان افسانه، عشق و اعتراضی برای برکندن ریشه جنگ را به تصویر میکشد، یکی از مشهورترین و پرمخاطبترین آثار میازاکی است.

این کارگردان نویسنده بارها گفته که از صنعت انیمهسازی، انسان مدرن و حتی برخی از مخاطبانش چندان رضایتی ندارد اما با این حال، کمتر کسی در جهان این صنعت بزرگ، شبیه به او یافت میشود که به این اندازه برای انسان، طبیعت و کودک دل بسوزاند. در آثار میازاکی، جنگلها زندهاند، دریاها شخصیت دارند، و زنان قویتر، عاقلتر و جسورتر از کلیشههای رایج ظهور پیدا میکنند بیآنکه نیازی به شعار داشته باشند.
میازاکی در جهان مخاطبان آثارش همچون پیرمردی است که مدام میگوید «این دنیا دیگر به درد نمیخورد» اما تمام تلاشش را میکند تا لبخندی کوتاه، مانع از فرسودگی و سرخوردگی ما شود.
هایائو میازاکی نه فقط یک انیماتور، بلکه یک جهانساز است؛ کسی که با تخیل، علیه جنگ، بیروحی و فراموشی رویاها مبارزه میکند و میداند که برای حرفهای بزرگ، همیشه نیازی به فریاد زدن نیست.