به گزارش شهرآرانیوز؛ در شماره پیشین از آینه در تاریخ معماری ایران و از جایگاهش در دوره قاجار گفتیم. در این شماره به یکی از نمونههای کممانند آینهبندی دوره قاجار و در کل به آینهکاریهای حرم امامرضا (ع) میپردازیم؛ میراثی که حالا از ایران هم فراتر رفته و در فهرست آثار جهانی برای خودش جا باز کرده است.
پیشتر گفته بودیم نخستین جایی که انسان خودش را در آن مانند آینه دید، آب بود. آب و آینه نزد ایرانیان و در تاریخ ایران نماد پاکی و روشنایی هستند. این دو یک وجه مشترک دیگر هم با هم دارند؛ آب و آینه هر دو باید صاف و زلال و بدون آلودگی باشند تا بتوانند تصویر مقابلشان را خوب نمایش دهند.
خیلی درست و دقیق نمیشود درباره این تقدس نظر داد، اما این ویژگیهای مشترک و اینکه آینه بازتاب تصویر و زیباییهای آفرینش است، آن را به عنصری مقدس در معماری بدل کرد، بهشکلی که اکنون آینهکاری در بناهای مذهبی بخش عمدهای از این هنر را در سرفصل تزیینات معماری ایرانیاسلامی در برمیگیرد.
این موضوع در حرم امامرضا (ع) در مشهد هم بسیار به چشم میخورد. اکنون تزیینات پرشمار حرم را نمیشود بدون آینهکاری تصور کرد و تقریبا این میراث جهانی که هنر دست هنرمندان ایرانی است، همه جای حرم دیده میشود.
شکلگیری هنر آینهکاری را میشود به روشنایی هم ربط داد. نیاز به روشنایی باعث شد از آینه برای تزیین استفاده شود. اینگونه، با کوچکترین نور و بازتابش در آینههای متعدد، نور زیادی پراکنده میشده است. با وجود این، در هنر آینهکاری امروزی بهویژه در بناهای مذهبی، یک اصل دیگر نیز دخیل است.
طبق دستورات دینی، عبادتکننده نباید تصویر خودش را در آینه ببیند؛ از این رو آینهها در تزیینات آینهکاری بهشکل شکسته استفاده میشوند، به طوری که حتی اگر مقابلشان هم بایستیم، نمیتوانیم تصویر خودمان را در آنها ببینیم.
با کمی گشتن بین آثار نیاکانمان، جایگاه خاص آینه را درمییابیم، اما ظاهرا آنچه پای آینه را به فضاهای معماری بهویژه به معماری مذهبی باز کرده، اصالت نور و صفای باطن نزد ایرانیان بوده است. در نتیجه، آینهبندی در مکانهای مقدس نیز شأنی معنوی پیدا میکند.
قلب حرم امامرضا (ع) روضه منوره است. در نتیجه دور از ذهن نیست که آینهکاری هم نخستینبار از آنجا شروع شده باشد. آینهکاری زیر گنبد طلا در دوره ناصرالدینشاه و تولیت عضدالملک در آستانقدس، سال۱۲۷۵قمری انجام شده است. در نتیجه، درست زیر گنبد طلا، یعنی جایی که زائر حرم امامرضا (ع) در نگاه اول از حرم میبیند، با آینهکاری پوشیده شده است.
آینهکاری این بخش روی تزیینات دورههای پیشین است و چهبسا آینهکاریای از دوره صفویه در این مکان وجود داشته است که در دوره قاجار روی آن را تزیین کردهاند. در نتیجه، مقرنس سقف روضه منوره با آینههای منقوش به اشکال گوناگون و اسلیمیهایی به رنگهای طلایی و نقرهای و لاجوردی تزیین شده است. از اینجا، آینهکاری به دیگر بخشهای حرم امامرضا (ع) راه یافت که شاخصترین نمونه آن را نیز باید بر سقف و دیوارهای دارالسیاده جست.
درست روبهروی گنبدخانه مسجد گوهرشاد و آن سوی حیاط، رواق دارالسیاده است که غیرمستقیم به روضه منوره میرسد. رواق دارالسیاده مثل بقیه فضاهای معماری مسجد گوهرشاد مربوط به دوره تیموری است. با وجود این، بالای دری که از رواق دارالسیاده به رواق دارالحفاظ باز میشود، اشعاری به خط نستعلیق کتیبه شده است که از محتوای آن پیداست در سال۱۰۸۴ قمری، در عهد شاهسلیمان صفوی، زلزلهای شدید در مشهد رخ داده که به گنبد مطهر و بناهای پیرامونش آسیب زده است. در همان زمان یعنی اوایل دوره صفویه، شکستی هم در بنای رواق دارالسیاده پیدا میشود که مرمت میشود.
امروز برای زائر حرم امامرضا (ع) دشوار است فضای دارالسیاده را بدون این آینهکاریهایی تصور کند که حالا هویت این رواق هستند. با همه اینها، رواق دارالسیاده روزگاری سراسر کاشیکاری بوده است. آینهکاری را میشود آخرین ابتکار هنرمندان ایرانی برای تزیین داخل بناها دانست. از این رو، از سده سیزدهم به بعد بود که آینهکاری رونقی روزافزون گرفت.
آینهکاری دارالسیاده حرم امامرضا (ع) هم میراثی از همین سده و مربوط به اوایل اوجگیری هنر آینهکاری در معماری ایران است. با وجود این، آینهکاریهای سقف دارالسیاده بر اثر گذشت زمان خراب، کهنه و ضایع شدند و حتی آینهکاری برخی نقاط بهکلی ریخته و از بین رفته بود. در نتیجه، از سال۱۳۳۰ خورشیدی سقف دارالسیاده مرمت و آینهکاریاش بازسازی شد. این بازسازیها در زمان محمود بدر، نایبالتولیه وقت، آغاز شد و چند سال بعد کار به نصب کتیبههای رواق و سنگفرش آن رسید.
در حرم امامرضا (ع) میشود شیوههای گوناگون آینهکاری را دید؛ این یعنی حرم امامرضا (ع) موزه کامل و نادر هنر آینهکاری ایرانی است. یکی از نمونههای آینهکاری در معماری ایران، تلفیق آینه و گچ است؛ مثلا در یک شیوه تلفیق که بخشی از دیوار توحیدخانه را در بر گرفته، قطعات آینه به شکلیهای هندسی و گیاهی در گچ نشانده شده است.
گاهی روی گچبری روی آینه نقاشی میشده است که این شیوه «آینه تصویر» نامیده میشود. طرح «گره» نیز که رایجترین طرح آینهکاری ایرانی است، در رواقهای دارالرحمه و دارالهدایه به چشم میخورد. گرهچینی در آینهکاری مجموعهای از شکلهای هندسی است که با نظم و ترتیب و پیچش و شکلهای هماهنگ و قرینه کنار هم چیده شدهاند.
شیوه دیگری از آینهکاری که در روضه منوره، دارالسیاده و دارالسعاده و... به چشم میخورد، استفاده از آینههای رنگارنگ است. در این شیوه، طرحهای گل و بوته و ترنج و نیمترنج که از آینه و شیشههای رنگی به حالت منحنی، گرد یا بادامیشکل بریده شدهاند، بر زمینه آینه چسبانده میشوند.
استفاده از کتیبه در آینهکاری نیز بخش دیگری از این هنر است که شاخصترین نمونه آن زیر پاکار گنبد روضه منوره با مضمون سوره جمعه و به قلم علیرضا عباسی است. با همه اینها، امروز تقریبا صحن و رواقی از حرم امامرضا (ع) نیست که از هنر آینهکاری خالی باشد و اینها که گفته شد، نمونههای شاخص هنر آینهکاری ایرانی در حرم هستند.
با این تفاسیر، آینهکاری پیوندی است بین تاریخ، هنر معماری، صنعت شیشهگری و فلسفه نور که حرم امامرضا (ع) از حجم بزرگی از این هنر ظریف و زیبا میزبانی میکند. این میراث حالا ثبت جهانی و شهره آفاق شده است.